دکتر فریبا قدرتی عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در مورد زیست علمی و انسانی در اقتصاددان نوشت : گفتگویی متفاوت با استادی که شنیدن را هنر معلمی ساخته و انسانیت را سرلوحه دانش و پژوهش قرار داده است.
مقدمه
دانش اگر با منش، صبوری و انسانیت آمیخته نشود، تنها مجموعهای از واژگان و ارقام باقی میماند. اما در صحن دانشگاه تهران، نامهایی هستند که اصالتِ استادی را نه فقط در شمار مقالات و تراز آکادمیک، بلکه در گشودگی سینه، گوش شنوا و دستهای معلمی میجویند که پناه دانشجوست.
خانم دکتر شهلا کاظمیپور، استاد برجسته جمعیتشناسی و جامعهشناسی، از معدود چهرههایی است که کارنامه درخشان پژوهشیاش تنها بخشی از شناسنامه علمی اوست. وزن واقعی او در جامعه علمی ایران، در مسئولیتپذیری اجتماعی، دلسوزی بیدریغ و منش وارستهای معنا پیدا میکند که سالهاست چراغ راه پژوهشگران جوان شده است.
در این گفتگوی کوتاه و صمیمی، به سراغ استادی رفتهایم که انساندوستی را سرلوحه کار خویش قرار داده تا از نگاه علمی، تجربه سالها زیست در دانشگاه و منش معلمی سخن بگوییم.
۱. واکاوی جامعهشناختی مسئله مهاجرت
قاب شهر: خانم دکتر، شما سالها مسئله مهاجرت را بهطور علمی بررسی کردهاید؛ از نگاه جامعهشناختی، فکر میکنید مهمترین دغدغه یا انگیزهای که نسل جوان را به فکر مهاجرت میاندازد چیست؟
دکتر شهلا کاظمیپور:
بحث مهاجرت بسیار مفصل است، اما اگر بخواهم از منظر جامعهشناسی جمعیت آن را دستهبندی کنم، خروج جوانان از کشور عمدتاً تحت تأثیر دو جریان اصلی رخ میدهد:
مهاجرتِ «فرصتمحور» (متأثر از عوامل جاذبه مقصد): دانشجویان زبده و نخبگان علمی مانند رتبههای برتر و استعدادهای درخشان به دلیل محدودیتِ ظرفیت رشد علمی در داخل، از مراکز قوی پژوهشی، پزشکی و مهندسی در جهان بورسیه میگیرند. این رفتوآمد علمی در تمام دنیا (حتی کشورهایی مثل هند، چین و ژاپن) طبیعی است. اما چالش اصلی ما در سالهای اخیر این است که «میزان بازگشت» این نخبگان بسیار کاهش یافته؛ زیرا میبینند دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی داخلی، توان جذب، بهکارگیری و پشتیبانی از این حجم تخصص را ندارند.
مهاجرتِ «فشارمحور» (متأثر از عوامل دافعه مبدأ): گروه دوم—که طیف وسیعی از دانشجویان، جویندگان کار و خانوادهها را شامل میشود—بیش از آنکه شیفتهی جذابیتهای مقصد باشند، زیر بار فشارهای مبدأ قصد رفتن میکنند. مسائلی چون عدم رشد اقتصادی، نبود شغلی متناسب با تحصیلات، تورم، مشکلات معیشتی و محدودیتهای اجتماعی دست به دست هم میدهند تا فرد خود را به آب و آتش بزند تا صرفاً از شرایط موجود عبور کند.
از منظر جامعهشناسی، متأسفانه وضعیتِ گروه دوم اغلب به «از چاله به چاه افتادن» شبیه میشود. اقدام به مهاجرت بدون تمکن مالی کافی یا تخصص ویژه، معمولاً فرد را در کشور مقصد نیز با صدمات و دشواریهای جدی مواجه میکند؛ چرا که آن سراب رویایی، همواره در واقعیت محقق نمیشود.
۲. هنر شنیدن و پناه بودن در دنیای پرعجله
قاب شهر: دانشجویان دائماً از صبوری و «گوش شنوای» شما یاد میکنند. در دنیای پرعجله امروز، چگونه این روحیه پناه بودن و شنیدن دغدغههای دانشجو را حفظ کردهاید؟
دکتر شهلا کاظمیپور:
ریشه این صبوری در علاقه واقعی به نسل جوان و حس همپیوستگی درونی است. تعجیل و شتاب همواره در میان جوانان وجود داشته است، اما وقتی دغدغه صادقانه برای حل مشکلات آنها—چه در مسیر آموزش و تحصیلی و چه در چالشهای زندگی—وجود داشته باشد، روحیهی شنوا بودن بهطور طبیعی در انسان تقویت میشود.
از سوی دیگر، نباید از نقش فناوریهای نوين غافل شد. ابزارهای دیجیتال، فضای مجازی و ارتباطات نوین برخلاف تصور عموم، نباید باعث دوری شوند؛ بلکه میتوانند فاصلههای زمانی و مکانی را جبران کنند. این بسترها امکان ارتباط مداوم از طریق ایمیل، پیامرسانها یا گفتوگوهای مجازی را فراهم میکنند، حتی زمانی که حضور فیزیکی در دانشگاه به دلیل مسئولیتهای مختلف محدود باشد.
معتقدم نقش استادی تنها به امور درسی محدود نمیشود؛ هدایتگری واقعی اغلب به مشاورههای فردی و همراهی در مسائل شخصی زندگی تسری مییابد. ایجاد فضای شنوندگی فعال میتواند به حل چالشهای میانفردی دانشجویان کمک کرده و آنها را در مسیر تصمیمگیریهای مهم زندگی دلگرم کند.
۳. تعادل میان پیشرفت علمی، اخلاق و معرفت انسانی
قاب شهر: شما همواره انسانیت را سرلوحه دانش قرار دادهاید. از نگاه شما یک پژوهشگر جوان چطور میتواند بین «پیشرفت علمی» و «اخلاق و معرفت انسانی» تعادل برقرار کند؟
دکتر شهلا کاظمیپور:
پیشرفت علمی و اخلاق انسانی هیچ منافاتی با هم ندارند و نباید احساس کنیم که یک پژوهشگر باید میان یکی از این دو دست به انتخاب بزند. در حقیقت، این دو رویِ یک سکهاند؛ یعنی اگر کسی طالب واقعی پیشرفت علمی باشد، اخلاق و معرفت انسانی لازمهی مسیر اوست.
من بارها در کلاسهایم تأکید کردهام که کلمهی «دانشجو» خودش گویای همهچیز است: کسی که به دنبال دانش میرود و خودش آن را میجوید. بهخصوص در عصر حاضر که دسترسی به منابع علمی بسیار سریع و فراگیر شده، دانشجویان از نظر اطلاعاتی حتی گاهی از اساتید جلوترند. دانشجو اگر علاقهمند باشد بهراحتی میتواند دانش روز را کسب کند.
اما نقش اصلی دانشگاه و استاد چیست؟ کلاس دانشگاه و حضور استاد باید منش، انسانیت و زیستِ اخلاقی را به دانشجو یاد بدهد. استاد علاوه بر انتقال درایتمندانهی دانش، باید صاحب «منش استادی» باشد.
یادم هست در سالهایی که در دانشگاه تهران درباره جذب و استخدام اساتید جدید بحث میکردیم، همواره اعتقاد داشتم ۵۰ درصدِ صلاحیت استاد، «دانش علمی» است و ۵۰ درصد دیگر، «انگیزه، علاقه، وجاهت و منش انسانی» اوست. دانش را همه میتوانند بیابند، اما این حضور در کنار اساتید فرهیخته است که به دانشجو معرفت و اخلاق میآموزد.
۴. فضیلتهای اخلاقی و زیستِ واقعی دانشجو
قاب شهر: شما تجربه همکاری علمی با پژوهشگران متعددی را داشتهاید؛ مهمترین فضیلت اخلاقی و رفتاری که دوست دارید در دانشجوها و پژوهشگران نسل جدید ببینید چیست؟
دکتر شهلا کاظمیپور:
اگر نگاهی به ساختارهای دانشگاهی موفق دنیا بیندازیم، فرد برای کسب دانشِ بالاتر و رسیدن به «علاقه واقعی» خود وارد دانشگاه میشود. فرد قبل از تحصیل علایقش را میسنجد و هدف از تحصیل را افزایش توانمندی فردی برای مؤثر بودن در جامعه، داشتن شغل شایسته و پیشرفت واقعی میداند.
وقتی چنین مبنایی حاکم باشد، از دانشجو انتظار میرود تلاش و پشتکار داشته باشد؛ به دنبال اساتید بگردد، در کلاسهای مختلف حضور یابد و صرفاً روزشماری نکند که ۱۵ یا ۲۰ واحد درسیاش تمام شود. دانشجو باید تشنه دانش باشد؛ حتی اگر ببیند استادی در اتاق کارش مشغول پژوهشی است، برود و یاریرسان باشد؛ چرا که انسان ظرفیت بیپایانی دارد و هرچه تلاش کند، توانمندیاش بیشتر میشود.
در کنار این تلاش، «اخلاق علمی و فضیلت انسانی» اصل غیرقابلانکار است. فضیلتِ مهم این است که دانشجو تمرکزش بر رشد و توانمندسازی خودش باشد، نه تخریب و کنار زدن دیگران برای نمره بالاتر! متأسفانه این رقابتهای ناسالم گاهی دیده میشود، اما اخلاق انسانی حکم میکند که فرد سرش به کار و رشد خودش باشد و از زیرپا گذاشتن اخلاق برای رسیدن به هدف پرهیز کند.
۵. اصل زیستی و یادگاری یک عمر زندگی دانشگاهی
قاب شهر: اگر بخواهید از میان یک عمر زیست و تدریس در دانشگاه تهران، یک اصل زیستی یا اخلاقی را به عنوان یادگاری به دانشجویان هدیه دهید، آن اصل چیست؟
دکتر شهلا کاظمیپور:
من در تمام سالهای زیست دانشگاهیام، همواره ۳۰ درصد توانم را صرف تدریس و ۷۰ درصد آن را وقف تحقیق کردهام. همیشه در کلاسهایم تأکید داشتهام که شاید هر مدرسی نتواند یک محقق برجسته باشد، اما هر محققی قطعاً میتواند مدرسی عالی باشد و دستاوردهای نوینی را به دانشجویان هدیه دهد. مدرس کسی است که متون علمی را خوانده و دانسته به دانشجو منتقل میکند؛ اما استاد واقعی دانشگاه، پیش از هر چیز یک «پژوهشگر» است.
روحیه تحقیق یعنی «دود چراغ خوردن»؛ اگر کسی میخواهد در وادی علم به معنای واقعی موفق شود، باید پژوهشگر باشد. این روحیه تفحص حتی باید از دوران کودکی و مدارس پایه در افراد شکل گیرد؛ بهجای پرورش محفوظات، باید توانمندی و روحیه کاوشگری بچهها در علوم انسانی و تجربی تقویت شود. من اطمینان میدهم هر کس این روحیه تفحص و تحقیق را در خود زنده نگه دارد، انسان موفقی خواهد شد.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع