اقتصاددان گزارش میدهد؛ پارادایمِ جدید در حکمرانیِ صنعتی/ «تحقیق و توسعه»، تنها ابزارِ مدیریتِ هزینههایِ تحریم است
اقتصاددان _ گروه اقتصاد صنعت|| کنفرانس خبری «صنعت تحریم، و صنعتگرانی که رهایش نمیکنند»، با میزبانی ستاد مردمی مشاورین تحقیق و توسعه، فرصتی بود تا حجت بقایی، مشاور تحقیق و توسعه، از زاویهای متفاوت به چالشهای تولید بنگرد. برخلاف رویکردهای سنتی که تحریم را تنها یک «مانعِ لجستیکی» میبینند، بقایی آن را یک «نقصِ بزرگ در تخصیصِ منابع» توصیف کرد که تنها با ابزارِ دانشبنیان قابل اصلاح است.
در این نشست، بقایی با تأکید بر اینکه «اقتصادِ مقاومتی نه یک شعار، بلکه یک ضرورتِ حسابداری برای بقای صنعت است»، اظهار داشت: «بسیاری از صنایع ما در دوران تحریم، به دلیلِ وابستگی به مدلهایِ تولیدیِ دهههایِ گذشته، با “هزینههای سربارِ ناپیدا” دستوپنجه نرم میکنند. تحقیق و توسعه در این میان، نه یک هزینه اضافه، بلکه یک «جراحیِ اقتصادی» است که هزینههایِ پنهانِ خریدِ خارجی و فرآیندهای ناکارآمد را حذف میکند.»
“دو پرسش اختصاصی «اقتصاددان»؛ واکاویِ اعداد و ارقامِ تحریم”
خبرنگار «اقتصاددان» با عبور از مباحث عمومی، دو پرسشِ چالشبرانگیز را درباره «صرفه اقتصادی» و «مدیریت سرمایه» در بنگاههای تحت تحریم مطرح کرد:
سئوال نخست در مورد «سربارِ تحریم» و کاهشِ قیمتِ تمامشده؛ «جناب بقایی، یکی از بزرگترین دردهایِ اقتصادِ صنعت، “سربارِ تحریم” است؛ یعنی هزینهای که تولیدکننده برای تأمینِ قطعات یا مواد اولیه از کانالهایِ واسطه پرداخت میکند. در نظر شما چگونه با ابزارهای تحقیق و توسعه، این سربارِ مالی را که مستقیماً بر قیمتِ نهایی اثر میگذارد، به عددی قابلمدیریت تبدیل میشود؟»
پاسخ بقایی: «دقیقاً نقطه نفوذِ تحقیق و توسعه همینجاست. مشاورین تحقیق و توسعه، “آنالیزِ هزینههای تأمین” را به عنوان اولین گامِ R&D انجام میدهند. وقتی صنعتگر متوجه میشود که برای یک قطعه، ۲۵ درصد اضافه پرداخت میکند تا از کانال واسطه بیاید، مشاورین به جایِ تلاش برای خریدِ ارزانتر، رویِ “مهندسیِ معکوسِ بومیسازیِ فرآیندی” تمرکز میکنند. آنها به صنعتگر ثابت میکنند که با تغییرِ اندک در خط تولید و جایگزینیِ آن قطعه با یک آلیاژ یا قطعۀ داخلیسازی شده، نه تنها آن ۲۵ درصد سربار حذف میشود، بلکه “استقلالِ لجستیکی” به دست میآید. مشاورین هزینۀ تحقیق و توسعه را از محلِ همان “صرفهجویی در سربارِ تحریم” تأمین میکنند؛ این یعنی یک چرخه مالیِ خودگردان.»
سئوال دوم در مورد ریسکِ سرمایهگذاری و بازگشتِ سرمایه؛ «برای یک بانک یا سرمایهگذارِ خصوصی، اختصاصِ منابع به پروژههایِ تحقیق و توسعه همیشه با ریسکِ بالایِ شکست همراه است و ترجیح میدهند منابعِ خود را در بازارهایِ موازی (مثل املاک یا ارز) پارک کنند. شما چه سازوکاری دارید تا “ریسکِ تحقیق و توسعه” را برای تأمینکنندگانِ مالیِ صنعت کاهش دهید و آنها را ترغیب کنید که به جایِ دلالی، رویِ “نوآوریِ صنعتی” سرمایهگذاری کنند؟»
پاسخ بقایی: «بزرگترین خطایِ استراتژیک، ترسِ از شکستِ تحقیق و توسعه است. مشاورین تحقیق و توسعه، ریسک را با “مدلسازیِ دادهمحور” کاهش میدهند. آنها پروژههایِ تحقیق و توسعه را به “مراحلِ کوچکِ زودبازده” تقسیم میکنند. سرمایهگذار لازم نیست رویِ یک رویایِ بزرگ سرمایهگذاری کند؛ آنها به او گزارشهایِ شفافِ فنی و اقتصادی در پایانِ هر مرحله میدهند که نشان میدهد ریسکِ عملیاتی چقدر کاهش یافته است. وقتی سرمایهگذار ببیند که با هر گامِ تحقیق و توسعه، حاشیه سودِ عملیاتیِ شرکت افزایش یافته و وابستگیِ ارزی کمتر شده است، تحقیق و توسعه را به عنوانِ امنترین و پرسودترین داراییِ خود میبیند. مشاورین در حالِ خلقِ “بورسِ ایدههای صنعتی” هستند تا سرمایهها را از بازارهایِ غیرمولد به سمتِ رگهایِ حیاتیِ تولید هدایت کنند.»
این گزارش نتیجه میگیرد که تغییرِ نگاه به تحقیق و توسعه از یک «واحدِ علمی» به یک «واحدِ مدیریتِ مالی و ریسک»، تنها راهِ خروجِ صنعتگرانِ ایرانی از تلۀ هزینههای تحریم و بازگشت به ریلِ رقابتپذیریِ جهانی است./س.غ
_ اختصاصی اقتصاددان؛ کنفرانس خبری صنعت تحریم