به گزارش اقتصاددان به نقل از جهان صنعت ، صنعت زراعت و دامپروری نیز عملکرد قابلتوجهی داشته است. با رشد دلاری نزدیک به50درصد این صنعت توانسته ارزش واقعی فروش خود را افزایش دهد. در زیرگروه تولیدکنندگان مرغ و تخممرغ، علاوه بر رشد مبلغی فروش در برخی نمادها شاهد بهبود حاشیه سود هستیم. نهادهای مالی واسط نیز با رشد دلاری قابلتوجه در زمره صنایعی قرار دارند که توانستند از تورم پیشی بگیرند.
درمیان صنایع صادراتمحور فلزات گرانبهای غیرآهنی یکی از درخشانترین عملکردها را ثبت کرده و درآمد این گروه نسبتبه سال گذشته رشد چشمگیری داشته است. رشد قیمت جهانی فلزات درکنار اثر نرخ ارز مهمترین محرک درآمدی این گروه بوده است. صنعت پتروشیمی نیز با ثبت سودآوری قابلتوجه بهویژه شرکتهای بزرگ این گروه توانسته رشد سودآوری خود را حفظ کند. صنعت بانکداری نیز از دیگر گروههایی است که توانسته درآمدهای عملیاتی خود را بهطور قابلتوجهی افزایش دهد.
صنایعی که از تورم تغذیه میکنند
در نقطهمقابل صنایع فلزات اساسی، مخابرات و نساجی بعضا با خطر کاهش حاشیه سود و افت ارزش ذاتی سهام خود مواجه هستند. صنعت فولاد با چالشهای جدی در زنجیره تامین و توقف صادرات مواجه است و بازگشت تولید بهسطوح قبلی در کوتاهمدت بعید بهنظر میرسد.
صنعت خودروسازی نیز در دام قیمتگذاری دستوری گرفتار است. بازار خودرو بهعنوان یک پناهگاه تورمی برای حفظ ارزش سرمایههای خرد عمل میکند و روند قیمت سهام این گروه پرریسک و نوسانی خواهد بود. صنعت سیمان نیز با وجود ارزندگی ظاهری زیر فشار قطعی برق و رشد هزینههای تولید قرار گرفته و با چالش کاهش تقاضا روبهرو است.
صنایع شیمیایی و پتروشیمی نیز اگرچه در دورههایی رشد قابلتوجهی را تجربه کردند اما جهش نرخ خوراک و هزینههای تولید حاشیه سود آنها را تحت فشار قرار داده است. صنعت فرآوردههای نفتی و پالایشی نیز با وجود رشد قابلتوجه بهشدت بهنرخ ارز و قیمتهای جهانی وابسته است و درصورت تثبیت نرخ ارز انگیزه صعودی آن تخلیه میشود.
چرا رشد بورس شکننده است؟
چند عامل کلیدی تداوم رشد فعلی را با تردید جدی مواجه میکند: نخست ارزش دلاری بازار که همچنان از رشد نرخ ارز عقب مانده و این یعنی رشد ریالی عمدتا جبران تورم است نه خلق ثروت. دوم اقتصاد ایران در وضعیت «نه جنگ، نه صلح» قرار گرفته و هرگونه تحول نظامی میتواند بهسرعت روند بازار را معکوس کند.
سوم ترکیب رشد اخیر نشان میدهد پول بیشتر در نمادهای بزرگ و شاخصساز متمرکز شده است. چهارم نرخ تورم نقطهبهنقطه همچنان بالاست و این یعنی حتی اگر شاخص ریالی رشد کند بازدهی واقعی سرمایهگذاران ممکن است منفی بماند.
کدام رشد ماندگار است؟
آینده بورس تهران را نمیتوان با یک حکم کلی توصیف کرد. شواهد موجود نشان میدهد بخش بزرگی از رشد شاخص کل ماهیت جبرانی و تورمی دارد. در اقتصاد تورمی ایران سرمایه مدام بین بازارها جابهجا میشود. یک دوره دلار جلو میافتد، دورهای طلا و سکه و مقطعی هم بورس. دلار و طلا در ماههای منتهی بهجنگ جهش کرده بودند و سهام جا مانده بود. همین عقبماندگی بورس را ارزان کرد و با تغییر انتظارات جریان پول بهسمت آن برگشت اما در دل همین بازار صنایعی وجود دارند که سودآوری آنها بر پایه اصلاحات ساختاری قیمتگذاری و بهبود دسترسی بهبازارهای داخلی بنا شده است. صنایع غذایی، دارویی، زراعت و نهادهای مالی واسط توانستند از تورم پیشی بگیرند و ارزشافزوده واقعی ایجاد کنند.
سرمایهگذاری در ماههای آینده بیش از هر زمان دیگری نیازمند تفکیک میان رشد ریالی و رشد واقعی است. تنها صنایعی که توانستند از گردنه تورم عبور کرده و ارزش واقعی ایجاد کنند ظرفیت حفظ سودآوری در بلندمدت را دارند.
بورس در مسیر جبران فاصله با تورم
نیما میرزایی – بازار سرمایه کشور طی سالهای اخیر فاصله عمیقی با تورم انباشته پیدا کرده است. ریشه این عقبماندگی را باید در دو عامل کلیدی جست: نخست سیاست قیمتگذاری دستوری ارز که بانک مرکزی سالها با تثبیت نرخ امکان تعدیل ارزش ریالی داراییهای شرکتها را محدود کرد. دوم تورم فزایندهای که همزمان با افزایش هزینههای تولید سودآوری اسمی شرکتها را افزایش داد و جذابیت نسبی بورس را تقویت کرد. با تشدید تورم و محدودیتهای تجاری ناشی از جنگ صورتهای مالی شرکتها جهشهای ریالی قابلتوجهی را تجربه کردند.
همین موضوع اقبال بهبازار سهام را با وجود ریسکهای سیستماتیک بهشدت افزایش داد. شاخص کل که پیش از جنگ در محدوده ۳میلیونو۷۰۰هزارواحد بسته شده بود امروز از مرز ۷میلیونواحد عبور کرده و رشد نزدیک بهدوبرابری را ثبت کرده است. چشمانداز ماههای آینده نیز حاکی از تداوم این روند است. انتظار میرود رشد بازار در اکثر گروهها مشاهده شود اما پیشتازی از آنِ گروه فلزات اساسی و سهام دلاری خواهد بود. بانک مرکزی نیز با افزایش تدریجی نرخ دلار نیمایی و تلاش برای حفظ فاصله منطقی آن با بازار آزاد عملا بهتقویت این گروهها کمک میکند. برآوردها نشان میدهد درصورت رسیدن دلار نیمایی بهبالای ۱۸۰هزارتومان تا پایان زمستان شاخص کل میتواند بهراحتی عدد ۱۰میلیونواحد را در سال جاری ثبت کند. درچنینسناریویی سهام دلاری جذابیت بیشتری خواهند داشت. در این میان صندوقهای اهرمی بهعنوان ابزاری نوین در چندسال اخیر برای سرمایهگذاران ریسکپذیر و آگاه بهروند بازار فرصت مناسبی فراهم کردند. تجربه یک سال اخیر نشان داده که در دورههای رشد شاخص کل این نمادها پیشتاز بازدهی بودند و این الگو در ماههای پیشرو نیز قابل تکرار است.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع