کاهش ارزش پول ملی ایران با وجود ثروت عظیم انفال

  خسرو غنی زاده با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت :چرا با وجود ثروت عظیم انفال، پول ملی ایران ارزش خود را از دست می‌دهد؟ علیرغم داشتن رتبه‌های برتر جهانی در ذخایر نفت، گاز و معادن (انفال)، ریال ایران در چهار دهه‌ی اخیر بیش از ۲۰ هزار برابر ارزش خود را در برابر دلار از دست داده است. این تناقض، سوال بنیادینی درباره‌ی نظام پولی کشور ایجاد کرده است.

بدنه (دلایل عقلی و علمی):

۱. دلیل عقلی (منطق اقتصادی):ارزش هر پولی، تابعی از دو عامل است: مقدار تولید (کالا و خدمات) و حجم نقدینگی. وقتی نقدینگی بدون پشتوانه‌ی تولیدی افزایش یابد (نسبت نقدینگی به GDP حدود ۵۵٪)، ارزش پول سقوط می‌کند. این یک قانون اقتصادی است که هیچ استثنایی ندارد. انفال به عنوان ثروت راکد، نه به پشتوانه‌ی پول تبدیل شده و نه در چرخه‌ی تولید قرار گرفته است.
۲. دلیل علمی (داده‌های بانک مرکزی):بر اساس آمار، رشد نقدینگی در برخی سال‌ها (مثلاً ۵۲٪) با رشد منفی تولید (-۰.۷٪) همراه بوده است. این عدم تناسب، تورم مزمن (بیش از ۴۰٪ در سال‌های اخیر) را به همراه داشته است. کارشناسان معتقدند که «پشتوانه‌دار کردن پول ملی با انفال» می‌تواند این چرخه‌ی معیوب را بشکند.
۳. دلیل شرعی (منظر فقهی):فقیهانی همچون مرحوم آیت‌الله حائری‌شیرازی بر این باور بودند که پول اعتباری بدون پشتوانه، ذاتاً ناپایدار است و با اهداف اقتصاد اسلامی (عدالت، ثبات، و جلوگیری از ربا) در تعارض است. ایشان فرمودند: «پول اعتباری لحظه‌ای از ربا خلاصی ندارد.» پشتوانه‌ی کالایی (مانند طلا یا نفت) می‌تواند پول را به یک «مقیاس ثابت ارزش» تبدیل کند و از ظلم به قرض‌دهنده و قرض‌گیرنده جلوگیری نماید.

نتیجه‌گیری:برای نجات پول ملی، باید نظام پولی را از اعتباری به کالایی تغییر داد و انفال را به عنوان پشتوانه‌ی پول ملی تعریف کرد. این اقدام، ضمن حفظ ارزش پول، اعتماد عمومی را بازمی‌گرداند و سرمایه‌های راکد را به سمت تولید هدایت می‌کند.

ناکامی سیاست‌های پولی؛ از وابستگی بانک مرکزی تا چاپ پول بدون پشتوانه

جمله‌ی معروف جان مینارد کینز که «برای واژگون کردن جامعه، هیچ راهی مطمئن‌تر از بی‌ارزش کردن پول رایج وجود ندارد»، امروز به مثابه‌ی هشداری برای اقتصاد ایران است. اما چرا با وجود تأکیدات مکرر رهبری بر حفظ ارزش پول ملی، این روند ادامه دارد؟
بدنه (دلایل عقلی، علمی و شرعی):

۱. دلیل عقلی (تحلیل ساختاری):دولت به دلیل کسری بودجه‌ی مزمن (ناشی از وابستگی به نفت و هزینه‌های جاری بالا)، چاره‌ای جز استقراض از بانک مرکزی ندارد. این استقراض، معنای واقعی «چاپ پول» است. این یک بحران ساختاری است، نه یک تصمیم غلط مقطعی. تا وقتی که بودجه‌ی دولت اصلاح نشود، بانک مرکزی استقلال واقعی نخواهد داشت.
۲. دلیل علمی (مطالعات دانشگاهی):پژوهش‌های اقتصادی نشان داده است که رشد پایه‌ی پولی (ناشی از استقراض دولت) و نرخ ارز، دو متغیر کلیدی در تعیین نرخ تورم در ایران هستند. علاوه بر این، نبود شفافیت در ترازنامه‌ی بانک‌ها و ناترازی آنها، به بحران دامن زده است. استقلال بانک مرکزی در قانون جدید (با تغییر ترکیب شورای پول و اعتبار) گامی مثبت است، اما کافی نیست.
۳. دلیل شرعی (فقه حکومتی):از منظر اسلام، عدالت و ثبات اقتصادی از اهداف اصلی نظام مالی است. قرآن می‌فرماید: «وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا يُنفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ» (توبه، ۳۴). این آیه، کنز (ذخیره‌سازی) پول را نکوهش می‌کند؛ اما وقتی پول هر سال نصف ارزش خود را از دست می‌دهد، مردم ناچار به کنز کردن کالاهای باارزش (طلا، مسکن، ارز) می‌شوند که خود باعث رکود تولید و تورم بیشتر می‌گردد. بنابراین، حفظ ارزش پول یک حکم شرعی برای حکومت است تا مردم را به سمت تولید و سرمایه‌گذاری مولد تشویق کند.

نتیجه‌گیری:راهکار اساسی، اصلاح نظام بودجه‌ریزی و قطع وابستگی بانک مرکزی به کسری بودجه است. این اقدامات، با تأکیدات رهبری و اصول فقه حکومتی همخوانی کامل دارد و تنها راه خروج از تورم مزمن است.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × سه =

پربازدیدترین ها