چرا فسادهای شما ؛ ته ندارد !

جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : وقتی عباس بیگدلی نماینده مردم تاکستان از اختصاص ۴۳ هزار میلیارد تومان ( معادل ۴۳ همت ) ارز برای خرید ۳.۵ میلیون تن نهاده خبر می‌دهد که در نهایت به جای سامانه بازارگاه و دست مردم در بازار آزاد و جیب واسطه‌ها فروخته شده ؛ سوال همه ی ملت این است که این پول‌ها کجا رفته و به جیب چه کسی یا کسانی ریخته شده ؟

 وقتی اعداد و ارقام از زبان نمایندگان مجلس و مسئول طراز اول کمیسیون تحقیق و تفحص به گوش می‌رسد ؛ ما دیگر با یک فساد ساده یا یک رانت کوچک در کشور روبه‌رو نیستیم. گاهی این فسادها خود به تنهایی یک جنگِ تمام عیارِ اقتصادی ست. مسئولانی که باید محافظ ثروت ملی باشند اما خود به پیشاهنگان غارت تبدیل شده‌اند. وقتی عباس بیگدلی نماینده مردم تاکستان از اختصاص ۴۳ هزار میلیارد تومان ( معادل ۴۳ همت ) ارز برای خرید ۳.۵ میلیون تن نهاده خبر می‌دهد که در نهایت به جای سامانه بازارگاه و دست مردم در بازار آزاد و جیب واسطه‌ها فروخته شده ؛ سوال همه ی ملت این است که این پول‌ها کجا رفته و به جیب چه کسی یا کسانی ریخته شده ؟ این یعنی ترک فعلِ سازمان‌ یافته. برنامه ریزی شده. هدف مند. وقتی ۶۹ درصد از تکالیف شرکت پشتیبانی امور دام انجام نشده ؛ یعنی نه تنها نهاده به دست دامدار نرسیده بلکه بخشی عظیم از ارز ذخیره شده در بانک مرکزی در مسیرهای موازی به دارایی‌های شخصی تبدیل شده است.

 این دیگر فساد نیست که این خیانت به امنیت غذایی ملی ست. در سویِ دیگر داستان فسادها از نهاده که عبور کنیم به دنیای خودرو می رسیم. جایی که منطق اقتصادی در برابر طمع مدیران زانو می‌زند. وقتی میلیاردها دلار از بیت‌المال برای واردات خودروهای چینی هزینه می‌شود ؛ آن هم با نرخ‌هایی که دو برابر قیمت جهانی ست ؛ باید پرسید هدف از این معامله چیست؟ وقتی مدیرانی با دریافت مبالغی در ابعاد میلیارد دلار ؛ اقدام به واردات خودرو از شرکت‌هایی می‌کنند که کل ارزش شرکتشان از مبلغ دریافتی‌ شان کمتر است ؛ یعنی ما در یک معامله‌ی غیر منطقی نیستیم بلکه در یک سرقتِ  سازمان‌ یافته هستیم. با این پول‌ها نه تنها می‌توان شرکت‌های بزرگ جهانی را خرید بلکه می‌توان اقتصاد یک کشور را از نو و مجدد بازسازی کرد. در لایه پایین‌تر جایی که نان شب مردم به سختی تأمین می‌شود ؛ حتی در زیر پای پالایشگاه‌ها و مخازن ؛ دست‌های بلندِ دزدی پیدا می‌شود. سرقت روزانه ۳۰ هزار لیتر بنزین در آبیکِ قزوین ؛ نشان‌ دهنده یک خلاء امنیتی یا بهتر است بگوییم یک همدستیِ پنهان است. وقتی در شرایطی که مردم برای هر لیتر سوخت با محدودیت روبرو هستند سرقت در این مقیاس رخ می‌دهد یعنی فساد به رگ‌های حیاتی زیر ساختی کشور نفوذ کرده است.

 کمی آن طرف تر اما رئیس کمیسیون کشاورزی مجلس هم می گوید ۲۰ هزار تن مرغ بخاطر سوء مدیریت توی انبارها فاسد شده و باید بیرون ریخته شود. در شرایطی که بخش بزرگی از ملت ؛ لنگِ نان شب هستند و با تورم بی‌رحم ؛ زندگی‌شان را مدیریت می‌کنند هیچ توجیهی برای این حجم از فساد و اهمال و بی توجهی وجود ندارد. این فسادها نباید با گزارش‌های اداری و جریمه‌های ناچیز پاسخ داده شوند. نباید اجازه داد این روندِ خوردن و بردن زیر دقتِ نظر نهادهای امنیتی ؛ اطلاعاتی ؛ بازرسی به یک سنتِ دیرین و قدیمی تبدیل شود. قانون نباید در برابر قدرتِ ثروتِ حاصل از فساد ؛ فلج شود. اگر امروز بدون تبعیض با این لایه از غارتگران و مفسدانِ دانه درشتِ اقتصادی برخورد نشود بی گمان فردا چیزی برای دفاع از آن باقی نخواهد ماند. فساد ؛ پایانِ مسیرِ بقای یک ملت است. همین فساد هاست که ثروت ملی را به تاراج برده تا این مردم را روز به روز ناتوان تر و فقیرتر کند.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هشت − هفت =

پربازدیدترین ها