سرزمینِ وعده‌های تو خالی !

جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : ما در جغرافیایی خاص زندگی می‌کنیم که با تمام سرزمین ها در جهان متفاوت است. جایی که در آن وعده دادن و سر کار گذاشتن ؛ ارزان‌ترین کالای موجود است و عمل کردنِ به وعده ها گران‌ترین کیمیایِ نایاب. مسئولانِ ما ؛ متخصصانِ بلامنازعِ تولیدِ سراب‌اند. وقتی سفره‌های مردم کوچک می‌شود آن‌ها وعده گشایش می‌دهند. وقتی تورم کمرِ معیشت را می‌شکند‌ ؛ آن‌ها از مهار گرانی سخن می‌گویند. حقیقت اما تلخ‌تر از این حرف‌ هاست. مردم در این کشور گوش شان از این وعده ها و قول ها پر است‌. مردمی که میان زمین و آسمان رها شده‌اند ؛ بی‌ آنکه گوشی برای شنیدن رنج‌هایشان وجود داشته باشد. قصه سرزمین موعود برای مسئولانِ ما حکایت عجیبی ست. آن‌ها در اتاق‌های شیک و لوکس و پشت میزهایشان ؛ برای زندگی مردم نسخه می‌پیچند و قول شرف می‌دهند که اوضاع به زودی سامان می یابد. اما کجاست آن شرفی که در گروِ این وعده‌ها به مردم داده شده است؟

 دوستی برایم تعریف می‌کرد در تابستانی که خورشید دزفول هوا را به آتش کشیده بود‌ ؛ افسر نگهبانِ بازرسی پایگاه چهارم هوایی بودم. وارد آسایشگاه سربازان شدم. گرما نفس‌ها را در سینه حبس کرده بود. فریادِ اعتراضِ سربازان بلند بود. به آن‌ها گفتم که قول شرف می‌دهم که فردا شب کولر را برایتان نصب کنم. لبخندهای تلخ و سکوت‌های معنا دار ؛ تنها پاسخ آن‌ها بود. یکی‌شان با صدایی لرزان از خشم گفت جناب سروان ؛ ببخشیدا ! گوش‌مان از این حرف‌ها پر است. همه شما همین را می‌گویید. فقط وعده می دهید اما کو عمل. گفت فردای آن روز وقتی با مانع‌ تراشیِ بخش لجستیک مواجه شدم که می گفت کولر نداریم ؛ به جای توجیه کردن و طفره رفتن نامه نوشتم که یا برای سربازان کولر تهیه می‌کنید و نصب می‌کنید یا کولرِ منزلِ شخصیِ خودتان را برای آسایشگاه می فرستید. من منتظرم. حالا نتیجه چه شد؟

 گفت تا غروب نشده دیدم کولر نصب شد و شب همان سربازانی که به او ناعادلانه تاخته بودند ؛ با شرمندگی طلب حلالیت کردند. چرا؟ چون دیدند که مسئول‌ شان درد را فهمیده و برای درمانش هزینه داده. این درسِ بزرگی برای تمامِ کسانی ست که بر صندلی‌های قدرت تکیه زده‌اند. مشکل اینجاست که در نظام تصمیم‌ گیری ما مسئول خود را شریکِ رنجِ رعیت نمی‌داند. آن‌ها وقتی از گرانی ؛ از مسکن ؛ از بیکاری و از ناامیدیِ جوانان حرف می‌زنند ؛ تنها آمار می‌بینند نه انسان. تا زمانی که مسئولانِ ما دردِ مردم را دردِ خودشان نبینند ؛ تا زمانی که برای حل مشکل مردم ؛ حاضر نباشند از راحتی و رانتِ خودشان مایه بگذارند ؛ بدانید که هیچ گشایشی در این مملکت حاصل نخواهد شد. وعده‌های تو خالی ؛ تنها دیوارِ اعتمادِ بین ملت و دولت را فرو می‌ریزد. ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که مردم دیگر به وعده‌هایِ شیرین اما پوچ حساسیت پیدا کرده‌اند ؛ چرا که می‌دانند پشت این کلماتِ فریبنده نه اراده‌ای برای اصلاح هست و نه تلاشی برای بهبود.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست − یازده =