زنگ خطر «جنون خرید» در بورس

صدیقی کارشناس بازارهای مالی نسبت به تداوم رفتارهای هیجانی پس از رشد جهشی بورس هشدار داد: در نیمه دوم سال، کیفیت سهام و دارایی‌های منتخب می‌تواند تعیین‌کننده‌تر از رشد شاخص باشد.

 

به گزارش اقتصاددان به نقل از بازار ، ساسان صدیقی کارشناس و مدرس بازارهای مالی با بررسی عملکرد بورس از زمان بازگشایی، تشریح کرد: از ۲۹ اردیبهشت تا ۱۹ مرداد حدود ۵۳ روز کاری سپری شده و شاخص کل بورس حدوداً در این مدت با ۵۳ درصد رشد همراه بوده است؛ یعنی به‌طور میانگین نزدیک به یک درصد رشد در هر روز کاری. این میزان بازدهی در مقایسه با بازارهای موازی قابل توجه است و نشان می‌دهد نقدینگی با قدرت وارد بازار سرمایه شده است.

وی با این حال نسبت به ادامه این روند با همین شتاب ابراز احتیاط کرد و گفت: بخشی از رفتار فعلی بازار به دامنه نوسان ۳ درصدی مربوط می‌شود، زمانی که یک سهم وارد صف خرید می‌شود، برخی سرمایه‌گذاران با این تصور وارد می‌شوند که امروز خرید کنند و روز بعد چند درصد بالاتر بفروشند؛ رفتاری که من آن را «جنون خرید» می‌نامم.

صدیقی ادامه داد: در چنین شرایطی دیگر الزاماً تفاوت میان سهم قوی و ضعیف در قیمت‌ها دیده نمی‌شود و ممکن است سهمی با بنیاد مناسب در کنار سهمی قرار بگیرد که از نظر بنیادی حرف چندانی برای گفتن ندارد. این تفاوت معمولاً در زمان صعود مشخص نمی‌شود، بلکه با آغاز اصلاح بازار خود را نشان خواهد داد.

 

اهمیت نقدشوندگی و کیفیت سود در نیمه دوم سال

این کارشناس بازارهای مالی با تأکید بر اینکه در دوره اصلاح، نقدشوندگی و بنیاد شرکت‌ها اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، بیان کرد: سهمی که صرفاً با موج نقدینگی رشد کرده است، ممکن است هنگام خروج پول با مشکل جدی در فروش مواجه شود. بنابراین از این مرحله به بعد باید بیش از گذشته به نقدشوندگی، کیفیت سود، وضعیت ترازنامه، موجودی انبار و توان شرکت برای حفظ حاشیه سود توجه کرد.

وی افزود: گزارش شرکت‌ها در سه ماه ابتدایی سال ۱۴۰۵ در مجموع وضعیت مناسبی داشت و موجودی انبار بسیاری از شرکت‌ها نیز مطلوب بود، اما نمی‌توان این شرایط را تا پایان سال تعمیم داد.

صدیقی خاطرنشان کرد: هرچه به پایان سال نزدیک می‌شویم، هزینه تأمین مواد اولیه و نهاده‌های تولید افزایش می‌یابد و در نتیجه هزینه جایگزینی برای شرکت‌ها اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، چنانچه یک شرکت نتواند افزایش هزینه‌های خود را در قیمت فروش جبران کند، سودآوری آن تحت فشار قرار خواهد گرفت.

ارزش دلاری بورس در محدوده حساس

این مدرس بازارهای مالی یکی دیگر از متغیرهای مهم برای بررسی وضعیت بورس را ارزش دلاری بازار دانست و گفت: بازار سرمایه از سال ۱۳۹۹ از نظر ارزش دلاری وارد یک روند کاهشی شده و در شرایط فعلی، ارزش حدود ۱۱۰ میلیارد دلار را محدوده‌ای با ریسک بالاتر می‌دانم؛ در مقابل، محدوده ۸۰ میلیارد دلار می‌تواند حاشیه امنیت بیشتری برای بازار ایجاد نماید.

وی البته تأکید کرد که ارزش دلاری نباید به‌تنهایی مبنای تصمیم‌گیری قرار گیرد و افزود: این متغیر باید در کنار سودآوری شرکت‌ها، نرخ ارز، نرخ بهره و ارزش‌گذاری سهام مورد بررسی قرار گیرد.

چرا پیش‌بینی دلار با مدل‌های گذشته می‌تواند خطا ایجاد کند؟

صدیقی همچنین با اشاره به اهمیت نرخ ارز در معادلات بازارهای مالی اظهار داشت: یکی از متغیرهایی که امسال کمتر به آن توجه شده نرخ ارز است، بسیاری از تحلیل‌ها همچنان با مدل‌های سال‌های گذشته و عمدتاً بر مبنای رشد نقدینگی، نرخ دلار را تخمین می‌زنند.

وی ادامه داد: رشد نقدینگی بدون تردید متغیر مهمی است، اما امسال با شرایط متفاوتی مواجه هستیم، جنگ و خسارات واردشده به زیرساخت‌ها باعث شده هزینه بازسازی و جایگزینی زیرساخت‌ها نیز وارد معادلات اقتصادی شود.

این کارشناس بازارهای مالی گفت: زمانی که زیرساخت‌ها آسیب می‌بینند، هزینه بازسازی باید از محلی تأمین شود و بنابراین در کنار رشد نقدینگی، هزینه‌های بازسازی و جبران خسارت نیز باید در تحلیل نرخ ارز لحاظ شود. به همین دلیل، استفاده از الگوهای سال‌های گذشته برای پیش‌بینی دلار می‌تواند با خطا همراه باشد.

صدیقی پیش‌بینی شخصی خود را این‌گونه بیان کرد: در سناریوی تحلیلی من، دلار تا پایان سال ۱۴۰۵ می‌تواند به محدوده بالای ۲۵۰ هزار تومان برسد؛ البته این عدد قطعی نیست و صرفاً سناریویی بر مبنای شرایط نقدینگی، تورم، هزینه‌های ناشی از جنگ و نیز وضعیت اقتصادی است.

نقره؛ دارایی جذاب نیمه دوم سال؟

این تحلیلگر بازارهای مالی درباره بازارهای موازی نیز ابراز داشت: نیمه دوم سال می‌تواند با نیمه نخست تفاوت داشته باشد، چنانچه نرخ ارز با سرعت بیشتری رشد کند، طبیعتاً طلا و سایر دارایی‌های مرتبط نیز تحت تأثیر قرار خواهند گرفت، اما من در ادامه مسیر بیشتر به دنبال بازاری هستم که صرفاً به تقاضای سرمایه‌گذاری وابسته نباشد.

زنگ خطر «جنون خرید» در بورس| نقره در کانون توجه بازارهای مالی

صدیقی در همین زمینه نقره را یکی از دارایی‌های جذاب دانست و افزود: نقره را نباید صرفاً طلای ارزان‌تر دانست؛ زیرا ساختار تقاضای آن با طلا متفاوت است. نقره هم یک فلز گرانبها و هم یک فلز صنعتی است و همین مسئله باعث می‌شود از دو موتور تقاضا برخوردار باشد.

وی با اشاره به گزارش World Silver Survey ۲۰۲۶ اظهار داشت: بر اساس این گزارش، بازار نقره وارد ششمین سال متوالی کسری شده و کسری تجمعی در فاصله سال‌های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۶ حدود ۷۶۲ میلیون اونس، معادل بیش از ۲۳ هزار تن، برآورد شده است. برای سال ۲۰۲۶ نیز با وجود رشد عرضه، همچنان کسری حدود ۶۷ میلیون اونس پیش‌بینی شده است.

کسری نقره به معنای تمام شدن این فلز نیست

این کارشناس برجسته بازارهای مالی با اشاره به اینکه مفهوم کسری بازار نباید به معنای تمام شدن نقره تلقی شود، توضیح داد: بخشی از این فاصله طی سال‌های گذشته از طریق موجودی‌های انباشته تأمین شده است، در واقع بازار برای ایجاد تعادل میان عرضه و تقاضا بخشی از ذخایر قبلی خود را مصرف کرده است.

صدیقی افزود: از نگاه من، تداوم کسری برای شش سال اهمیت بیشتری از خود عدد کسری دارد؛ زیرا اگر بازار فقط یک سال با کسری مواجه شود، می‌توان آن را اتفاقی موقت دانست، اما زمانی که این وضعیت چند سال متوالی ادامه پیدا می‌کند، این سؤال مطرح می‌شود که موجودی‌های قبلی تا چه زمانی می‌توانند این فاصله را پوشش دهند.

وی البته تأکید کرد که افزایش قیمت، خود می‌تواند واکنش عرضه و تقاضا را به همراه داشته باشد، با افزایش قیمت، صنایع به سمت کاهش مصرف، جایگزینی و بازیافت حرکت می‌کنند. نمونه آن را می‌توان در صنعت پنل‌های خورشیدی مشاهده کرد که در حال کاهش مصرف نقره به ازای هر واحد محصول می باشند.

 

هوش مصنوعی و دیتاسنترها؛ موتورهای جدید تقاضای نقره

صدیقی در عین حال گفت: همزمان حوزه‌هایی مانند هوش مصنوعی، دیتاسنترها، خودرو، الکترونیک، هوافضا و زیرساخت می‌توانند تقاضای جدیدی برای نقره ایجاد نمایند.

وی یکی از ویژگی‌های مهم بازار نقره را محدودیت واکنش سریع عرضه دانست و افزود: بخش قابل توجهی از نقره به‌عنوان محصول جانبی استخراج فلزاتی مانند مس، سرب، روی و طلا تولید می‌شود. بنابراین حتی در صورت افزایش قیمت نقره، عرضه معدنی الزاماً نمی‌تواند با همان سرعت واکنش نشان دهد.

به گفته این کارشناس، همین موضوع تفاوت مهم نقره با بسیاری از کالاهاست؛ چراکه عرضه آن کاملاً کشش‌پذیر نیست و در طرف دیگر، تقاضای آن نیز تنها به مصرف صنعتی محدود نمی‌شود.

 

نقش فدرال رزرو در آینده فلزات گرانبها

صدیقی همچنین در ادامه به سیاست پولی آمریکا اشاره کرد و گفت: نرخ بهره بالا طی سال‌های اخیر فشار زیادی بر فلزات گرانبها وارد کرده و به نظر می‌رسد بخشی از ظرفیت بنیادی نقره هنوز در قیمت آن منعکس نشده است.

وی افزود: چنانچه نرخ‌های بهره واقعی کاهش پیدا کند و فشار سیاست پولی کمتر شود، نقره می‌تواند به‌صورت همزمان از دو طرف، یعنی تقاضای سرمایه‌گذاری و مصرف صنعتی، مورد حمایت قرار گیرد.

این مدرس بازارهای مالی پیش‌بینی کرد: در سناریوی شخصی من، قیمت جهانی نقره تا پایان سال ۱۴۰۵ می‌تواند به محدوده بالای ۸۵ دلار برسد؛ البته این رقم نیز یک سناریوی تحلیلی است و نباید به‌عنوان عدد قطعی در نظر گرفته شود.

 

ترکیب پیشنهادی صدیقی برای یک سبد با ریسک متوسط

صدیقی در پایان با ارائه یک سبد فرضی برای سرمایه‌گذاری با ریسک متوسط گفت: اگر بخواهم بر اساس این دیدگاه یک سبد فرضی طراحی کنم، حدود ۳۵ درصد سهام، ۲۵ درصد طلا، ۲۵ درصد نقره، ۱۰ درصد دلار و ۵ درصد صندوق درآمد ثابت را در نظر می‌گیرم.

وی تأکید کرد: در بخش سهام، ترجیح من شرکت‌هایی است که نقدشوندگی مناسب، بنیاد قوی، سود واقعی و توان انتقال افزایش هزینه‌ها به قیمت فروش داشته باشند.

این کارشناس بازارهای مالی در جمع‌بندی گفت: بورس همچنان ظرفیت رشد دارد، اما پس از رشد ۵۳ درصدی اخیر نمی‌توان انتظار داشت همه سهم‌ها با همان سرعت حرکت کنند. به‌ویژه در شرایط دامنه نوسان فعلی، ممکن است در مرحله صعود سهم‌های خوب و ضعیف در کنار یکدیگر رشد کنند، اما با آغاز اصلاح، تفاوت میان آنها آشکار خواهد شد.

صدیقی در نهایت خاطرنشان کرد: در نیمه دوم سال بیش از خود شاخص باید به «کیفیت رشد بازار» توجه کرد؛ در بورس انتخاب سهم مناسب اهمیت دارد، همچنین در بازار ارز باید متغیرهای جدید اقتصادی را در نظر گرفت کما اینکه در بازارهای جهانی نقره می‌تواند یکی از دارایی‌هایی باشد که داستان بنیادی آن همچنان ادامه دارد.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یازده − 3 =

پربازدیدترین ها