دکتر ابوالفضل هنانیان مشاورکارآفرینی و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : مقدمههوش مصنوعی دیگر یک مفهوم دور از ذهن و متعلق به آینده نیست؛ بلکه بهسرعت وارد زندگی روزمره، آموزش، پزشکی، اقتصاد، صنعت، رسانه، امنیت و حتی تصمیمهای شخصی انسانها شده است. سرعت پیشرفت این فناوری به اندازهای است که بسیاری از تغییراتی که زمانی تخیلی به نظر میرسیدند، امروز در حال تبدیلشدن به واقعیت هستند.هوش مصنوعی میتواند یکی از بزرگترین دستاوردهای بشر باشد؛ اما یک پرسش اساسی وجود دارد: آیا هوش مصنوعی برای همیشه در جایگاه ابزار انسان باقی خواهد ماند، یا ممکن است روزی انسان بخشی از قدرت تصمیمگیری خود را به آن واگذار کند؟مسئله اصلی، خود فناوری نیست؛ بلکه نحوه استفاده انسان از آن و مرزی است که میان «کمک گرفتن از هوش مصنوعی» و «سپردن تصمیمگیری به هوش مصنوعی» ایجاد میشود.
هوش مصنوعی؛ فرصت بزرگ یا تهدید آینده؟
هوش مصنوعی ظرفیتهای بسیار گستردهای دارد. میتواند در تشخیص بیماریها، افزایش بهرهوری، آموزش شخصیسازیشده، کشف علمی، کاهش خطاهای انسانی و حل بسیاری از مسائل پیچیده به انسان کمک کند.اما هر فناوری قدرتمندی در کنار فرصتهای خود، خطرهایی نیز دارد. اگر انسان بهتدریج برای تصمیمهای مهم زندگی، شغلی، خانوادگی، اقتصادی و اجتماعی خود بیش از اندازه به سامانههای هوشمند وابسته شود، ممکن است توانایی تحلیل، انتخاب و مسئولیتپذیری او کاهش پیدا کند.تفاوت مهمی وجود دارد میان اینکه هوش مصنوعی به انسان پیشنهاد بدهد و اینکه انسان تصمیم نهایی را به هوش مصنوعی واگذار کند.در حالت اول، فناوری در خدمت انسان است؛ اما در حالت دوم، انسان ممکن است بهتدریج نقش خود را از تصمیمگیرنده به اجراکننده تصمیم یک سامانه تبدیل کند.
خطر تصمیمگیری بدون مسئولیت
یکی از مهمترین نگرانیهای آینده این است که در برخی حوزههای حساس، تصمیمهایی که پیامدهای انسانی و اجتماعی دارند، بیش از اندازه به الگوریتمها سپرده شوند.یک الگوریتم ممکن است بر اساس دادهها تصمیمی منطقی به نظر برساند، اما زندگی انسان فقط مجموعهای از اعداد و دادهها نیست. ارزشهای اخلاقی، شرایط خانوادگی، عدالت، کرامت انسانی و پیامدهای اجتماعی نیز باید در تصمیمگیری مورد توجه قرار گیرند.به همین دلیل، مسئولیت نهایی تصمیمهای مهم باید همچنان بر عهده انسان و نهادهای انسانی باشد.
از آموزش تا اشتغال؛ جامعه در حال تغییر است
ورود هوش مصنوعی به بازار کار نیز تغییرات بزرگی ایجاد خواهد کرد. برخی مشاغل ممکن است کاهش پیدا کنند یا شکل آنها کاملاً تغییر کند و در مقابل، مشاغل جدیدی به وجود بیایند.این مسئله نشان میدهد که آموزش و پرورش نمیتواند صرفاً دانش امروز را به نسل آینده منتقل کند. دانشآموز امروز باید برای جهانی آماده شود که بسیاری از مشاغل و مهارتهای آن هنوز به شکل کامل وجود ندارند.بنابراین لازم است نظامهای آموزشی، علاوه بر دانش تخصصی، مهارتهایی مانند تفکر انتقادی، خلاقیت، حل مسئله، کار گروهی، سواد فناوری و توانایی تصمیمگیری مستقل را تقویت کنند.
هوش مصنوعی و نسل آینده
نسل جدید احتمالاً بیش از نسلهای گذشته با هوش مصنوعی زندگی خواهد کرد. اگر از همان دوران کودکی به فرزندان آموزش داده شود که هر پاسخ و تصمیمی را بدون بررسی از هوش مصنوعی دریافت کنند، وابستگی میتواند به یک عادت تبدیل شود.هدف آموزش نباید این باشد که کودکان را از فناوری دور کنیم؛ بلکه باید به آنها یاد بدهیم که فناوری را بشناسند، از آن استفاده کنند، اما اختیار فکر کردن و تصمیم گرفتن را از دست ندهند.ضرورت ایجاد یک نهاد بینالمللی برای نظارت بر هوش مصنوعیبا توجه به سرعت گسترش هوش مصنوعی، به نظر میرسد نظارت صرفاً در سطح یک کشور کافی نباشد. هوش مصنوعی مرز جغرافیایی نمیشناسد و یک فناوری توسعهیافته در یک کشور میتواند آثار خود را در سراسر جهان نشان دهد.از این رو میتوان پیشنهاد کرد که یک نهاد بینالمللی مستقل و تخصصی برای حکمرانی و نظارت بر هوش مصنوعی ایجاد شود؛ نهادی با مشارکت کشورهای مختلف، دانشمندان، متخصصان فناوری، حقوقدانان، کارشناسان اخلاق و نمایندگان جامعه مدنی.این نهاد میتواند وظایفی مانند موارد زیر داشته باشد:تدوین استانداردهای بینالمللی ایمنی هوش مصنوعی؛نظارت بر توسعه سامانههای بسیار قدرتمند و پرخطر؛تعیین چارچوبهای بینالمللی برای کاربردهای نظامی و امنیتی؛بررسی خطرهای ناشی از استفاده نادرست از هوش مصنوعی؛
ایجاد سازوکار شفاف برای گزارش حوادث و خطاهای جدی؛کمک به کشورها برای تدوین قوانین داخلی هماهنگ با استانداردهای جهانی؛جلوگیری از رقابتهای خطرناک میان کشورها که ممکن است ایمنی را قربانی سرعت و قدرت کند.البته چنین نهادی نباید به ابزاری برای سلطه چند کشور قدرتمند بر فناوری تبدیل شود. قوانین باید تا حد امکان جهانی، شفاف، عادلانه و قابل نظارت باشند و منافع تمام کشورها و جوامع را در نظر بگیرند.
چرا باید از امروز اقدام کرد؟
تجربه فناوریهای گذشته نشان داده است که گاهی انسان ابتدا فناوری را توسعه میدهد و پس از آشکار شدن پیامدهای منفی آن، به فکر قانونگذاری میافتد.اما درباره هوش مصنوعی، شاید بهتر باشد این مسیر برعکس شود: پیش از آنکه فناوری به مرحلهای برسد که کنترل برخی پیامدهای آن بسیار دشوار شود، چارچوبهای نظارتی و اخلاقی ایجاد کنیم.هدف نباید متوقف کردن پیشرفت هوش مصنوعی باشد. چنین کاری نه واقعبینانه است و نه لزوماً مفید. هدف باید این باشد که پیشرفت فناوری با مسئولیت انسانی، اخلاق، امنیت و منافع عمومی همراه شود.
نتیجهگیری
هوش مصنوعی میتواند یکی از بزرگترین ابزارهای پیشرفت بشر باشد؛ اما تنها زمانی که انسان جایگاه خود را در برابر این فناوری فراموش نکند.ما نباید از هوش مصنوعی بترسیم، اما نباید قدرت آن را نیز دستکم بگیریم. مسئله اصلی این نیست که «آیا هوش مصنوعی باهوشتر میشود؟»؛ بلکه این است که انسان در آینده چه میزان از اختیار، مسئولیت و قدرت تصمیمگیری خود را حفظ خواهد کرد.اگر هوش مصنوعی را بهعنوان ابزاری قدرتمند در خدمت انسان توسعه دهیم، میتواند کیفیت زندگی بشر را افزایش دهد. اما اگر بدون قانون، نظارت و آیندهنگری، تصمیمهای حساس را به آن واگذار کنیم، ممکن است فناوریای که برای خدمت به انسان ساخته شده است، به عاملی تعیینکننده در زندگی انسان تبدیل شود.بنابراین امروز زمان آن است که جامعه جهانی پیش از رسیدن به بحران، درباره مرزهای استفاده از هوش مصنوعی تصمیم بگیرد و برای آن قوانین، استانداردها و یک سازوکار بینالمللی نظارتی قدرتمند و عادلانه ایجاد کند.آینده هوش مصنوعی را فقط فناوری تعیین نمیکند؛ این انسان است که باید از امروز درباره جایگاه هوش مصنوعی در آینده تصمیم بگیرد.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع