عیسی دیرانی، خبرنگار اقتصادان هرمزگان با درج یادداشتی نوشت : متأسفانه در فضای مدیریتی استان هرمزگان، گاهی شاهد یک الگوی تکراری هستیم؛ مدیری با «سلام و صلوات» و تعریف و تمجیدهای فراوان وارد مسئولیت میشود، اما در طول دوران مدیریت، به جای نقد و مطالبهگری مستمر، فضای تملق و تمجید بر نظارت و ارزیابی غلبه میکند. سپس در پایان مسئولیت، همان مدیر با موجی از انتقادها بدرقه میشود؛ گویی ضعفها و کاستیهایی که امروز مطرح میشوند، تازه در روزهای پایانی آشکار شدهاند.
پرسش اساسی این است: اگر ضعفها از ابتدا وجود داشته، چرا زمانی که فرصت اصلاح و جبران بود، مطالبهگری جدی صورت نگرفت؟
نقد واقعی زمانی ارزشمند است که امکان اصلاح وجود دارد، نه زمانی که مسئولیت مدیر به پایان رسیده و فرصت چندانی برای جبران باقی نمانده است. حمایت از مدیر نیز نباید به معنای چشم بستن بر خطاها باشد. مدیر موفق کسی نیست که فقط صدای تشویق را بشنود؛ بلکه مدیری است که نقد منصفانه را بپذیرد و از آن برای اصلاح مسیر استفاده کند.
مطالبهگری از خود آغاز میشود
این موضوع درباره نمایندگانی که خود را مطالبهگر در سطح استان و کشور معرفی میکنند نیز صدق میکند.
نماینده مطالبهگر، پیش از آنکه انگشت اشاره را به سوی مدیران بگیرد، باید آن را متوجه خود و حلقههای نزدیک به خود نیز بکند و از خویش بپرسد:
آیا من و نزدیکانم به قانون پایبند هستیم؟ آیا در برابر قانون و افکار عمومی پاسخگو هستیم؟ آیا اگر خطا یا تخلفی از سوی افراد نزدیک به ما رخ دهد، همان حساسیتی را داریم که در برابر دیگران نشان میدهیم؟
مطالبهگری زمانی اعتبار پیدا میکند که گزینشی نباشد. نمیتوان برای دیگران قانون، شفافیت و پاسخگویی مطالبه کرد، اما خود یا نزدیکان را از همان معیارها مستثنی دانست.
البته نماینده مجلس مسئول همه مشکلات اجرایی نیست؛ اما در جایگاه قانونگذاری، نظارت و پیگیری مطالبات مردم، انتظار میرود درباره نتیجه پیگیریهای خود نیز گزارش روشن و قابل ارزیابی به مردم ارائه کند. مردم صرفاً نمیخواهند بشنوند که «پیگیری کردم»؛ آنان نتیجه پیگیری را میخواهند.
معیار واقعی، زندگی مردم است
عملکرد مدیران و مسئولان را نباید فقط با گزارشهای اداری، نمودارها، آمارها و تعداد پروژههای افتتاحشده سنجید. معیار واقعی، تأثیر عملکرد آنان بر زندگی روزمره مردم است؛ در آب و برق، اشتغال و مسکن، زیرساختها، عدالت در توزیع امکانات و کیفیت خدمات عمومی.
ممکن است در یک دوره مدیریتی دهها پروژه افتتاح شود و گزارشهای متعددی از عملکرد مثبت ارائه شود، اما اگر مردم همچنان با مشکلات اساسی و روزمره دستوپنجه نرم کنند، باید پرسید این توسعه و مدیریت تا چه اندازه در زندگی واقعی آنان اثر گذاشته است.
از سوی دیگر، انتخاب مدیران نیز باید بر پایه شایستهسالاری، تخصص، تجربه، توان مدیریتی و پاکدستی باشد، نه روابط، سهمخواهی و لابیگری. مدیری که بر اساس شایستگی انتخاب شده باشد، پشتوانه اصلی خود را در عملکرد میبیند و بیش از هر چیز خود را در برابر قانون و مردم پاسخگو میداند.
اصلاح یک فرهنگ مدیریتی
اگر واقعاً به دنبال اصلاح مدیریت در هرمزگان هستیم، باید چرخه «استقبال با تملق، سکوت در زمان مسئولیت و انتقاد در زمان بدرقه» را کنار بگذاریم.
نقد باید از روز نخست مسئولیت آغاز شود؛ حمایت باید مشروط به عملکرد باشد و مطالبهگری نیز نباید به زمان تغییر مدیران موکول شود. رسانه، فعال اجتماعی، نماینده مجلس و حتی خود مدیران باید بپذیرند که نقد منصفانه، دشمنی با مدیریت نیست؛ بلکه یکی از ابزارهای اصلاح مدیریت است.
در این میان، هیچکس نباید خود را بیرون از دایره نقد و پاسخگویی بداند. مدیر، نماینده، مطالبهگر، رسانه و فعال اجتماعی، همگی باید خود را در برابر یک معیار مشترک قرار دهند: قانون و منافع عمومی.
شاید مهمترین اصل همین باشد:
مطالبهگر واقعی، پیش از آنکه از دیگران پاسخ بخواهد، باید آماده پاسخگویی درباره عملکرد و رفتار خود و نزدیکانش نیز باشد.
مردم نه استقبالهای پرشور و پر از تملق میخواهند و نه بدرقههای پر از انتقاد؛ آنان مدیریت کارآمد، نماینده پاسخگو و مطالبهگر مستقل و منصف میخواهند.
بیاییم کمتر تملق کنیم و بیشتر نقد کنیم؛ کمتر وعده بدهیم و بیشتر نتیجه ارائه کنیم؛ و به جای آنکه پس از پایان مسئولیت، تازه به فکر ارزیابی عملکرد مدیران بیفتیم، از نخستین روز مسئولیت، مطالبهگری و نظارت را جدی بگیریم.
زیرا اصلاح مدیریت، از لحظه بدرقه مدیر آغاز نمیشود؛ از همان روزی آغاز میشود که او مسئولیت را تحویل میگیرد.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع