نیمی از عمر دولت چهاردهم گذشته و مسعود پزشکیان که از هفتمین روز مردادماه1403 رسما کارش را بهعنوان رییسجمهور ایران آغاز کرد و حالا چند هفتهای بوده که وارد سومین سال دوران چهارساله ریاستجمهوری خود شده است. رییسجمهوری که حتی اگر هم آماده بود که همچون آن دسته از اسلافِ کمابیش اصلاحطلب یا بهتعبیر دقیقتر غیراصولگرایش هر 9روز، هر هفته، هر روز و حتی هرساعت با یک بحران و گاه چند بحران دست و پنجه نرم کند در این مدت و بهویژه در همین بازه زمانی یکساله گذشته با چنان مصائب و بحرانهایی روبهرو شده که احتمالا در مخیله هیچیک از آن پیشینیان نیز نمیگنجید!
به گزارش اقتصاددان به نقل از جهان صنعت ، پزشکیان البته در انتخابات ریاستجمهوری1403 که درپی درگذشت رییسجمهور وقت یکسالی زودتر برگزار میشد آنقدرهم که معمولا در کارزارهای انتخاباتی متداول و رایج است وعده و وعید نداده بود اما همان معدود وعدههایی که درباره تغییر رویکرد اداره کشور، استفاده از نخبگان و کارشناسان، اصلاح سیاست خارجی، احیای برجام و رفع تحریمها، پایاندادن بهانزوای سیاسی ایران و برقراری روابط گسترده با جامعه جهانی، جذب سرمایهگذاری خارجی، حلوفصل مساله FATF، پرهیز از اقتصاد دستوری، دستیابی بهرشد اقتصادی، کنترل تورم و جلوگیری از چاپ پول، اصلاح نظام هدفمندی یارانه، اصلاح سیاست ارزی کشور، آزادسازی واردات خودرو، رفع فیلترینگ و آزادسازی اینترنت، جمعشدن گشت ارشاد و پایاندادن بهبرخوردهای قهری در مساله حجاب و جلوگیری از نقض حقوق شهروندی و آزادیهای اساسی داده بود هم یا اساسا محقق نشد و یا در بهترین حالت و در مورد بعضی از موارد این سیاهه نهچندان بلند بهطور نسبی و نصفهونیمه بهتوفیق رسید.
هرچند چنانکه اشاره شد مصائب و بحرانهایی که او و دولتش در این دوسال و چند هفته با آن دست بهگریبان بوده با هیچمتر و معیاری با آنچه بر سر رییسانجمهور پیشین رفت قابل مقایسه نیست. البته که آنان هم بسته بهاینکه چقدر بهبدنه جامعه نزدیک و از هسته سخت قدرت دور بودند با مشکلاتی مواجه میشدند اما آنچه مشخصا از همان نخستین روز کار پزشکیان با ترور اسماعیل هنیه که از مهمانان رسمی مراسم تحلیف ریاستجمهوری چهاردهم بود آغاز شد و از اواخر بهار و اوایل تابستان سال گذشته همزمان با آغاز دومینسال ریاستجمهوری او بهنحوی چشمگیر و تصاعدی شدت گرفت شرایطی بهمراتب پیچیدهتر و بغرنجتر را بر کشور و متعاقبا دولت چهاردهم تحمیل کرد. بههمیندلیل هم مقایسه عملکرد دولت پزشکیان با دولتهای پیشین بهکار بررسی عملکرد مسعود پزشکیان و همکارانش در دولتچهاردهم نمیآید.
تنها کافی است نگاهی گذرا بهتحولات مهم همین بازه زمانی حدودا یکساله یعنیاز واپسین روزهای بهار1404تا امروز که هنوز قریب بهیکماه تا پایان تابستان1405 باقی مانده بیاندازیم تا متوجه شویم دولت پزشکیان کشور را در چه شرایطی کشور اداره کرده و در چه شرایطی بهاین کار ادامه میدهد. تحولاتی که اگر بخواهیم تنها سرفصلشان را فهرست کنیم هم باید از دوجنگ 12و40روزه، فعالشدن سازوکار ماشه یا همان اسنپبک و البته اعتراضات گسترده دیماه ۱۴۰۴ سخن بگویم؛ اعتراضاتی که حتی با درنظر گرفتن آمار و ارقام رسمی نیز بیتردید خونینترین و درنتیجه خسارتبارترین جنبش اعتراضی ایران بهحساب میآید. البته منتقدان این نگاه بر این باورند که اولا دولتها را نمیتوان در وقوع حوادثی همچون جنگ و بهویژه اعتراضات مدنی و معیشتی بیتقصیر قلمداد کرد و ثانیا نوع عملکرد و برخورد با هریک این حوادث و پدیدههای بهظاهر بیرونی نیز میتواند سنجهای معقول و منطقی در بررسی عملکرد یک دولت باشد. با این همه باید پذیرفت که دستکم بحرانهای فراتر از حد تحمل معیشتی و اقتصادی این یکساله گذشته ازسویی در بروز اعتراضات دیماه1404 تاثیری غیرقابلانکار داشته و از سوی دیگر درپی وقوع دو جنگ 12و40روزه این اوضاع وانفسا بحرانیتر هم شده است. آنهم درحالیکه پزشکیان و دولتش دستکم در شعار و کلام پیوسته از صلح و مذاکره سخن گفته و ظاهرا در تلاشند تا نیروهای جنگطلب یا بهتعبیر دقیقتر، پیروان راهبرد پایداری و مقاومت را قانع کنند که این راهش نیست و چارهای جز پایاندادن بهانزوای سیاسی، گسترش همکاریهای اقتصادی با جامعه جهانی و در یککلام پایین آمدن از خر شیطان رجیم نداریم اما حتی اگر این را بپذیریم که خواست قلبی پزشکیان و همکارانش در دولت چهاردهم این است که «مقاومتطلبان» را با راهبرد «صلحطلبی» خود همراه کنند آیا ناکامی در تحقق این خواست، نمیتواند معیاری باشد برای اثبات اینکه دولت چهاردهم بهطور نسبی، دولتی ناکام بوده است؟! ضمن آنکه حتی در این صورت هم نمیتوان آن برخورد خشونتبار با معترضان دیماه ۱۴۰۴ را پذیرفت؛ معترضانی که بهدلیل انباشت مشکلات معیشتی بهخیابان آمده بودند تا از مشکلاتی بگویند که بیتردید هیچ تقصیری در شکلگیری و انباشتش نداشتند اما سالها و بلکهها دههها برایش هزینه میپرداخته و میپردازند. آن هم در حالی که حتی خود دولت هم پیوسته در گوش این ملت بینوا میخواند که بخشی از این مشکلات ناشی از دههها تحریم خارجی است! همان مردمی که حدود ۶، 7ماه پیش از آنکه جانشان بهلب برسد و در واکنش بهحذف ارز ترجیحی و یکی دیگر از انفجارهای قیمیتی این سالها بهخیابان بیایند و اعتراضات دیماه1404 را رقم بزنند جنگ 12روزه را پشت سر گذاشته بودند و نهتنها صدایشان درنیامده بود بلکه چنان مقاومتی از خود نشان داده بودند که بعضی از سردمداران تندروی این گفتمان پایداری و مقاومت هم زبان بهاعتراف گشوده و از پشت تریبونهای حاکمیتی و ازطریق آنتنهای صداوسیما برایشان شعارهای پُرطمطراق سرمیدادند که بهاین ملت باصفا و بیادعا…!
اما حتی اگر بتوان عملکرد دولت و مشخصا رییس دولت را در حوزههایی همچون سیاست خارجی، امنیت، اقتصاد و معیشت با استناد بهشرایط خاص این سالی که گذشت و بهویژه دو جنگی که در همین مدت کوتاه بر آسمان ایران سایه انداخت توجیه کرد باز هم دفاع از عملکرد دولت در حوزه آزادیهای اساسی، سیاست داخلی و فرهنگ و جامعه اگر نگوییم ممکن نیست بیتردید بسیار دشوار است. بههر حال مسعود پزشکیان فقط وعده معیشتی و اصلاح سیاست خارجی نداده بود. او وعدههایی در راستای تحقق حقوق و آزادیهای اساسی شهروندان داده بود و ازجمله گفته بود که در صورت تصدی بر کرسی ریاستجمهوری بهاین وضعیت دسترسی محدود و حداقلی میلیونها کاربر ایرانی بهاینترنت پایان میدهد و دستکم زمینه رفع فلیترینگ شبکههای اجتماعی را فراهم میآورد اما در این یکسال گذشته نهتنها بههر بهانه دسترسی شهروندان بههمان بهقول معروف فیلترنت مسدود شد، بلکه دیگر دولت حتی در حد شعار هم از رفع فیلترینگ سخن نمیگوید. آن هم در حالی که در این یکسال گذشته هم وقتی دشمن خارجی بهخاک ایران حمله کرد، مردم از همان دسترسی حداقلی خود بهاینترنت محروم شدند، هم وقتی بخشی از خود این مردم، بهخیابانها رفتند تا در اعتراض بهاین وضعیت وانفسای اقتصادی شعار بدهند. تا جایی که طولانیترین دوران انسداد اینترنت در ایران در همین دولت و مشخصا در سال دوم فعالیت آن رقم خورد و ایرانیان در حالی 88روز آزگار از دسترسی بهاینترنت محروم بودند که کمتر از 40روز از این بازه زمانی همزمان باید بمبها و موشکهای آمریکا و اسرائیل را نیز تحمل میکردند. در این مورد هم هر چقدر هم که بخواهیم با روی گشاده و صبر ایوب بهبررسی عملکرد دولت بپردازیم و برفرض انسداد اینترنت را در تمام آن ۴۰ شبانهروزی که جنگ در جریان بود بپذیریم باز معلوم نیست که چرا باید بپذیریم که ادامه این محرومیت عمومی تا 48روز پس از آتشبس نیز همچنان طبیعی بوده است!
با این همه ناکامی دولت در تحقق وعده رفع فیلترینگ و فراتر از آن تندادن بهقطع کامل اینترنت در چند بازه زمانی چند هفتهای و چند ماهه تنها یکی از محورهایی است که منتقدان در بررسی عملکرد مسعود پزشکیان در حوزه مدنی و فرهنگی بهآن میپردازند و از آن گلایه دارند. این گروه از منتقدان همزمان بر این باورند که پزشکیان در این دو سالی که از دولتش گذشته برخی از دیگر وعدههای مهمش در حوزه مسائل جامعه و فرهنگ را نیز یکسر بهدست فراموشی سپرده است. تا جایی که در تمام این مدت هر از گاه خبری از پلمب چندین و چند کافه و محل کسبوکار خصوصی در اینجا و آنجای ایران بهگوش میرسید و دولت تنها با این توجیه که آن اقدامها در حیطه اختیارات قوه قضاییه است پشت استقلال و تفکیک قوا پنهان میشد. حال آنکه بنابر اصل113 قانون اساسی پس از مقام رهبری رییسجمهور عالیترین مقام رسمی کشور است و مسوولیت اجرای قانون اساسی و ریاست قوه مجریه را جز در اموری که مستقیما بهرهبری مربوط میشود بر عهده دارد. همان اصل قانونی که منتقدان بهآن استناد میکنند و معقدند با توجه بهآنکه رییسجمهور بنابر نص صریح قانون اساسی مسوول اجرای قانون اساسی است بنابراین حتی اگر دیگر قوای حاکمیتی هم مرتکب نقض حقوق اساسی شهروندان میشوند دولت و مشخصا شخص رییسجمهور موظف است تا با تذکر و اخطار قانون اساسی با این مصادیق نقض آزادیهای اساسی شهروندان برخورد کند.
با این همه نمیتوان منکر این شد که اقدام مسعود پزشکیان در جلوگیری از اجرای مصوبه جنجالی مجلس شورای اسلامی تحت عنوان قانون حجاب، اقدامی بیسابقه بود که ازقضا حتی تحسین برخی از سرسختترین منتقدان پزشکیان را نیز برانگیخت. هرچند این اقدام در سال نخست ریاستجمهوری پزشکیان رقم خورد و ادامه فشارها در بحث حجاب و بستن کافهها و دیگر کسبوکارهای خصوصی بهبهانه حجاب در سال گذشته باعث شده همان تحسینکنندگان دیروز پزشکیان نیز نتوانند آنطورکه باید و شاید از عملکرد او در این حوزه دفاع کنند.
به هر تفسیر مسعود پزشکیان که در نیمه نخست دوران ریاستجمهوری خود با مشکلاتی مواجه بوده که بیتردید هیچیک از اسلافش تجربه نکردند حال در آغاز نیمه پایانی کار خود قرار دارد و اگرچه انتقادهای بسیاری نیز بهعملکرد او وارد بوده اما بههر روی توانسته کشور را در این دو سال گذشته از دو جنگ خانمانسوز وهزار و یک مشکل و گرفتاری دیگر عبور دهد. او هنوز دوسال دیگر فرصت دارد و میتواند کارهای بسیاری کند که هم مشکلات معیشتی و اقتصادی کاهش یابد، هم وضعیت ایران در جامعه جهانی متحول شود و هم البته این شهروندان جنگزده و بینوا کمتر در خاک خود تحت فشارهای سیاسی و فرهنگی و مدنی قرار بگیرند. شهروندانی که حق دارند با دسترسی آزادانه بهاینترنت با جهان ارتباط برقرار کنند، آنچه میپسندند بر تن کنند و کسبوکاری را دوست دارند، راه بیاندازند و در کشور خود کسب معاش کنند. کشوری که بیتردید شایسته آن است که از جایگاهی بهمراتب رفیعتر از این در جامعه جهانی برخوردار باشد و بهجای پیداکردن مفر و روزنهای برای دورزدن تحریم آزادانه با همسایگان و دیگر کشورهای جهان تعامل اقتصادی کند و میزبان جامعهای پویا و فعال باشد. جامعهای که در همین یکسال گذشته مصائب و بحرانهایی را از سرگذرانده که دیگر جوامع انسانی احتمالا طی یک سده نیز با آن روبهرو نمیشوند و باوجود این همه بیمهری و نامردمی کماکان امیدوار است تا مگر فردایی بهتر از امروز و دیروز را زندگی کند؛ بهامید آن روز!
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع