جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : در اسطورهی اصحاب کهف روایت ها جسته و گریخته از آدمهایی می گوید که در غاری آرام سیصد سال را در خوابی عمیق سپری کردند و با بیداری ؛ جهانی را دیدند که در آن معادلات ؛ ارزشها و حتی ساختار زمان به کلی تغییر کرده بود. آنها با دنیایی مواجه شدند که با گذشته شان بیگانه بود اما این تغییر ؛ تغییری بود که در بستر تکامل و جریان تاریخ رخ داده بود. اما امروز وقتی به جغرافیای سیاسی و اقتصادی ایران مینگریم ؛ با یک پارادوکسِ تکان دهنده و هولناک روبرو می شویم. ما در ایران سیصد سال را در عرض چند سال دور زدیم. اما نه به سوی پیشرفت بلکه به سوی یک سقوطِ شتابان در چاهِ بی اعتباری و بی اعتمادی. تورم ؛ فراتر از یک پدیده اقتصادی که به مثابه یک تغییر بنیادین ایرانیان را تا مرز بحران به عقب هول داد.
در روایت اصحاب کهف وقتی پناهنده گان غار بیدار شدند ؛ سکههایشان هنوز ارزش داشت گرچه جهان شان تغییر کرده بود. در ایران اما ما شاهد پدیدهای هستیم که در هیچ کتاب تاریخ اقتصادی جهان ثبت نشده است. فروپاشیِ تسلسل ارزش ها در لحظه. ما نه با یک تورم ساده بلکه با یک انقلاب معکوس در ارزشها روبرو بودیم. در این چند سالما شاهد بودهایم که چگونه قدرت خریدِ یک ملت ؛ از مرتبهی استقلال و ثبات به مرتبهی بقای روزانه سقوط کرده است. تغییر در دنیای اصحاب کهف ؛ تغییر در ابزارها و سبک زندگی بود. اما در ایران تغییر در کیفیت هستیِ انسان است. ما شاهد بودهایم که چگونه کیفیت زندگی از بحثِ رفاه و آسایش به بحثِ تامینِ حداقلیِ نیازها تنزل یافته است. اجناسی که امروز بر سر سفره های ماست نه تنها از نظر قیمت بلکه از نظر کیفیت و اصالت با آنچه ده سال پیش بوده ؛ فرسنگها فاصله دارد. ما در حال مصرفِ باقیماندههای تاریخ هستیم. کالاهایی که با افت کیفیت ؛ نمادی از افتِ اعتبارِ ساختارهای تولیدیِ کشورند. نکتهای که این وضعیت را از هر بحران اقتصادیِ جهانی متمایز میکند ؛ نه خودِ بحران بلکه واکنشِ ساختار است.
در هیچ دورانی از تاریخ مسؤلانی با این سطح از انفصال از واقعیت دیده نشدهاند. در حالی که ملت در چرخهی بیپایانِ گرانی و بیارزش شدنِ پول ملی درگیر است ؛ دلار و سکه و طلا هر لحظه رو به بالا می رود ؛ اما مدیریتِ کشور در وضعیتی از خلاءِ مسئولیت و بیخیالیِ استراتژیک غرق شده است. یک آشفتگیِ محض که ریشهی آن در عدم پاسخگویی نهفته است. ما با ساختاری روبرو هستیم که نه تنها تغییرات را مدیریت نمیکند ؛ بلکه با نادیده گرفتنِ فاجعه آن را به بخشی از عادی سازیِ رنج هم تبدیل کرده است. کلام آخر آن که اگر اصحاب کهف با بیداری با یک دنیای جدید روبرو شدند ؛ ما در ایران با بیداریِ یک فاجعه روبرو هستیم. ما بیدار شدهایم تا ببینیم چقدر سریع از جایگاه خود سقوط کردهایم. ما شاهد تحولی هستیم که در آن زمان به دشمنِ ملت تبدیل شده. زمانی که هر ثانیه از آن معنای ثروت ؛ تلاش و حتی امید را در معادلات اقتصادیِ فرسوده به کل از بین برده است.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع