دکتر بهنام ملکی مدیر مسول اقتصاددان با درج یادداشتی در مورد تورم تازنده نوشت : به گزارش اقتصاددان عنوان تحلیل در واقع به قلب تپنده«اقتصاد سیاسی بینالملل اشاره دارد؛ یعنی جایی که تفاوت میان «ارزش ذاتی پول» و «ارزش تبادلی پول» با سیاست، اعتماد و ثبات پیوند میخورد.برای پاسخ به این پرسش، باید از نگاه سادهی «عرضه و تقاضا» عبور کنیم و به مفاهیم«اعتماد عمومی»،«ساختار تولید»و موازنه تجاری وارد شویم. اجازه دهید این تضاد را در سه سطح تحلیل کنیم:
۱. چرا دلار در ایران، ونزوئلا و ترکیه گران میشود؟ (بحران اعتماد و ساختار)
در این سه کشور، مشکل صرفاً «کمبود دلار» نیست، بلکه مشکل «فرار از پول ملی»است.*بحران اعتماد (Trust Deficit): در ایران، ونزوئلا و ترکیه، مردم به پول ملی خود برای ذخیره ارزش (Store of Value) اعتماد ندارند. وقتی مردم احساس کنند قدرت خریدشان در فردا کمتر از امروز است، برای حفظ اموال خود به سمت «داراییهای سخت» مثل دلار، طلا یا املاک میروند. این فرار سرمایه، تقاضا برای دلار را به صورت مصنوعی بالا میبرد و قیمت را جهشی میکند.-*تفاوت ساختاری (تولید در برابر واردات): در این کشورها، نرخ تورم بسیار بالاتر از نرخ رشد تولید است. وقتی تولید داخلی ضعیف باشد یا وابسته به واردات باشد، کشور برای تأمین نیازهای اولیه خود مدام به دلار نیاز دارد، اما تولیدی که دلار به دست بیاورد وجود ندارد. این یعنی «کسری حساب جاری» مستمر.– *کسری بودجه ، مداخلات سیاسی دولت و عدم استقلال بانک مرکزی: در این کشورها، بانک مرکزی اغلب ابزاری در دست سیاستهای مالی است (مثلاً برای تأمین هزینههای دولت از طریق انتشار پول). چاپ پول بدون پشتوانه تولید، منجر به کاهش ارزش پول ملی و در نتیجه گرانی دلار میشود.
۲. چرا دلار در عربستان، ژاپن و افغانستان (با وجود تفاوتها) ثبات دارد؟در اینجا باید بین مدلهای مختلف تمایز قائل شد:مدل عربستان (اقتصاد رانتی و پیوند با نفت): عربستان با سیستم «پایا» (Pegged) عمل میکند. یعنی ارزش ریال عربستان به دلار گره خورده است. چون درآمد اصلی آنها از صادرات نفت است و ذخایر ارزی بسیار
مدل ژاپن (تغییر پارادایم): ژاپن تجربهای متفاوت دارد. ژاپن سالها با «تورم منفی» (Deflation) دست و پنجه نرم میکرد. در ژاپن، پول ملی بسیار قوی است چون اقتصاد آنها بر پایه «صادرات محصولات با ارزش افزوده بالا»(تکنولوژی و صنعت) است. وقتی شما محصولات گرانقیمتی به جهان میفروشید، دنیا برای خرید آنها به ین نیاز دارد، پس تقاضا برای پول شما بالا میرود و ارزش پولتان پایدار یا حتی تقویت میگردد.
– مدل افغانستان (اقتصاد بسته و کالایی):در افغانستان، برخلاف ایران، اقتصاد به شدت غیررسمی و مبتنی بر کالاست. نوسانات دلار در آنجا بیشتر تحت تأثیر جریانهای نقدی و حمایتهای خارجی است تا ساختارهای پیچیده بانکی، که باعث شده در برخی دورهها ثبات نسبی (در کنار فقر شدید) مشاهده شود.
۳. چرا جنگ (روسیه-اوکراین) لزوماً به معنای تورم همگانی نیست؟
این نکته بسیار هوشمندانهای بود. چرا جنگ در اروپا، تورم را به همان شکلی که در ایران میبینیم (از نظر ارزش پول ملی) ایجاد نکرد؟
تفاوت تورم کالا و تورم پولی:در روسیه و اوکراین، جنگ باعث افزایش قیمت «کالاها» (مثل گندم و انرژی) شد، اما لزوماً باعث فروپاشی«ارزش پول»نشد. در کشورهای توسعهیافته، تورم ناشی از جنگ، بیشتر یک «شوک عرضه» (Supply Shock) است؛ یعنی کالا کم است پس گران میشود. اما در ایران، ما با تورم پولی»(Monetary Inflation) روبرو هستیم؛ یعنی پولِ زیادی در دست است که ارزشش را از دست داده است.
-مقاومت ساختاری: اقتصادهای بزرگ مثل روسیه، علیرغم تحریم، توانایی تولید داخلی (انرژی، غلات) را دارند. وقتی یک کشور بتواند نیازهای اولیه را خودش تولید کند، جنگ باعث “تورم مهارناپذیر” نمیشود، بلکه فقط قیمتها را جابهجا میکند. اما در اقتصادهایی که وابستگی شدید به واردات دارند، جنگ یا تحریم، بلافاصله از طریق کانال نرخ ارز، تمام قیمتها را منفجر میکند.
جمعبندی و نقد (دیدگاه اقتصادی)
تفاوت اصلی در یک کلمه خلاصه میشود: «تولیدمحوری در برابر رانتیگری»
کشورهایی که دلار در آنها ارزان یا پایدار است، یا «صادرکننده کالای ارزشمند»هستند (ژاپن) یا«دارای ذخایر ارزی عظیم و مدیریتشده(عربستان). اما در کشورهایی مثل ایران، وقتی تمرکز از «تولید کالا» به سمت «سوداگری ارزی و رانت» میرود، پول ملی از کارکرد اصلی خود (واحد شمارش و ذخیره ارزش) ساقط شده و مردم ناخودآگاه به سمت دلار فرار میکنند. این یک «چرخه معیوب» است: کاهش ارزش پول فرار به سمت دلار ، افزایش تقاضا برای دلار ، کاهش بیشتر ارزش پول …
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع