دکتر سیدعماد خیرآباد عضو شورای سردبیری و رئیس کمیسیون اقتصاد دریا محور با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : ناترازی بنزین در ایران،پیش از آنکه ناشی از کمبود منابع نفتی باشد حاصل گرهخوردگی عمیق میان ابعاد فنی،قیمتی و زیرساختی ست.نگاه تکبعدی به این بحران ما را از اصلیترین KPI که شدت مصرف انرژی ست دور میکند.بالا بودن این شاخص در ایران نشان میدهد که مسئله اصلی،نه صرفاً میزان مصرف بلکه بهرهوری پایین در کل زنجیره جابهجایی است.
افزایش مستمر تقاضا معلولی از نرخ پایین استاندارد مصرف سوخت در خودروهای داخلی،فرسودگی شدید ناوگان،پیمایش بالا و ضعف جدی زیرساختهای حملونقل عمومی ست.در سمت عرضه،گرچه پاسخ به این تقاضا با فشار بر پالایشگاهها یا واردات گرانقیمت دنبال میشود اما توسعه ظرفیت پالایشی بدون مهار تقاضا صرفاً هدررفت سرمایه است چراکه مصرف افسارگسیخته ظرفیتهای جدید را بهسرعت خواهد بلعید.
از سوی دیگر،انگیزه اقتصادی ناشی از آربیتراژ قیمتی میان سوخت داخلی و منطقهای،قاچاق گسترده فرآوردهها را شکل داده است.با این حال قاچاق را باید عارضه ساختار نادرست توزیع و قیمتگذاری دانست نه یک مسئله صرفاً انتظامی. اصلاح قیمت سوخت از منظر اقتصادی ضرورتی انکارناپذیر است و تکیه بر اهرم قیمتی زمانیکه کشش قیمتی تقاضا به دلیل عدم دسترسی مردم به خودروهای کممصرف و سیستمهای ریلی پایین است،تنها به افزایش هزینه خانوار میانجامد نه کاهش مصرف.
به نظر من حل پایدار این مسئله نیازمند بستهای جامع و همزمان از سیاستهای عرضه و تقاضاست:
۱)اصلاح تدریجی قیمت همراه با بازتوزیع عادلانه منابع و سیاستهای حمایتی از اقشار آسیبپذیر.
۲)الزام سختگیرانه استانداردهای مصرف برای خودروسازان و نوسازی سریع ناوگان فرسوده.
۳)توسعه زیرساختهای حملونقل عمومی و ریلی به عنوان جایگزین واقعی جابهجایی.
۴)بهکارگیری سامانههای هوشمند جهت بازرسي،پایش دقیق توزیع و انسداد مسیرهای قاچاق.
۵)بازگرداندن درآمد حاصل از اصلاحات قیمتی به سرمایهگذاری در طرحهای بهرهوری انرژی.
هدف نهایی نباید صرفاً فروش سوخت گرانتر باشد،بلکه باید انجام همان حجم از فعالیت اقتصادی با مصرف سوخت کمتر ممکن ساخت.در آخر باید عرض کنم که مسئله ایران کمبود نفت نیست بلکه مدیریت شکاف میان رشد تقاضا،ظرفیت تولید و
بهرهوری انرژی ست.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع