دکتر فریبا قدرتی عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت :«هیچ تجربهای، اگر روایت نشود، به دانشی برای جامعه تبدیل نخواهد شد.
هر روز، در میان انسانها زندگی میکنیم و هر روز، بیآنکه بدانیم، چیزی از زندگی میآموزیم. یکی از تنهایی، دیگری از شکست، آنیکی از بخشیدن و دیگری از رها کردن. اما این آموختهها فقط متعلق به صاحبانشان نیستند.
جامعه از هزاران تجربه پنهان ساخته شده است؛ تجربههایی که اگر شنیده نشوند، خاموش میمانند و اگر روایت شوند، میتوانند چراغ راه دیگری باشند. ما اغلب آنقدر شتابزدهایم که صدای پشت لبخندها را نمیشنویم؛ صدای کسی که آرام میگوید: «مرا میبینی؟»
شاید انسان بودن، بیش از آنکه در سخن گفتن معنا پیدا کند، در شنیدن معنا پیدا میکند. زیرا شنیدن، آغاز فهمیدن است و فهمیدن، آغاز همدلی. بسیاری از زخمهای ما زمانی سبکتر میشوند که درمییابیم انسان دیگری نیز همان راه را پیموده است.
از همینجا، رسالت روایت آغاز میشود؛ اینکه تجربههای زیسته، از مرز «من» عبور کنند و به سرمایهای برای «ما» تبدیل شوند.
هر روز، از کنار جهان عبور میکنیم. در ازدحام خبرها، سرعت زندگی چنان زیاد شده است که گویی فرصت اندیشیدن به آنچه بر ما گذشته، از انسان گرفته شده است. شب میرسد، روز دیگری آغاز میشود و تجربهها، پیش از آنکه به دانشی برای زندگی تبدیل شوند، در حافظه روزمره دفن میشوند.
اما آیا تجربه، فقط برای صاحب آن است؟
جامعهشناسی به ما میآموزد که هیچ انسانی جزیرهای مستقل نیست. هر تصمیم، هر شکست، هر بخشش، هر امید و هر رنج، ردپایی در زندگی دیگران بر جا میگذارد. آنچه امروز در سکوت یک انسان رخ میدهد، ممکن است فردا به مسئلهای اجتماعی تبدیل شود.
کارل گوستاو یونگ میگوید: «تا زمانی که ناخودآگاه را آگاه نکنیم، آن را سرنوشت مینامیم.»
شاید روایت کردن، نخستین گام برای آگاه شدن باشد؛ نه فقط برای خودمان، بلکه برای جامعهای که از هزاران تجربه ناگفته ساخته شده است.
بعضی انسانها گمان میکنند اگر از رنجهایشان سخن بگویند، ضعیف به نظر میرسند و بعضی دیگر موفقیتهایشان را پنهان میکنند تا متهم به خودستایی نشوند. اما حقیقت این است که تجربه، زمانی ارزش اجتماعی پیدا میکند که از مرز «من» عبور کند و به «ما» برسد.
شاید رسالت انسان فقط زیستن نباشد؛ شاید بخشی از رسالت او، به اشتراک گذاشتن نوری باشد که در تاریکترین روزهای زندگی یافته است. زیرا گاهی جملهای که برای گوینده تنها یک خاطره است، برای شنونده میتواند آغاز یک زندگی تازه باشد.
از همین باور، این مسیر آغاز میشود؛ مسیری برای شنیدن انسانها. نه صرفاً آنان که مشهورند، بلکه آنان که تجربهای برای بخشیدن دارند؛ تجربهای که بتواند اندکی از رنج انسان امروز بکاهد، امیدی بیافریند یا نگاهی را تغییر دهد.
شاید جهان بیش از آنکه به سخنرانان بزرگ نیاز داشته باشد، به راویان صادق نیاز دارد؛ انسانهایی که آموختهاند هیچ تجربهای، اگر بتواند زندگی دیگری را روشنتر کند، کوچک نیست.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع