واخان؛ فرصت راهبردی در پیچ‌وخم ملاحظات امنیتی چین

رسول خان امین با درج یادداشتی در اقتصاددان در مورد واخان؛ فرصت راهبردی در پیچ‌وخم ملاحظات امنیتی و جیوپلیتیکی چین نوشت : کریدورهای ترانزیتی در دنیای امروز، تنها مسیرهای حمل‌ونقل کالا نیستند؛ بلکه به ابزارهای قدرت، نفوذ و تأمین منافع ملی کشورها تبدیل‌شده‌اند. هر کشوری که بتواند در شبکه‌های بزرگ ترانزیتی منطقه‌ای جایگاه مؤثری به دست آورد، نه‌تنها از مزایای اقتصادی بهره‌مند می‌شود، بلکه نقش سیاسی و جیوپلیتیکی آن نیز در معادلات منطقه‌ای تقویت خواهد شد. افغانستان نیز با قرار گرفتن در قلب آسیا، از ظرفیت‌های کم‌نظیری برای ایفای چنین نقشی برخوردار است و کریدور واخان یکی از مهم‌ترین این ظرفیت‌ها به شمار می‌رود.

واخان، باریکه‌ای کوهستانی در شمال‌شرق افغانستان، تنها نقطه تماس زمینی این کشور با جمهوری خلق چین است. طی سال‌های اخیر، تلاش‌هایی برای توسعه زیرساخت‌های این منطقه و تکمیل مسیر منتهی به مرز چین انجام‌شده است. هدف از این اقدامات، ایجاد یک مسیر مستقیم تجاری میان کابل و پکن و کاهش وابستگی افغانستان به مسیرهای سنتی ترانزیتی عنوان می‌شود. باوجوداین، واکنش چین نسبت به این تحولات همچنان محتاطانه بوده و تاکنون نشانه‌ای از آمادگی برای گشایش رسمی این مسیر مشاهده نشده است.

علت این رویکرد را باید در نگاه کلان سیاست خارجی چین جست‌وجو کرد. پکن در تصمیم‌گیری درباره پروژه‌های فرامرزی، تنها به سود اقتصادی نمی‌اندیشد، بلکه امنیت، ثبات و پیامدهای جیوپلیتیکی را نیز به‌عنوان عناصر اصلی محاسبات خود در نظر می‌گیرد. از همین رو، هر پروژه‌ای که احتمال ایجاد مخاطرات امنیتی داشته باشد، حتی اگر ازنظر اقتصادی سودآور باشد، بااحتیاط فراوان بررسی می‌شود. در این میان، امنیت منطقه سین‌کیانگ جایگاه ویژه‌ای در راهبرد ملی چین دارد. دولت چین سال‌هاست که ثبات این منطقه را بخشی از امنیت ملی خود می‌داند و نسبت به هرگونه تحرک گروه‌های افراط‌گرا حساسیت زیادی نشان می‌دهد. از دیدگاه پکن، گشایش یک مرز جدید با افغانستان زمانی قابل‌قبول خواهد بود که اطمینان حاصل شود هیچ تهدیدی از این مسیر متوجه امنیت داخلی چین نخواهد شد. بنابراین، صرف تکمیل جاده یا ایجاد زیرساخت‌های فیزیکی، برای آغاز رفت‌وآمدهای رسمی کافی نیست.

عامل دیگری که بر تصمیم چین اثر می‌گذارد، جایگاه پاکستان در سیاست منطقه‌ای این کشور است. روابط نزدیک پکن و اسلام‌آباد، به‌ویژه در چارچوب کریدور اقتصادی چین–پاکستان، سبب شده است که هر تحول ترانزیتی در منطقه از زاویه تأثیر آن بر این همکاری راهبردی نیز ارزیابی شود. چین طی سال‌های گذشته سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در بنادر، بزرگراه‌ها و شبکه‌های انرژی پاکستان انجام داده و این کشور را یکی از مهم‌ترین شرکای خود در جنوب آسیا می‌داند.

از سوی دیگر، فعال شدن کریدور واخان می‌تواند گزینه جدیدی برای دسترسی افغانستان به بازارهای چین فراهم کند و بخشی از وابستگی تاریخی این کشور به مسیرهای ترانزیتی پاکستان را کاهش دهد. هرچند این تحول الزاماً به معنای تضعیف نقش پاکستان نیست، اما بدون تردید موازنه ترانزیتی منطقه را دستخوش تغییر خواهد کرد. از همین رو، چین تلاش می‌کند میان توسعه همکاری با افغانستان و حفظ روابط راهبردی خود با پاکستان، نوعی توازن برقرار سازد.

بااین‌همه، آینده واخان را نباید تنها در چارچوب نگرانی‌های امنیتی یا ملاحظات سیاسی خلاصه کرد. این گذرگاه زمانی می‌تواند به یک کریدور واقعی تبدیل شود که افغانستان نیز زیرساخت‌های لازم را در بخش‌های حمل‌ونقل، گمرک، خدمات لجستیکی، تسهیلات تجاری و مدیریت مرزی توسعه دهد. تجربه کشورهای موفق نشان داده است که کریدورهای بین‌المللی تنها با احداث جاده شکل نمی‌گیرند، بلکه به مجموعه‌ای از اصلاحات اقتصادی، اداری و حقوقی نیاز دارند. همچنین، افغانستان باید از موقعیت جغرافیایی خود به‌عنوان یک مزیت راهبردی در چارچوب دیپلماسی اقتصادی بهره گیرد. تعامل سازنده با کشورهای همسایه، تقویت اعتماد متقابل، ایجاد فضای مناسب برای سرمایه‌گذاری و حفظ ثبات داخلی، عواملی هستند که می‌توانند زمینه را برای جلب مشارکت بیشتر چین و سایر شرکای منطقه‌ای فراهم کنند.

درنهایت، کریدور واخان بیش از آنکه یک پروژه عمرانی باشد، آزمونی برای سیاست خارجی و دیپلماسی اقتصادی افغانستان است. اگر کابل بتواند محیطی امن، باثبات و قابل‌اعتماد ایجاد کند و هم‌زمان نگرانی‌های امنیتی و سیاسی شرکای منطقه‌ای را کاهش دهد، این گذرگاه می‌تواند به یکی از مهم‌ترین مسیرهای اتصال افغانستان با اقتصاد شرق آسیا تبدیل شود. اما تا زمانی که ملاحظات امنیتی، رقابت‌های جیوپلیتیکی و ابهام‌های سیاسی بر فضای منطقه سایه افکنده باشد، واخان همچنان ظرفیتی ارزشمند اما تحقق‌نیافته باقی خواهد ماند.

بنابراین، آینده این کریدور نه صرفاً در دل کوه‌های پامیر، بلکه در اتاق‌های تصمیم‌گیری قدرت‌های منطقه‌ای و در موفقیت دیپلماسی اقتصادی افغانستان رقم خواهد خورد؛ جایی که امنیت، اعتماد و منافع مشترک، بیش از هر عامل دیگری مسیر تحولات را تعیین می‌کنند.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده + ده =