چرا پیش از ترور با مقامات تماس می‌گیرند؟

 عملیات روانی یا تکمیل هدف‌یابی؟

  دکتر مجید سجادی پناه با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت :  در جهان عملیات اطلاعاتی، حذف فیزیکی همیشه با ماشه آغاز نمی‌شود؛ گاهی نخستین ضربه، همان زنگی است که نیمه‌شب به صدا درمی‌آید. تماس‌گیرنده خود را مأمور یک سرویس اطلاعاتی معرفی می‌کند، چند خط از زندگی شخصی فرد را می‌خواند، نشانی خانه را تکرار می‌کند و جمله‌ای کوتاه اما سنگین را رها می‌کند:
«کنار بکش، فرار کن، یا منتظر باش.»
اما پرسش اصلی همین‌جاست: اگر قصد، حذف است، چرا پیش از آن تماس می‌گیرند؟ چرا دشمن، لحظه‌ای پیش از عملیات، پرده را کنار می‌زند و خود را آشکار می‌کند؟
تماس؛ لحظه‌ای برای برهم‌زدن تعادل
در ادبیات امنیتی، تماس پیش‌دستانه نه یک تهدید ساده، بلکه بخشی از چرخه هدف‌یابی است؛ لحظه‌ای که دشمن می‌کوشد تعادل رفتاری هدف را بشکند. فردِ هدف، در اثر ترس، مسیرهای تازه‌ای انتخاب می‌کند، محل اقامت را تغییر می‌دهد، با افراد جدید تماس می‌گیرد یا حتی به مخفیگاه دیگری منتقل می‌شود. همین تغییرات، همان ردپای امنیتی است که سرویس‌ها به دنبال آن هستند.
تماس، یک آزمایش است؛ آزمایشِ واکنش، لحن، اضطراب و تصمیم‌های بعدی. دشمن از این واکنش‌ها، نقشه‌ای تازه می‌سازد؛ نقشه‌ای که گاهی از خود عملیات مهم‌تر است.
به بیان دقیق‌تر، تماس پیش از ترور، نه مقدمه حذف، بلکه ابزار تکمیل هدف‌یابی است؛ لحظه‌ای که هدف، ناخواسته خود را آشکار می‌کند.
تماس؛ سلاحی در میدان «مدیریت ادراک»
در میدان نبرد اطلاعاتی، تماس تلفنی یک وسیله ارتباط نیست؛ بخشی از عملیات بزرگ‌تری است که از آن با عنوان مدیریت ادراک یاد می‌شود. هدف، تغییر برداشت و رفتار مخاطب است؛ نه صرفاً تهدید او.
مهم‌ترین اهداف چنین تماس‌هایی عبارت‌اند از:
– ایجاد وحشت سازمان‌یافته — شکستن آرامش ذهنی مدیران و مقامات.
– نمایش دسترسی کامل — القای این تصور که «ما همه‌چیز را درباره تو می‌دانیم».
– وادار کردن به جابه‌جایی — تولید الگوی رفتاری جدید و قابل رصد.
– سنجش واکنش و وضعیت روحی — ارزیابی میزان آمادگی و آسیب‌پذیری.
– ایجاد شکاف در ساختار تصمیم‌گیری — ضربه به اعتماد درونی و انسجام سازمانی.
در بسیاری از پرونده‌ها، حتی اگر هیچ عملیات فیزیکی انجام نشود، همین تماس، یک عملیات روانی کامل است.
نمونه‌های تاریخی؛ تماس به‌مثابه ابزار نفوذ
در دوران جنگ سرد، سرویس‌هایی مانند CIA و KGB بارها از تماس‌های مستقیم برای جذب، تهدید یا ایجاد تردید استفاده کردند. این تماس‌ها بخشی از عملیات‌های چندلایه بودند؛ نه هدف نهایی.
در سال‌های اخیر نیز گزارش‌هایی درباره تماس‌های منتسب به موساد با برخی مقامات ایرانی منتشر شده است. فارغ از صحت جزئیات، اصل تماس دو کارکرد هم‌زمان دارد: نخست، ایجاد رعب و القای این تصور که «هیچ‌کس خارج از دسترس نیست»؛ دوم، وادار کردن هدف به حرکت و آشکار شدن ردپای امنیتی.
البته افشای این نوع تماس ها ممکن است ناخواسته به بازتولید عملیات روانی دشمن منجر شود.
تماس ناشناس؛ چگونه باید برخورد کرد؟
برای شهروندان عادی، تماس ناشناس الزاماً خطرناک نیست، اما رعایت چند اصل ضروری است:
– عدم ارائه اطلاعات شخصی – ثبت و گزارش تماس تهدیدآمیز – پرهیز از تصمیم‌گیری در فضای ترس – راستی‌آزمایی محتاطانه
برای مقامات و افراد دارای مسئولیت حساس، پروتکل‌های حفاظتی حکم می‌کند که تماس فوراً به واحدهای حفاظت اطلاعات گزارش شود و از هرگونه واکنش شخصی پرهیز گردد.

تماس، آغاز عملیات است نه پایان آن
ارزش اطلاعاتی تماس، در «گفت‌وگو» نیست؛ در رفتاری است که پس از آن رخ می‌دهد. یک جابه‌جایی، یک تماس با نزدیکان، یا حتی تغییر یک برنامه روزانه، می‌تواند اطلاعاتی تولید کند که از خود تماس مهم‌تر است.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

11 + 9 =