چرا جهان به «سازمان ملل هوش مصنوعی» نیاز دارد؟

  دکتر مجید سجادی پناه با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۵، پس از تجربه ویرانگر دو جنگ جهانی، با هدف جلوگیری از تکرار فاجعه، ایجاد صلح پایدار و مدیریت رقابت قدرت‌های بزرگ شکل گرفت. هشت دهه بعد، چین با پیشنهاد ایجاد «سازمان همکاری جهانی هوش مصنوعی» (WAICO) تلاش می‌کند چارچوبی بین‌المللی برای یکی از مهم‌ترین فناوری‌های قرن بیست‌ویکم ایجاد کند.
تفاوت اصلی در این است که سازمان ملل پس از یک فاجعه جهانی و در شرایطی از خستگی قدرت‌های بزرگ از جنگ ایجاد شد، اما سازمان جهانی هوش مصنوعی در میانه رقابت شدید آمریکا و چین بر سر تراشه، داده، الگوریتم و زیرساخت‌های دیجیتال مطرح شده است. بنابراین آینده این ابتکار بیش از آنکه به ضرورت فنی آن وابسته باشد، به میزان اعتماد میان قدرت‌های بزرگ و توانایی آنها برای تفکیک همکاری جهانی از رقابت ژئوپلیتیک بستگی دارد.

تجربه سازمان ملل؛ پاسخ به تهدید مشترک

فلسفه تأسیس سازمان ملل بر این باور استوار بود که امنیت جهانی بدون همکاری نهادی میان کشورها امکان‌پذیر نیست. شکست جامعه ملل در جلوگیری از جنگ جهانی دوم نشان داد که نظام بین‌الملل نیازمند سازوکاری جدید برای حل اختلافات، جلوگیری از جنگ و ایجاد همکاری اقتصادی و سیاسی است.
اصول بنیادین سازمان ملل شامل برابری حاکمیت کشورها، حل مسالمت‌آمیز اختلافات، جلوگیری از توسل یکجانبه به زور و ایجاد مسئولیت جمعی در برابر تهدیدهای جهانی بود. البته در پشت این آرمان‌ها، واقعیت قدرت نیز وجود داشت؛ زیرا پنج قدرت پیروز جنگ جهانی دوم ـ آمریکا، شوروی، چین، بریتانیا و فرانسه ـ با برخورداری از حق وتو، نقش اصلی را در مدیریت نظم جدید جهانی بر عهده گرفتند.

هوش مصنوعی؛ فناوری بدون مرز و نیازمند حکمرانی جهانی

پیشنهاد چین برای ایجاد سازمان همکاری جهانی هوش مصنوعی در شرایطی مطرح شده که هوش مصنوعی از یک فناوری اقتصادی به مؤلفه‌ای راهبردی در قدرت ملی تبدیل شده است. ظهور مدل‌های پیشرفته مانند GPT، Gemini و DeepSeek، کاربردهای نظامی هوش مصنوعی، جنگ‌های سایبری، تولید محتوای جعلی و شکاف دیجیتال میان کشورها، ضرورت ایجاد قواعد مشترک را افزایش داده است.
چین در چارچوب این پیشنهاد بر مفاهیمی مانند حاکمیت دیجیتال کشورها، دسترسی برابر به فناوری، جلوگیری از سوءاستفاده نظامی از هوش مصنوعی و افزایش همکاری میان کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه تأکید دارد.شباهت و تفاوت دو نظم
شباهت اصلی میان سازمان ملل و سازمان جهانی هوش مصنوعی در این است که هر دو پاسخی به یک نگرانی مشترک هستند: چگونه می‌توان قدرتی بزرگ را پیش از تبدیل شدن به تهدیدی جهانی مدیریت کرد؟ همان‌گونه که پس از جنگ جهانی دوم، جامعه جهانی به دنبال کنترل قدرت هسته ای بود، امروز مسئله اصلی کنترل قدرت الگوریتمی و فناوری‌های خودمختار است.
اما تفاوت‌ها نیز تعیین‌کننده‌اند. سازمان ملل پس از وقوع یک بحران بزرگ ایجاد شد، در حالی که سازمان جهانی هوش مصنوعی اقدامی پیشگیرانه است. همچنین موضوع سازمان ملل عمدتاً قدرت سخت نظامی بود، اما هوش مصنوعی ترکیبی از قدرت اقتصادی، اطلاعاتی، امنیتی و نرم است. مهم‌تر از همه، سطح اعتماد میان آمریکا و چین امروز بسیار پایین‌تر از همکاری‌های اولیه پس از جنگ جهانی دوم است.

سناریوهای آینده و پیامدهای راهبردی

در یک سناریوی خوش‌بینانه، وقوع یک حادثه بزرگ ناشی از هوش مصنوعی می‌تواند کشورها را به سمت ایجاد نهادی شبیه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی سوق دهد؛ نهادی که وظیفه ارزیابی خطرات، نظارت بر مدل‌های قدرتمند و ایجاد استانداردهای مشترک را بر عهده داشته باشد.
اما سناریوی محتمل‌تر، شکل‌گیری دو اکوسیستم فناورانه رقیب است: یک مدل آمریکایی مبتنی بر کنترل شرکت‌های بزرگ و فناوری‌های بسته، و یک مدل چینی مبتنی بر مدل‌های باز و دسترسی ارزان‌تر. در چنین شرایطی، کشورهای میانه باید از تبدیل شدن به مصرف‌کننده صرف فناوری جلوگیری کنند و در تدوین قواعد آینده هوش مصنوعی نقش فعال داشته باشند.
در نهایت، سازمان جهانی هوش مصنوعی را می‌توان تلاشی برای پاسخ به یک پرسش تاریخی دانست: آیا بشر می‌تواند پیش از وقوع بحران، برای مدیریت قدرتی که خود ساخته است، قواعد مشترک ایجاد کند؟ تفاوت بزرگ با سال ۱۹۴۵ این است که جهان امروز هنوز در مرحله رقابت است، نه پس از فاجعه. موفقیت نظم آینده هوش مصنوعی نه فقط به ساخت مدل‌های قدرتمندتر، بلکه به توانایی کشورها برای ایجاد اعتماد، نظارت و مسئولیت‌پذیری جهانی بستگی دارد.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × دو =