تأملی بر هزینه های راهبرد تقابل در شرایط کنونی ایران


دکتر اسماعیل خلفازاده-دانش آموخته مدیریت توسعه با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت :از آرمان فرامرزی تا فروپاشی درون مرزی

مقدمه: آتش بیرون، زخم درون

۵.ریشهٔ لجاجت؛ ایدئولوژی در برابر واقعیت
پافشاری بر ادامهٔ جنگ، ریشه در ایدئولوژی ای دارد که «تقابل با آمریکا» را نه یک ابزار، که یک اصل مقدس تلقی می کند. در این نگاه، حتی اگر تقابل به نابودی اقتصاد و زیرساختهای کشور بینجامد، همچنان «مقاومت» ارزشمند تلقی میشود. اما تجربهٔ کشورهایی مانند ویتنام، کره جنوبی یا چین نشان داده است که «خروج هوشمندانه از تقابل نابرابر» و «دیپلماسی کاهش تنش» نه تنها خیانت نیست، بلکه مصداق عقلانیت بقاست.
در شرایطی که هر ساعت تأخیر در مذاکره، میتواند به معنای هدف گیری تأسیسات جدیدی باشد، اصرار بر ادامهٔ جنگ، شبیه به پریدن در آتشی است که خود افروخته ایم، با این امید که شاید در میان شعله ها، افتخاری نصیبمان شود.

۶.دو سناریو:فروپاشی یا بازسازی
اگر مسیر فعلی ادامه یابد، سناریوی محتمل عبارت است از: حملات مکرر به تأسیسات کلیدی، افزایش سرسام آور تورم، خروج سرمایه های داخلی و خارجی، تعمیق شکافهای اجتماعی و در نهایت، از هم گسیختگی نهادهای اقتصادی و امنیتی. اما سناریوی جایگزین، اگر چه دشوار و هزینه بر است، اما شدنی به نظر میرسد: اعلام آتش بس هوشمندانه، آغاز مذاکرات غیرمستقیم با هدف کاهش تنش، تخصیص بودجهٔ اضطراری به بازسازی سریع جنوب و احیای کریدورهای تجاری که بتواند نفس تازه ای به اقتصاد کشور بدهد.
این انتخاب، میان «خودکشی افتخارآمیز» و «نجات ملی» است؛ میان اصرار بر شکوهی خیالی و پذیرش واقعبینی برای بقا.

نتیجه گیری: بقا، تنها آرمان باقیمانده

واقعیت آن است که امروز، کسانی که بر مذاکره و آتش‌بس تأکید دارند، شاید تنها کسانی باشند که میخواهند ایران را به عنوان یک کشور زیست پذیر حفظ کنند. آنها به خوبی دریافته اند که توان کنونی ایران برای جنگ با آمریکا کافی نیست و هرگونه تداوم تنش، کشور را به ورطه ای می کشاند که خروج از آن، به معنای واقعی کلمه ناممکن خواهد شد.
از سوی دیگر، کسانی که مذاکره را خیانت می خوانند، در حالی بر تشدید تنش اصرار می ورزند که گویی نه تصویری از میدان جنگ دارند و نه درکی از هزینه های آن برای مردم عادی. آنها با لجاجت خود، نه تنها فرصت مذاکره را از کشور می گیرند، بلکه بستر را برای حملات مکرر و نابودی تدریجی فراهم می کنند.
ایران امروز، به جای عمق راهبردی در بیرون از مرزها، به عمق دفاعی در درون مرزها نیاز دارد؛ به جای موشکهایی که در انبارهای دیگران خاک می خورند، به بیمارستانهایی نیاز دارد که در جنوب کشور، درمان را برای یک کودک بیمار ممکن کنند. اگر خواهان بقای ایران هستیم، باید این صدا را بلند کنیم: «آتش بس، مذاکره، بازسازی، نجات». حتی اگر این صدا، در هیاهوی شعارهای بلند و پرشکوه، نادیده گرفته شود.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 + هجده =