شکاف پنهان سیاست ایران در کابینه ترامپ
دکتر مجید سجادی پناه با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : روبیو و ونس، بهعنوان نمایندگان دو جریان راهبردی متضاد جمهوریخواهان، در ظاهر متحد پشت ترامپ ایستادهاند، اما در باطن اختلافات جدی بر سر سیاست خارجی، بهویژه پرونده ایران، دارند.
دوقطبی راهبردی در سایه اجماع صوریکابینه ترامپ روی کاغذ یک جبهه متحد نشان میدهد، اما در پشت صحنه، دو هسته فکری کاملاً متضاد برای تعیین جهت سیاست خارجی رقابت میکنند:
جریان روبیو (نومحافظهکاران) اسرائیل را متحد راهبردی غیرقابل چالش میداند و حملات به لبنان را «دفاع مشروع» میبیند. هدف نهایی آنها «توافق قاطع» با ایران است، اما با حفظ منافع متحدان خلیجفارس و نه به هر قیمتی. خلیجفارس را تأمینکننده هزینههای بازسازی نمیدانند و معتقدند باید امنیت آنها تضمین شود. رویکردشان فشار نظامی حداکثری حتی با هزینه سنگین است و روبیو را بهعنوان نامزد سنتی مداخلهگرا برای جانشینی ترامپ قرار میدهد.
جریان ونس (واقعگرایان هزینهگرا) بمباران بیروت را اقدامی میداند که صلح آمریکا را تضعیف میکند و معتقد است اسرائیل باید مهار شود. آنها به دنبال «فصل جدیدی از روابط» با ایران از طریق مشارکت اقتصادی خلیجفارس در بازسازی آن کشور هستند. خلیجفارس را موتور مالی بازسازی ایران میبینند. رویکردشان کاهش تنش از طریق کانالهای اطلاعاتی ایرانی-قطری است و ونس را بهعنوان نامزد پوپولیست ضدجنگ برای جانشینی معرفی میکند.
نمایش وحدت در برابر رقابت پنهانکاخ سفید هرگونه اختلاف را «کلیشه و دروغ» میخواند، اما سه نشانه آشکار از این رقابت وجود دارد:
1. واکنش متفاوت به اسرائیل: ونس، اسرائیل را به تضعیف صلح متهم میکند، در حالی که روبیو همان عملیات را «پاسخ موجه» مینامد و از پاسخ مستقیم به انتقاد ونس طفره میرود.
2. پیامهای متناقض به منطقه: ونس در سوئیس از «چشمانداز همکاری با ایران» سخن میگوید، اما روبیو در امارات، تأمین مالی بازسازی ایران را «دور از دسترس» اعلام میکند.
3. منابع قدرت متفاوت: ونس بر پایگاه مردمی ضدجنگ و حامیان پوپولیست تکیه دارد، در حالی که روبیو به شبکه نومحافظهکاران و لابی اسرائیل متکی است.
رقابت برای جانشینی
نظرسنجی رویترز (۵۲٪ جمهوریخواهان معتقدند جنگ ایران را قویتر کرده) نشاندهنده شکاف عمیق در حزب جمهوریخواه است:
– ونس نماینده جناحی است که میگوید: «جنگهای خارجی، اتلاف جان و پول است.»– روبیو نماینده جناحی است که میگوید: «باید با قدرت بجنگیم تا با قدرت مذاکره کنیم.»
ترامپ با نگه داشتن هر دو در کابینه، عملاً رقابت برای دوره پس از خود را مدیریت میکند؛ جایی که هر اقدام یکی، واکنش دیگری را به دنبال دارد.
تفسیرهای ممکن از این اختلاف
در نهایت، این وضعیت را میتوان به سه شکل تحلیل کرد:1. تئوری «طعمه و شکارچی»: ترامپ عمداً این دو را در کنار هم نگه داشته تا از انرژی رقابتشان برای پیشبرد دستور کار خود بهره ببرد.
2. تئوری «دوگانگی عامدانه»: اختلافات بهعنوان ابزاری طراحی شدهاند تا ایران و اسرائیل همزمان پیامهای متناقض دریافت کنند و در سردرگمی راهبردی قرار بگیرند.
3. تئوری «جنگ سرد در دولت»: اگر ترامپ کنار برود، این دو در سال ۲۰۲۸ بهعنوان نامزدهای اصلی جمهوریخواهان در مقابل هم قرار خواهند گرفت. اما تا آن زمان، هر دو مجبورند «یک ردیف عقبتر از ترامپ» بمانند.
بنابراین روبیو و ونس دو چهره قدرتمند با دیدگاههای متفاوت هستند. اختلاف آنها نه بر سر هدف نهایی (مهار ایران)، بلکه بر سر مسیر و روش رسیدن به آن است. یک جبهه متحد در برابر دوربینها، اما دو رویکرد رقیب در اتاقهای تصمیمگیری کاخ سفید.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع