علی کاشانی مقدم پژوهشگر اقتصادی با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : این مقاله به یکی از بنیادینترین مفاهیم مدیریت اقتصاد کلان، یعنی «تفاوت میان افزایش قیمت یک کالا (Price Increase) و افزایش سطح عمومی قیمتها یا تورم (Inflation)» اشاره کردید.
این ایده بر پایه تفکیک اثرات مستقیم یک تغییر قیمت از اثرات سرایتکننده (Spillover Effects) آن استوار است.در واقع پیشنهاد میشود که به جای انتقال بار مالیاتی یا اصلاحیه قیمتها به درون زنجیره تولید (که باعث گران شدن تمام کالاها میشود)، این بار مالی یا اختلاف قیمت، مستقیماً و در خارج از زنجیره کالا/خدمت از مصرفکننده دریافت شود.
الگوی انتقال مستقیم بار مالی: گذار از تورم کالامحور به تثبیت نرخ ارز و انرژی
مقدمه:
پارادوکس گرانسازی و تورم در اقتصادهای توسعهنیافته یا در حال گذار، دولتها هنگام مواجهه با نیاز به اصلاح قیمتها (مانند حاملهای انرژی یا ارز)، معمولاً از روش «گرانسازی مستقیم» استفاده میکنند.این روش، با وجود اثرگذاری سریع بر بودجه دولت، تریگر (محرک) اصلی زنجیره تورم است. در این فرآیند، افزایش قیمت یک کالای محوری، به دلیل ماهیت درهمتنیده زنجیره تأمین، به هزاران کالا و خدمت دیگر سرایت میکند. مقاله حاضر به بررسی جایگزینی این مدل با «الگوی پرداخت مابه التفاوت مستقیم» میپردازد؛ مدلی که در آن، مردم تنها هزینه تغییر نرخ را میپردازند، نه هزینه گران شدن تمام زندگیشان را.
۱. تحلیل آسیبشناسی مدل فعلی (انتقال زنجیرهای)
وقتی قیمت سوخت یا ارز به صورت مستقیم در بازار آزاد یا زنجیره تولید افزایش مییابد، با پدیدهای به نام «تورم انتظاری» و «انتقال هزینهها»روبرو میشویم:
– افزایش هزینهی تولید:سوخت و ارز، نه تنها کالا، بلکه «ورودی» (Input) تمام فعالیتها هستند. افزایش آنها، هزینه حملونقل، هزینه بستهبندی، هزینه ماشینآلات و.. را بالا میبرد.
– انفجار قیمتها:نتیجه، افزایش قیمت هزاران کالای غیرمرتبط است که مردم در زندگی روزمره با آنها مواجهاند.
– فرسایش قدرت خرید: در این حالت، فشار اقتصادی به صورت غیرمستقیم و از طریق کاهش قدرت خرید در تمام سطوح، بر جامعه وارد میشود.
۲. تبیین ایده جایگزین: الگوی پرداخت مابه التفاوت (Direct Differential Payment)
ایده اصلی این است که تغییر نرخ یک کالای استراتژیک (مانند ارز یا سوخت)، نباید منجر به تغییر قیمت آن کالا در بازارِ تولید و توزیع شود. بلکه اختلاف قیمت جدید با قیمت قدیمی، باید از طریق سازوکارهای غیرتجاری و مستقیم از مصرفکننده دریافت گردد.
الف) در حوزه انرژی (سوخت)
به جای اینکه قیمت بنزین در جایگاهها به شدت بالا برود و باعث گران شدن کالاهای اساسی شود، قیمت سوخت در سطح تولید/توزیع ثابت یا با تغییر اندک مدیریت شود و مابه التفاوت آن از طریق روشهای نظارتی (مانند پلاک فعال، کد ملی، یا عوارض خودرو) دریافت شود.
– مثال عددی:اگر افزایش قیمت سوخت باعث شود یک خانواده ماهانه ۱ میلیون تومان مابه التفاوت بپردازد، این مبلغ بسیار کمتر از هزینهای است که باید بابت افزایش قیمت مواد غذایی، خدمات و حملونقل (ناشی از گران شدن سوخت) در طول ماه پرداخت کند.
ب) در حوزه ارز (ثبات نرخ ارز)
این بخش، هسته اصلی تحول اقتصادی است. اگر مابه التفاوت تغییر نرخ ارز را مستقیماً از طریق مکانیزمهای مالیاتی یا عوارض دریافت کنیم:
– توقف تقاضای کاذب: دیگر نیازی به خرید ارز برای «حفظ ارزش» یا «سودآوری» نخواهد بود، زیرا نرخ ارز در بازارِ کالا ثابت میماند.
– خنثیسازی تورم انتظاری:وقتی نرخ ارز در زنجیره تولید تغییر نمیکند، بنگاهها انگیزهای برای افزایش قیمت کالا ندارند.
– تثبیت اقتصاد کلان: نرخ ارز ثابت، یعنی پیشبینیپذیری بالا، یعنی سرمایهگذاری بدون ریسک و در نهایت ثبات در تمامی پارامترهای اقتصادی.
۳. سازوکارهای اجرایی و وصول (Mechanism of Collection)
برای اجرای این ایده، نیازی به ساخت نهادهای جدید نیست؛ بلکه باید از زیرساختهای موجود برای «وصول هوشمند» استفاده کرد:
۱. سیستمهای شناسایی:استفاده از کد ملی و پلاک خودرو برای ممیزی مصرف.
۲. کانالهای پرداخت:از طریق قبضهای خدمات، عوارض خدمات دولتی، یا اصلاحات در سیستمهای یارانه و مالیات.
۳. دهکبندی هوشمند:استفاده از دادههای موجود برای اینکه بار مالی فقط بر دوش بخشهای فراتر از نیاز باشد و عدالت اجتماعی حفظ شود.
۴. نتیجهگیری و چشمانداز
ایده «پرداخت مابه التفاوت» به جای «گرانسازی کالا»، تغییر پارادایم (الگوی فکری) از اقتصاد مبتنی بر تورم به اقتصاد مبتنی بر تثبیت است. با این روش، مردم تنها هزینه واقعی تغییر یک نرخ را میپردازند، نه هزینه نوسانات زنجیره تأمین را.این مدل میتواند ضمن حفظ ثبات در نرخ ارز و انرژی، از وقوع انفجار قیمتی جلوگیری کرده و بستری امن برای رشد سرمایهها و پیشبینیپذیری اقتصاد فراهم سازد.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع