چتر پاکستان روی سر ایران !

جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت :  وقتی صحبت از نوآوری در مبالغه می‌شود باید نام شهباز شریف را در صدر فهرست آورد. اظهارات نخست‌ وزیر پاکستان خطاب به مسعود پزشکیان که در آن ؛ ایران را تحت رهبری او در آستانه تبدیل شدن به یکی از سریع‌ترین اقتصادهای جهان توصیف کرده نه تنها از نظر تحلیل اقتصادی فاقد اعتبار است بلکه از نظر منطق سیاسی ؛ نوعی کمدی سیاه محسوب می‌شود. ادعای شهباز شریف فراتر از یک خوش‌ بینی دیپلماتیک مستقیماً با واقعیت‌های عینی برخورد می‌کند. چگونه می‌توان از رشد سریع‌ سخن گفت در حالی که شاخص‌های کلان اقتصادی ایران از تورمِ افسار گسیخته گرفته تا ریزش ارزش پول ملی همگی گواهی بر یک سقوط آزاد به درون باتلاق است. مدیریت فعلی به جای خروج از این بن‌ بست مسیر اقتصاد را به سوی انجماد و رکود بیشتر هدایت کرده. پس چطور ممکن است آتیه ای روشن و امید بخش داشته باشد. نکته کنایه‌ آمیز ماجرا اینجاست که شهباز شریف خود از چالش‌های عمیق اقتصادی ایران به خوبی خبر دارد و می‌داند که اقتصاد ایران با رویکردهای فعلی نه تنها به رشد نمی‌رسد بلکه در حال فروپاشی ساختاری هم هست.

 پس این مبالغه از کجا می‌آید. آیا این یک اشتباه استراتژیک است یا یک بازی سیاسی در لبه‌ی پرتگاه. بی گمان باید از این لایه عبور کرد و به ریشه‌ی اصلی بحث رسید : دیپلماسیِ مصلحت‌ آمیز. آنچه ما شاهد آن هستیم یک میانجی‌گریِ بی‌وزن و بی‌ارزش است. نوعی دیپلماسی که هدفش حل بحران‌های واقعی نیست بلکه ایجاد فضایی برای توافقات گذرا و صلح‌های صوری میان ایران و آمریکاست. تاریخ نشان داده که این نوع میانجی‌گری‌ها نه برای بهبود معیشت مردم بلکه برای باز کردن گلوگاه‌های مالی ست که میلیاردها دلار پول را از مسیرهای غیر شفاف به جیب‌های خاصی می‌ریزد. این رخدادها به جای آنکه ثروت را به خانه‌ی مردم بیاورد تنها به پر کردن جیب‌های کسانی منجر می‌شود که از این میانجی‌ گری‌های بی‌ثبات سودهای کلان می‌برند. وقتی سیاستمداران به جای تحلیل واقعیت به روایتِ رویاهای دروغین روی می‌آورند در واقع در حال تدوین سناریویی برای فراموش کردنِ فاجعه هستند. چتر پاکستان که شهباز شریف می‌خواهد بر سر ایران بگشاید نه یک چتر حفاظتی در برابر طوفان اقتصادی بلکه سایه‌ای ست که سعی دارد حقیقتِ تاریکِ مدیریت فعلی را از دید جهانیان پنهان کند. ما به تحلیل‌های عمیق و واقع‌ گرایانه نیاز داریم نه به مبالغه‌هایی که بوی تجارتِ سیاست بدهد.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × دو =

پربازدیدترین ها