معرفی اجمالی اقتصاد رفتاری و تفاوت آن با اقتصاد سنتی

دکتر حمید کاکائی با معرفی اجمالی اقتصاد رفتاری در درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت :

اقتصاد رفتاری

علم اقتصاد از اولین روز های شکل گیری اندیشه اش در زمان ارسطو یعنی حدود چهار صد سال قبل از میلاد (322-384 ق.م) تا تثبیت علمی اش درزمان آدام اسمیت (1790-1723) در قرن هیجدهم میلادی و پس از آن تا  ادامه قرن21 همواره درحال تکمیل و تکامل بود است. در اهمیت نمادین اقتصاد رفتاری می توان دادن جایزه نوبل اقتصاد سال2002 به دانیل کانمن و جایزه نوبل اقتصاد سال2017 به ریچارد ثیلر را اشاره کرد.

در واقع اقتصاد رفتاری رویکردی از اقتصاد است همانند جامعه شناسی و بویژه روانشناسی که به توضیح رفتار واقعی اقتصاد می پردازد.  اقتصاد رفتاری با یک رویکرد بین رشته ای ، درصدد است تا بنیان های نظری ، دستاوردها و ابزارهای سایر شاخه های علوم اجتماعی و انسانی نظیر روان شناسی ، جامعه شناسی ، انسان شناسی را با اقتصاد پیوند داده و بر این اساس ضمن اصلاح فروض اقتصاد متعارف ، نظریات واقع گرایانه تری را برای  بررسی جنبه های مختلف اقتصادی ارائه نماید .

عقلانیت متعارف معتقد است که تنها یک راه حل برای بالابردن سطح ثروت ملل وجود دارد ؛ اما اقتصاد رفتاری می گوید راه حل های دیگری نیز ممکن است وجود داشته باشد . در واقع در اقتصاد متعارف فرض بر این است که افراد به صورت عقلانی تصمیم می گیرند و آنچه که در دنیای واقعی رخ می دهد برای اقتصاد متعارف مهم نیست ! در یک کلام اقتصاد متعارف مانند خدایی که جهان را ساخته و رها کرده باشد عمل می کند و دیگر چیزی برایش مهم نیست !  و بر این عقیده است که همه افراد بی احساس و بی تفاوت اند و همین موجب تضعیف قدرت توضیح دهندگی و پیش بینی آن شده است .در اقتصاد متعارف به ضرر ها و سود ها به یک چشم می نگرد اما در نظریه چشم انداز به ضرر در مقایسه با سود وزن بیشتری می دهد .بر عکس عقیده اقتصاددانان رفتاری این است که وقتی انسان با احساس و خیرخواه باشد به سعادت و نهایت رضایت و مطلوبیت دست می یابد .

 کینز نیز در آثار  خویش به اهمیت بهره گیری از علوم انسانی همچون جامعه شناسی و روان شناسی اذعان داشته و سعی نموده تا آن را در قالب تئوری های خویش قرار دهد ، به طوری که Akerlof در سخنرانی جایزه ی نوبل اش در سال 2001 تا آنجا پیش رفت که ادعا کرد « تئوری عمومی کینز (1936) بزرگترین کمک به اقتصاد رفتاری قبل از دوره حاضر بوده است »( Akerlof, 2003) .

همچنین گری بکر و کِوین مورفی شاید جزو اقتصاددانان رفتاری نباشند اما معتقدند که افراد یک محصول را نه بر اساس ارزش ذاتی آن ، بلکه به خاطر نوع بسته بندی اش می خرند که خود نشان دهنده ی ضعف اقتصاد متعارف است .

در رویکرد سنتی علم اقتصاد (رویکرد ارتدکس نئو کلاسیک) فرض می شود انسان موجودی است که با رفتار کاملا عقلانی و حسابگرانه (و غیر احساسی) و باتوجه به محدودیت های موجود منافع شخصی خود را حداکثر می کند. به عبارت دیگر رفتار عقلانی در رویکرد سنتی بر حداکثر سازی منافع شخص استوار است.

تا قبل از انتشار نظریه کانمن اقتصاددانان معتقد بودند که نیروی انسانی  تحت تاثیر انگیزه های منفعت شخصی  تصمیمات را به طور عقلایی اتخاذ می کند. او این مدل پذیرفته شده را به چالش کشید ونشان داد که رفتار مردم توسط انگیزه های روانشناسی بیشتر تعیین می شود و این انگیزه ها  عوامل اقتصادی مهمی را شکل می دهند. دانیل کانمن متولد ۱۹۳4، در رشته روانشناسی و ریاضیات تحصیل کرده و در سال ۱۹6۱ موفق به اخذ درجه دکتری روانشناسی از دانشگاه کالیفرنیا شد. کانمن در سال ۲۰۰۲ همراه با ورنون اسمیت ، استاد اقتصاد و حقوق در دانشگاه جورج میسون، موفق به کسب جایزه نوبل در علم اقتصاد گردید. کانمن، نشان می دهد که چگونه قضاوتهای انسانی ممکن است راههای میانبری را فراهم کند که به طور سیستماتیک از اصول اساسی احتمالات، انحراف داشته باشند تا قبل از انتشار کار کانمن، اقتصاد دانان معتقد بودند که نیروی انسانی، تحت تأثیر انگیزه های منفعت شخصی، تصمیمات را به طور عقلایی اتخاذ می کنند کانمن این مدل پذیرفته شده را به چالش کشید و نشان داد که رفتار مردم توسط انگیزه های روانشناسی بیشتری تعیین می شود و اینکه این انگیزه ها، عوامل اقتصادی مهمی را می سازند(عرفانی ،1382) .

مقایسه ابتدایی اقتصاد سنتی و اقتصاد رفتاری 

در اقتصاد سنتی فرض می شود که انسان خصوصیات معین و داده شده ای دارد و بر اساس همان خصوصیات فرضی رفتار می کند ؛ اما اقتصاد رفتاری بجای تکیه بر تعریف فرضی از رفتار انسان سعی می کند با کمک دانش ها و تجربه های مربوط به علوم مختلف و بطور ویژه روان شناسی رفتار اقتصادی را توضیح دهد ؛ همچنین رفتار را می توان بطور واقعی و در مواردی به شکل آزمایشگاهی آزمون کرد ؛ در واقع منظور از آزمون کردن علم اقتصاد  این است که علم را به آنچه که در واقعیت رخ می دهد نزدیک سازیم .

در حقیقت اقتصاد رفتاری پیش بینی ها و توضیحات بهتری از پدیده های اقتصادی ارائه می دهد تا اقتصاد سنتی .

 همچنین در اقتصاد رفتاری ممکن است در آزمایشگاه واقعی و با دعوت از گروه هایی از سرمایه گذاران بالقوه یا بالفعل به صورت تصادفی و با کاربرد روش های آزمایشگاهی مثلا از راه آزمایشِ خون آنها حساسیت و استرس سرمایه گذاران را شناسایی کرده و علت رفتار های خاص مالی و اقتصادی آنها را بررسی و آزمون کرد. با کمکِ اقتصاد رفتاری میتوان در آزمایشگاه کارکرد عصب های مغز کارگزاران اقتصادی را مورد شناسایی قرار داد و رفتار واقعی افراد را مرتبط با عصب های یاد شده نشان داد و این آزمایشات ما را به درک جدیدی از علم اقتصاد سوق خواهد داد .

جالب اینجاست که در سال 2002 جایزه نوبل اقتصاد بطور مشترک به دو اقتصاد دان و روانشناس داده شد که در زمینه های اقتصاد رفتاری و اقتصاد آزمایشگاهی کار کرده بودند. در حقیقت اقتصاد می تواند با پیوند با رشته های دیگر بهتر شناخته شود .

به بیان دیگر اقتصاد رفتاری یافته ها و دیدگاه های روانشناسی و سایر شاخه های علوم اجتماعی و انسانی را برای درک بهتر رفتار اقتصادی و توضیح بهتر نظریه اقتصادی بکار می گیرد. بر اساس صحبت ها و یافته های جایزه نوبلِ اقتصاد رفتاری و آزمایشگاهی کانمن و اسمیت (2002) رویکرد اقتصاد رفتاری با رویکرد اقتصاد سنتی ارتدکس تفاوت دارد ؛ زیرا رویکرد سنتی ارتدکس بر فرض عقلانیت مطلق و ابزاری و نفع شخصی طلبی محض استوار است و به بیان شفاف تر انسان را همانند ماشین می نگرد که دارای رفتاری از پیش تعیین شده است .

همچنین اﻗﺘﺼـﺎد رﻓﺘـﺎري از ﻃﺮﻳـﻖ اﺣﻴﺎي راﺑﻄﻪ روان ﺷﻨﺎﺳﻲ و دﻳﮕﺮ ﻋﻠﻮم ﺑﺎ اﻗﺘﺼﺎد، دﻧﺒﺎل ﺑﺎزﮔﺮداﻧﺪن ﻋﻠﻢ اﻗﺘﺼﺎد ﺑـﻪ ﺟﺎﻳﮕـﺎه آﻏﺎزﻳﻦ ﺧﻮد ﻣـﻲ ﺑﺎﺷـﺪ. در اقتصاد متعارف فرض بر این است که که محیطِ زندگی افراد تفاوتی در اولویت ها و انتخاب های آنها ایجاد نمی کند و فرقی نمی کند که ما در کانادا یا آمریکا یا سومالی زندگی می کنیم ؛ اولویت ها و انتخابهای افراد همواره یکسان هستند ؛ اما اقتصاد رفتاری به واقعیت های رفتاری مردم توجه می کند و آنچه که انسان در حقیقت انتخاب می کند را ملاک قرار میدهد.

اﻗﺘﺼﺎد رﻓﺘﺎري ﺑﺨﺶ ﻫﺎي ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻧﺸﺪه اي از ذﻫﻦ اﻧﺴﺎﻧﻲ، ﻓﺮاﻳﻨﺪ ﭘﺮدازش آن و ﭘﻴﻮﻧﺪ آن ﺑﺎ رﻓﺘﺎرﻫﺎي واﻗﻌﻲ را ﺑﺎزﺷﻨﺎﺳﻲ ﻧﻤﻮد. رﻓﺘﺎر ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ، ﻧﻮع دوﺳﺘﻲ، اﻋﺘﻤﺎد، اﻧﺼـﺎف، و ﻣﺎﻧﻨـﺪ آن ﮔﻮﺷﻪ ﻫﺎﻳﻲ از ﻛﺎرﻛﺮدﻫﺎي ذﻫﻦ ﻫﺴﺖ ﻛﻪ اﻟﮕﻮﻫﺎي اﻗﺘﺼﺎد رﻓﺘﺎري ﺗﻮاﻧﺴﺘﻪ اﻧﺪ ﻧﺸﺎن دﻫﻨﺪ و از اﻳﻦ ﻣﻨﻈﺮ ﺑﻪ اﺻﻼح و ﻳﺎ ﺗﻜﻤﻴﻞ روﻳﻜﺮد ﻋﻘﻼﻧﻴﺖ اﺑﺰاري اﻗﺪام ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ.

دکتر حمید کاکائی

دکتری اقتصاد ، گروه اقتصاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 + سیزده =