جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : بی تردید اگر قرار باشد سخت ترین کار دنیا را نشان کنیم حتما میرسیم به خودکشی. اقدامی جنون آمیز که در توان هر انسانی نیست و آنهایی که مرگ را در آغوش میگیرند در حقیقت به انتهای زندگی رسیده اند. درست مثل رخدادی که در روز دوشنبه ۱۸ خرداد در کرج رخ داد. اتفاقی که سقوط یک جسم از ارتفاع نبود ؛ سقوط یک زندگی بود. سقوط دختری ۲۲ ساله که نه تنها سنگینی بار مسئولیت یک خانواده را بر دوش داشت ؛ بلکه با سایهی مرگبار سرطان مادر و بی خانمانی در میانهی یک تلهی اجتماعی گرفتار شده بود. سقوط او بر روی سقف یک خودروی ۲۰۶ که در کوچه پارک شده بود ؛ استعارهای تلخ از برخورد بی رحمانهی واقعیتهای سخت اقتصادی با رویاهای شکسته ای بود که این روزها بخش مهمی از جوانان با آن درگیرند. در نگاه اول ممکن است تحلیل گران سطحی این واقعه را یک بحران سلامت روان یا فشار روانی فردی قلمداد کنند.
اما وقتی ابعاد حادثه را به دقت کالبد شکافی میکنیم با یک بحران ساختاریِ فاجعه بار روبهرو می شویم. دختری که پدر ندارد ؛ مادری با سرطان دارد و در وضعیت مستأجری ناپایدار قرار گرفته است. نماد نسل جدیدی از ایرانیان که در پیوند میان بیماری ؛ فقر و بی پناهی راهی به جز اتمام زندگی خود نمیبینند. اینجا بحثِ افسردگی نیست که بحثِ ناممکن بودنِ زندگی ست. سوال اصلی و تکان دهنده اینجاست که مسئولان کشور چه بر سر جوان ایرانی آوردهاند که مرگ برای او از زندگی ملموستر شده. پاسخ در سیاستهای اقتصادی و اجتماعی سالیان اخیر نهفته است. وقتی تورم ؛ نرخ اجاره بها و هزینههای درمان به ویژه برای سرطان که هزینههای سنگین و بی رحمانهای دارد با سرعت نور رشد میکنند اما قدرت خرید و حمایت های شبکهی امنیت اجتماعی در جای خود خشکیده ؛ دولت در واقع در حال ساختن یک سکوی مرگ برای جوانان است.
مسئولانی که وعدهی عدالت اجتماعی و حمایت از اقشار آسیب پذیر را میدهند ؛ با ناتوانی در کنترل بازار مسکن و ناتوانی در تامین هزینههای حیاتی درمان عملاً قرارداد اجتماعی را با مرگ این دختر شکسته اند. وقتی یک جوان ۲۲ ساله احساس میکند دیگر نمیتواند زندگی کند ؛ یعنی ساختار قدرت در این کشور امید را از چرخه ی زندگی خارج کرده است. این حادثه تلخ و تکان دهنده که دارد هر روز در گوشه و کنار کشور رخ می دهد ؛ نشان دهنده یک شکاف عمیق است. شکاف میان شعارهای سیاسی در تلویزیونها و واقعیتِ تلخِ طبقه ششم یک آپارتمان در کرج. سقوط این دختر ۲۲ ساله تنها یک خودکشی نیست ؛ یک پیام سیاسی ست. پیامی مبنی بر اینکه ساختار فعلی توانایی محافظت از کوچک ترین سلولهای جامعه را ندارد. اگر مسئولان امروز به جای بازسازی شعارهای پوچ ؛ به بازسازی امنیت اقتصادی و اجتماعی می پرداختند سقوط ها در هیچ کجای ایران رخ نمی داد. سقوطی که در آن تنها چیزی که بر زمین میافتد ؛ پیکر یک جوان نیست ؛ بلکه اعتبار و مشروعیتِ نظامِ حاکم بر جامعه است.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع