دکتر فاطمه پاسبان ، پژوهشگر اقتصاد کشاورزی و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت :
در تجارت جهانی، حمایتهای دولتی از کشاورزی را بر اساس میزان تأثیر آنها بر بازار و قیمتهای جهانی، به سه دسته یا «جعبه» تقسیم میکنند:
۱. حمایتهای سبز Green Box
این حمایتها « غیرتحریفکننده » هستند؛ یعنی هیچ تأثیری بر قیمت جهانی کالا ندارند و باعث تشویق به تولید بیرویه نمیشوند. هدف این حمایتها، ارتقای کیفیت، حفظ محیط زیست و توسعه زیرساختهاست. حمایت سبز به حمایتهایی گفته میشود که:
• کمترین اثر منفی بر رقابت و بازار دارند،
• موجب تخریب تجارت آزاد نمیشوند،
• و بیشتر جنبه توسعهای، زیربنایی یا عمومی دارند.
مثال: بودجههای پژوهشی R&D، آموزش کشاورزان، بیمه محصولات، مبارزه با آفات و توسعه تکنولوژیهای پس از برداشت (مثل پیشخنککنندگی).طبق قوانین جهانی، این حمایتها آزاد هستند و هیچ محدودیتی برای آنها وجود ندارد.
۲. حمایتهای زرد یا کهربایی Amber Box
این حمایتها « تحریفکننده » هستند؛ یعنی مستقیماً بر قیمتها اثر میگذارند و باعث میشوند تولید محصولی صورت گیرد که با قیمت بازار سازگار نیست. این حمایتها باعث بههم خوردن تعادل بازار جهانی میشوند. حمایت زرد یا هشداردهنده، حمایتهایی هستند که:
• تا حدی در بازار دخالت میکنند،
• میتوانند رقابت را تغییر دهند،
• اما هنوز بهطور کامل مخرب تلقی نمیشوند.
مثال: تعیین قیمت تضمینی (تضمین خرید محصول توسط دولت با قیمتی بالاتر از بازار)، پرداخت سوبسید مستقیم برای هر تن محصول تولید شده.این حمایتها توسط سازمان تجارت جهانی محدود و کنترل میشوند چون باعث رقابت ناسالم بین کشورها میشوند. این نوع حمایت معمولاً نیازمند کنترل و زمانبندی است؛ زیرا اگر بیشازحد ادامه یابد، میتواند باعث ناکارآمدی اقتصادی شود.
۳. حمایتهای آبی Blue Box
اینها حمایتهای «میانی» هستند. در واقع حمایتهای زردی هستند که برای «محدود کردن تولید» پرداخت میشوند تا قیمت کالا در بازار جهانی بیش از حد افت نکند. هدف اصلی:
• جلوگیری از سقوط قیمتها،
• کنترل مازاد تولید،
• و کاهش فشار بر بازار جهانی است.
به همین دلیل، حمایت آبی را نوعی «حمایت بینابینی» میدانند:
• نه کاملاً آزاد و غیرمخرب مثل حمایت سبز،
• و نه بسیار مخرب مانند حمایتهای شدید تجاری.
مثال: پرداخت مبلغی به کشاورز به شرط اینکه سطح زیر کشت خود را کاهش دهد یا تعداد گلههای خود را محدود کند.این حمایتها در رتبه دوم از نظر پذیرش قرار دارند و کمتر از حمایتهای سبز مورد استقبال هستند.
با بررسی سیاستهای حمایتی در کشورهای پیشرو (مانند هلند، آمریکا)، مشاهده میشود که رویکرد مدیریتی این کشورها از حمایتهای زرد (که صرفاً بر تولید کمی و قیمت تمرکز داشت و منجر به تخریب منابع میشد) به سمت حمایتهای سبز تغییر یافته است. دلیل این تغییر، تمرکز بر “بهرهوری” به جای “تولید” است. در مدل حمایت سبز، دولتها به جای پرداخت برای “تعداد تن محصول”، بر روی موارد زیر سرمایهگذاری میکنند تا بهرهوری واقعی افزایش یابد:
۱. سرمایهگذاری در دانش R&Dتولید بذرهای مقاوم و هوشمند که نیاز به آب و کود را کاهش میدهد.
۲. تکنولوژیهای کاهش ضایعات: حمایت مالی برای احداث زنجیره سرد و واحدهای پیشخنککنندگی ؛ چرا که کاهش ضایعات، دقیقاً به معنای افزایش بهرهوری نهایی است (بدون نیاز به افزایش سطح زیرکشت).
۳. حفاظت از منابع :پرداخت مشوقهای مالی برای کشاورزی پایدار و ارگانیک جهت حفظ سلامت خاک برای نسلهای آینده.
۴. ارتقای سرمایه انسانی: آموزشهای تخصصی مدیریتی به کشاورزان برای تبدیل مزرعه به یک واحد اقتصادی سودآور.
بنابراین، برای ارتقای بهرهوری در بخش کشاورزی کشور، ضروری است که سیاستهای حمایتی از رویکردهای “زرد” (سوبسیدهای تولیدی) فاصله گرفته و به سمت “حمایتهای سبز” (توسعه تکنولوژی، تخصص و زنجیره سرد و …) حرکت کنند تا علاوه بر افزایش درآمد کشاورز، رقابتپذیری صادراتی کشور نیز تضمین شود.
گفتمان ، اندیشه، رویکرد و اقدام و عمل باید تغییر کند تا بهره وری اتفاق بیفتد ، بهره وری یک سیستم است :
حمایت سنتی (زرد): «اگر ۱۰ تن گندم تولید کنی، به تو پول میدهم.» نتیجه:باعث تخریب خاک و تولید بیش از حد میشود.
حمایت سبز: اگر سیستم آبیاری قطرهای بخری یا محصولات را پیشخنک کنی تا ضایعات کم شود، من هزینه را میپردازم. نتیجه: باعث افزایش بهرهوری و تخصص میشود.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع