يوتيوب؛ يك دهه ميان وعده و فيلتر

در ميان همه پلتفرم‌هايي كه طي سال‌هاي گذشته نامشان با فيلترينگ گره خورده، شايد هيچ‌كدام به اندازه يوتيوب سابقه حضور دايمي در فهرست وعده‌هاي رفع محدوديت را نداشته باشند. پلتفرمي كه از دولت‌هاي مختلف، جلسات متعدد تصميم‌گيري و ده‌ها اظهارنظر رسمي عبور كرده، بارها تا آستانه بازگشت پيش رفته، اما هر بار در آخرين گام متوقف شده است. حالا با مطرح شدن دوباره نام يوتيوب در مجلس، پرونده‌اي كه نزديك به يك دهه ميان «بررسي» و «تعويق» در رفت‌وآمد بوده، بار ديگر به صدر اخبار بازگشته است. در سياستگذاري اينترنت ايران، پرونده‌هايي وجود دارند كه هيچ‌وقت بسته نمي‌شوند. هر چند وقت يك‌بار نامشان دوباره بر سر زبان‌ها مي‌افتد، مقام مسوولي درباره آنها اظهارنظر مي‌كند، رسانه‌ها به آن مي‌پردازند و سپس همه‌چيز به نقطه آغاز بازمي‌گردد. يوتيوب يكي از قديمي‌ترين نمونه‌هاي چنين وضعيتي است؛ پلتفرمي كه سال‌هاست ميان وعده رفع فيلتر و تداوم محدوديت معلق مانده است. اظهارات اخير مصطفي پوردهقان، عضو كميسيون صنايع و معادن مجلس، بار ديگر اين پرونده را به جريان انداخته است. او اعلام كرده: وزير ارتباطات در نشست كميسيون صنايع وعده داده پس از تعيين تكليف واتس‌اپ، موضوع يوتيوب نيز در دستور كار قرار گيرد و گزارشي از روند پيگيري آن به مجلس ارايه شود. اگر اين اظهارات را به تنهايي نگاه كنيم، شايد خبر مهمي به نظر برسد، اما مرور تاريخچه يوتيوب در ايران نشان مي‌دهد آنچه امروز شنيده مي‌شود، تازه‌ترين حلقه از زنجيره‌اي طولاني از وعده‌ها، بررسي‌ها و مذاكراتي است كه طي سال‌هاي گذشته بارها تكرار شده‌اند؛ مذاكراتي كه تاكنون هيچ‌يك به رفع فيلتر عمومي اين پلتفرم منجر نشده است.

    از يك سايت اشتراك ويديو  تا يك پرونده سياسي

به گزارش اقتصاددان به نقل از تعادل  ، زماني كه يوتيوب در اواسط دهه ۱۳۸۰ وارد زندگي كاربران ايراني شد، كمتر كسي تصور مي‌كرد اين پلتفرم در آينده به يكي از بحث‌برانگيزترين موضوعات سياستگذاري اينترنت كشور تبديل شود. اين سرويس ابتدا براي مدتي كوتاه مسدود شد، اما محدوديت آن دوام چنداني نداشت. با اين حال در سال ۱۳۸۸ شرايط تغيير كرد و يوتيوب به صورت كامل فيلتر شد؛ وضعيتي كه تا امروز ادامه يافته است. از آن زمان تاكنون، تقريبا هر زمان كه بحث اصلاح سياست‌هاي اينترنتي يا بازنگري در فيلترينگ مطرح شده، نام يوتيوب نيز در ميان گزينه‌هاي احتمالي رفع محدوديت قرار گرفته است. با اين تفاوت كه برخلاف بسياري از سرويس‌هاي ديگر، يوتيوب هرگز نتوانسته از مرحله بحث و بررسي عبور كند. در طول اين سال‌ها، اين پلتفرم به تدريج از يك سايت اشتراك ويديو فراتر رفت و به يكي از مهم‌ترين زيرساخت‌هاي آموزش آنلاين جهان تبديل شد. ميليون‌ها ساعت محتواي آموزشي، دانشگاهي، تخصصي و فني روي اين بستر منتشر شد و همين تحول، نگاه بخشي از سياستگذاران ايراني به يوتيوب را نيز تغيير داد.

زماني كه آموزش وارد معادله شد

يكي از مهم‌ترين نقاط عطف پرونده يوتيوب به سال‌هاي فعاليت دولت حسن روحاني بازمي‌گردد. در آن دوره براي نخستين‌بار بحث دسترسي دانشگاه‌ها و مراكز علمي به اين پلتفرم به‌طور جدي مطرح شد. استدلال موافقان روشن بود؛ يوتيوب ديگر صرفا يك شبكه اجتماعي يا پلتفرم سرگرمي نيست، بلكه به كتابخانه‌اي عظيم از دانش و آموزش تبديل شده است. از دوره‌هاي آموزشي دانشگاه‌هاي معتبر جهان گرفته تا آموزش‌هاي تخصصي برنامه‌نويسي، مهندسي، علوم پايه و فناوري، بخش قابل توجهي از محتواي آموزشي اينترنت روي يوتيوب متمركز شده بود. همين نگاه باعث شد ايده‌اي تازه شكل بگيرد؛ اينكه ميان استفاده عمومي و استفاده آموزشي از يوتيوب تفكيك ايجاد شود. اگرچه اين پيشنهاد هيچ‌گاه به رفع فيلتر سراسري منجر نشد، اما مسير تازه‌اي را در مباحث سياستگذاري باز كرد؛ مسيري كه تا امروز نيز ادامه يافته است.

    ايده‌اي كه ۱۰ سال زنده ماند

پس از آن، تقريبا در هر دوره‌اي كه موضوع فيلترينگ مطرح مي‌شد، ايده دسترسي ويژه براي دانشگاه‌ها و مراكز پژوهشي نيز دوباره مطرح مي‌شد. گاهي صحبت از دسترسي استادان دانشگاه بود، گاهي دانشجويان تحصيلات تكميلي و گاهي پژوهشگران. جالب آنكه اين ايده برخلاف بسياري از طرح‌هاي مشابه هرگز به‌طور كامل كنار گذاشته نشد. در نهايت نيز در سال ۱۴۰۴ بخشي از دانشجويان دانشگاه تهران امكان دسترسي به يوتيوب را پيدا كردند؛ اتفاقي كه نشان مي‌داد طرحي كه حدود يك دهه قبل مطرح شده بود همچنان در دستور كار قرار دارد.  اما همين اتفاق، بحث ديگري را نيز وارد فضاي عمومي كرد؛ موضوع اينترنت طبقاتي. منتقدان معتقد بودند دسترسي گزينشي به اينترنت نمي‌تواند جايگزين رفع محدوديت عمومي شود و حتي ممكن است شكاف جديدي ميان گروه‌هاي مختلف كاربران ايجاد كند.

    يوتيوب در دولت‌هاي بعدي

پرونده يوتيوب در دولت‌هاي بعدي نيز بارها باز شد. در دوره وزارت عيسي زارع‌پور، چندين بار خبرهايي درباره احتمال بازنگري در وضعيت برخي پلتفرم‌ها منتشر شد و يوتيوب يكي از مهم‌ترين گزينه‌ها بود. حتي در ماه‌هاي پاياني اين دولت، گزارش‌هايي منتشر شد مبني بر اينكه پيشنهاد رفع فيلتر يوتيوب از سوي دولت به كميته تعيين مصاديق محتواي مجرمانه ارجاع شده و در دستور راي‌گيري قرار گرفته است. با اين حال، نتيجه نهايي تغييري در وضعيت اين پلتفرم ايجاد نكرد. همين اتفاق نشان داد كه مسير رفع فيلتر يك پلتفرم در ايران صرفا به تصميم وزارت ارتباطات يا دولت وابسته نيست و نهادهاي مختلفي در اين فرآيند نقش دارند. به همين دليل نيز بسياري از طرح‌هايي كه در سطح دولت مطرح مي‌شوند، لزوما به مرحله اجرا نمي‌رسند.

    مطالبه‌اي فراتر از كاربران عادي

در سال‌هاي اخير، حاميان رفع محدوديت يوتيوب صرفا كاربران عادي اينترنت نبوده‌اند. بخش مهمي از اين مطالبه از سوي فعالان فناوري، كسب‌وكارهاي ديجيتال، برنامه‌نويسان، توليدكنندگان محتوا و تشكل‌هاي صنفي حوزه فناوري اطلاعات مطرح شده است. به اعتقاد آنها، بخش بزرگي از دانش فني روز دنيا روي يوتيوب توليد و منتشر مي‌شود. آموزش‌هاي مرتبط با هوش مصنوعي، امنيت سايبري، توسعه نرم‌افزار، طراحي محصول و ده‌ها حوزه تخصصي ديگر در اين پلتفرم در دسترس قرار دارند و محدوديت دسترسي به آن، هزينه مستقيمي بر توسعه سرمايه انساني كشور تحميل مي‌كند. به همين دليل است كه در سال‌هاي اخير، يوتيوب بيش از آنكه به عنوان يك شبكه اجتماعي مطرح شود، به عنوان يك ابزار توسعه دانش و اقتصاد ديجيتال مورد بحث قرار گرفته است.

    بازگشت دوباره به كانون توجه

در سال‌هاي ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴، همزمان با افزايش بحث‌ها درباره بازنگري در سياست‌هاي فيلترينگ، نام يوتيوب بار ديگر در محافل كارشناسي و رسانه‌اي مطرح شد. برخي آن را يكي از گزينه‌هاي احتمالي مراحل بعدي رفع محدوديت‌ها مي‌دانستند و برخي ديگر معتقد بودند دست‌كم بايد امكان دسترسي گسترده‌تر براي مراكز آموزشي فراهم شود. با وجود اين، هيچ‌يك از اين بحث‌ها به تصميم نهايي منجر نشد و يوتيوب بار ديگر در همان وضعيت هميشگي باقي ماند؛ پلتفرمي كه درباره آن بسيار صحبت مي‌شود، اما تصميمي درباره آن گرفته نمي‌شود.

    اين‌بار تفاوتي وجود دارد؟

اكنون نيز با مطرح شدن دوباره نام يوتيوب در مجلس، پرسش اصلي همان پرسشي است كه سال‌هاست تكرار مي‌شود. آيا اين‌بار روندي كه سال‌ها ميان بررسي، ارجاع و تعويق در حركت بوده به نتيجه خواهد رسيد يا بار ديگر پرونده به مرحله انتظار بازخواهد گشت؟ واقعيت آن است كه تاريخچه يك دهه گذشته، محتاط بودن را ضروري مي‌كند. يوتيوب بارها در آستانه رفع فيلتر توصيف شده، بارها از پيگيري آن خبر داده‌اند و بارها به عنوان يكي از گزينه‌هاي اصلي بازنگري در محدوديت‌هاي اينترنتي معرفي شده است. با اين حال، آنچه تاكنون ديده شده نه رفع فيلتر، بلكه تداوم وضعيتي است كه يوتيوب را به طولاني‌ترين پرونده باز اينترنت ايران تبديل كرده است. شايد به همين دليل، خبر امروز بيش از آنكه درباره رفع فيلتر يوتيوب باشد، يادآور يك واقعيت قديمي است؛ اينكه اين پلتفرم سال‌هاست از دستور كار خارج نشده، اما هنوز هم نتوانسته از مرحله دستور كار عبور كند.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده + 20 =