محسن وثوقیفعال اجتماعی وعضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت :سه میلیون راننده تاکسی اینترنتی در تهران مشغولند؛ آمار یا آدرس غلط برای دیده شدن؟
آقای پیروز حناچی! اگر عددی را در فضای عمومی مطرح میکنید، لطفاً روش محاسبه آن را هم منتشر کنید. دوران بیان آمارهای بزرگ و بدون توضیح گذشته است. مردم حق دارند بدانند هر عددی بر چه مبنایی بیان میشود.
شما گفتهاید سه میلیون نفر در تهران در تاکسیهای اینترنتی کار میکنند.
این عدد، بیش از آنکه یک آمار باشد، یک علامت سؤال بزرگ است.
منظور شما دقیقاً چیست؟ سه میلیون ثبتنامشده؟ سه میلیون دارنده حساب کاربری؟ سه میلیون راننده فعال در طول سال؟ یا سه میلیون شاغل تماموقت؟
این چهار مفهوم، زمین تا آسمان با یکدیگر تفاوت دارند و نمیتوان آنها را به جای هم به افکار عمومی عرضه کرد.
تهران فقط اسنپ و تپسی نیست.
تهران یعنی میلیونها شهروندی که در کارخانهها، کارگاهها، بیمارستانها، بانکها، مدارس، دانشگاهها، فروشگاهها، رستورانها، پروژههای ساختمانی، ادارات دولتی و خصوصی، بازار، حملونقل عمومی و صدها شغل دیگر فعالیت میکنند.
اگر واقعاً سه میلیون نفر فقط راننده تاکسی اینترنتی باشند، پس این همه مشاغل دیگر کجا قرار میگیرند؟
اگر منظور رانندگان فعال باشد، این عدد با پرسشهای جدی روبهرو است. اگر هر راننده تنها روزانه پنج سفر انجام دهد، میلیونها سفر روزانه فقط توسط تاکسیهای اینترنتی انجام میشود. آیا این ادعا با آمار رسمی سفرهای شهری، سهم مترو، اتوبوس، تاکسیهای شهری، خودروهای شخصی و سایر شیوههای حملونقل همخوانی دارد؟
اگر پاسخ مثبت است، اسناد و روش محاسبه را منتشر کنید؛ و اگر پاسخ منفی است، چرا عددی مطرح میشود که بدون توضیح، ذهن جامعه را دچار ابهام میکند؟
جامعه ایران امروز بیش از هر زمان دیگری از بازی با اعداد خسته است. مردم با مشکلات اقتصادی، بیکاری، تورم و کاهش قدرت خرید زندگی میکنند. در چنین شرایطی، مسئولان و مدیران سابق باید با دقت سخن بگویند، نه با اعدادی که بیشتر برای جلب توجه مناسب است تا تحلیل کارشناسی.
مردم را سادهلوح فرض نکنید.
هر عددی که از زبان یک مسئول بیان میشود، باید قابلیت راستیآزمایی داشته باشد. اعتبار یک مدیر به بزرگی اعدادی که بیان میکند نیست؛ به دقت، صداقت و مستند بودن همان اعداد است.
سالها از «شهر انسانمحور»، «هوای پاک» و «توسعه دوچرخهسواری» سخن گفته شد. امروز شایسته است به جای تولید تیترهای شوکهکننده، گزارشی مستند از نتایج همان سیاستها ارائه شود؛ زیرا مدیریت با شعار و عددهای بزرگ سنجیده نمیشود، بلکه با نتایج قابل اندازهگیری قضاوت میشود.
ایران امروز بیش از هر چیز به مدیرانی نیاز دارد که حقیقت را بگویند؛ نه مدیرانی که با آمارهای مبهم، اعتماد عمومی را فرسودهتر کنند. مردم، مخاطبان آگاهاند، نه شنوندگانی که هر عددی را بدون پرسش بپذیرند.محسن نامه؛ یلدداشتهای یک شاهد
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع