جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : ابتدا برگردیم به شهر آبیک در قزوین. سارقان طی هفت ماه با تانکرهای ۳۰ هزار لیتری از شریان حیاتی سوخت کشور شاه لوله گرفته و بنزین مردم را در مسیر تهران به قزوین در شهرستان آبیک غارت کردند و حالا خط لوله هزار متری قاچاق سوخت زیر ماسههای بندر لنگه در استان هرمزگان کشف شده که قاچاقچیان زیر ماسههای ساحل و آب دریا پنهان کرده بودند. انتشار این خبر و یا خبر مرتبط به بنزین دزدی در آبیک قزوین شاید در نگاهِ اول یک دست آورد پلیسی باشد ؛ اما برای هر تحلیلگر منصفی این یک فاجعه امنیتی و اعترافی بزرگ به ناتوانی یا نفوذ در لایههای حفاظتی انرژی کشور است. داستان همان طور که گفته شد از آبیک شروع میشود اما قطعا به هرمزگان ختم نمیشود و پایان نمی پذیرد که این یک کلاف سر درگم نیست که این یک برنامه ریزیِ به صرفه برای کسانی ست که دستشان در جیب ملت است.
آخر مگر میشود تانکرهای ۳۰ هزار لیتری در مسیر پر تردد تهران به قزوین ؛ ماهها تردد کنند ؛ بارگیری کنند و خارج شوند و هیچ سنسور فشاری در سیستم کنترل خطوط لوله ؛ افت ناگهانی فشار را هشدار ندهد؟ مگر میشود حراست شرکت نفت و نهادهای امنیتی از جابهجایی روزانه هزاران لیتر سوخت بی خبر باشند؟ یا باید به نفوذ و سازمان یافتگی این شبکه ایمان آورد یا به قصورِ تعمدی مسئولان که البته دومی از اولی تلختر است. اینکه قاچاقچیان با صرف هزینههای میلیاردی ؛ خط لوله هزار متری در زیر ماسههای ساحل بندر لنگه میکشند تا سوخت را به قلب دریا و کشتیهای قاچاق برسانند هم نشان از یک پشتوانه فنی و چراغ سبز احتمالی دارد. قاچاق سوخت در این ابعاد کارِ دزدان خرده پا و آماتور نیست. این پروژهی پیمانکارانِ مافیایی ست که با رانت اطلاعاتی و حاشیه امنِ حفاظتی عمل میکنند. بنزینِ سرقت شده از جیب مردم در کدام گاراژها و با کدام بارنامههای جعلی به مقصد میرسد؟
چرا هیچ مسئولی در قبال این غارتِ ملی ؛ به صندلی استیضاح یا دادگاه کشانده نمیشود؟ چرا تریبون های رسمی که برای هر موضوع حاشیهای ؛ ساعتها تحلیل ارائه میدهند در برابرِ این غارتِ سازمان یافته که با منابع ملی گره خورده سکوت اختیار کردهاند؟ وقتی سوختِ ارزانِ کشور به جای حرکت در باکِ خودروهای مردم در ساحل بندر لنگه به ارز تبدیل میشود و به جیبِ عدهای از ما بهتران میرود یعنی عدالت اجتماعی نه در شعار که در عمل توسط همین شبکه مافیایی ذبح شده است. سکوت در برابر این غارتِ سازمان یافته تنها یک معنا دارد. یا ناتوانید و یا در این سودِ کلان سهمی دارید که اجازه نمیدهد صدای مردم را بشنوید. آبیک و بندر لنگه ؛ نقاطِ کورِ در نقشه نیستند این دو شهر و شهرهایی که هتوز خبر دزدیدن بنزین در آنها رسانه ای نشده نقاطِ روشنِ بیکفایتیِ آنهایی هستند که زندگی و رفاه و آینده ی میلیون ها ایرانی را به گروگان گرفته اند.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع