هوشمصنوعی قرار بود بخشی از بار سنگین کار انسان را بهدوش بکشد؛ کارهای تکراری را سریعتر انجام دهد، خطاها را کاهش دهد و به متخصصان اجازه دهد انرژی و تمرکز خود را صرف تصمیمهای مهمتر کنند اما در یکی از حساسترین میدانهای فناوری یعنی امنیت سایبری، این وعده در حال نشاندادن چهرهای پیچیدهتر است. در حالی که شرکتهای فناوری با سرعتی کمسابقه مدلهای هوشمصنوعی را توسعه میدهند و قابلیتهای این سامانهها هر روز گستردهتر میشود، کسانی که باید در برابر تهدیدهای دیجیتال از سازمانها، بیمارستانها، بانکها و زیرساختهای حیاتی محافظت کنند، خود را در برابر موجی فزاینده از هشدارها، حملات، وظایف نیمهتمام و فشار روانی میبینند. مساله این نیست که ماشینها قدرتمندتر شدهاند، مساله این است که سرعت تغییرات بهاندازهای افزایش یافته که انسان مسوول دفاع از این ماشینها و شبکههای متصل به آنها، فرصت چندانی برای نفس کشیدن ندارد. اینجاست که یک تناقض جدی شکل میگیرد؛ فناوری با هدف کاهش بار کاری وارد میدان شده اما در برخی نقاط، خود به عاملی برای افزایش بار ذهنی تبدیل شده است.
به گزارش اقتصاددان به نقل از جهان صنعت ، امنیت سایبری همیشه حرفهای پرتنش بوده است. متخصص امنیت میداند که یک خطای کوچک، یک پیکربندی اشتباه، یک حساب کاربری بهدرستی محافظتنشده یا چند دقیقه تاخیر در واکنش میتواند پیامدهایی بسیار بزرگتر از اندازه همان اشتباه داشته باشد. با این حال، عصر هوشمصنوعی قواعد این بازی را تغییر داده است. حجم دادههایی که باید بررسی شوند، تعداد هشدارهایی که از سامانههای امنیتی دریافت میشود و سرعتی که تهدیدها در آن شکل میگیرند، دیگر با الگوی سنتی کار یک تیم امنیتی قابل مقایسه نیست. کدهایی که با کمک ماشین تولید میشوند، ابزارهای خودکار برای شناسایی آسیبپذیریها و توانایی روزافزون مدلهای هوشمصنوعی در تحلیل، تولید محتوا و اجرای برخی مراحل پیچیده، باعث شدهاند سطح فعالیت در هر دوسوی میدان افزایش پیدا کند. مهاجم میتواند از ماشین برای سرعت بخشیدن به عملیات خود استفاده کند و مدافع نیز ناچار است با سرعتی مشابه پاسخ دهد. در چنین شرایطی، زمان به یکی از گرانبهاترین منابع تیمهای امنیتی تبدیل میشود؛ منبعی که اتفاقا متخصصان انسانی کمترین میزان آن را در اختیار دارند.
یکی از مهمترین پیامدهای این وضعیت، افزایش «خستگی هشدار» است. یک کارشناس امنیت سایبری ممکن است در طول روز با انبوهی از هشدارها مواجه شود که همه آنها الزاما نشانه یک حمله واقعی نیستند. برخی هشدارها ممکن است ناشی از رفتارهای عادی کاربران، تنظیمات اشتباه، فعالیتهای نرمافزاری یا الگوهایی باشند که سیستم امنیتی آنها را بهعنوان رفتار مشکوک شناسایی کرده است اما هر هشدار باید دستکم در ذهن متخصص ارزیابی شود. هر بار که سیستم اعلام خطر میکند، این پرسش مطرح میشود که آیا با یک تهدید واقعی روبهرو هستیم یا یک هشدار کاذب؟ پاسخ به این پرسش نیازمند تمرکز، تجربه و تصمیمگیری است. وقتی تعداد این هشدارها افزایش پیدا میکند، فشار تنها به تعداد کارها محدود نمیشود؛ مغز انسان مجبور است بارها و بارها میان وضعیتهای عادی و بحرانی جابهجا شود. همین جابهجایی مداوم میتواند ظرفیت شناختی فرد را تحلیل ببرد.
گزارش موسسه آموزشی SANS Institute تصویری قابلتوجه از این وضعیت ارائه میدهد. براساس این گزارش، بیش از ۶۰درصد متخصصان امنیتسایبری اعلام کردهاند که سطح استرس شغلی آنها نسبت به دوسال گذشته افزایش یافته است. این رقم را نباید یک شاخص منابع انسانی دانست. افزایش استرس در میان نیروهایی که وظیفه حفاظت از سامانههای دیجیتال را برعهده دارند، میتواند به یک مساله امنیتی تبدیل شود. متخصص خسته ممکن است دیرتر واکنش نشان دهد، در اولویتبندی هشدارها دچار خطا شود یا در شرایط بحرانی نتواند همان سطح از تمرکز و دقتی را ارائه کند که از یک نیروی هوشیار انتظار میرود. در امنیتسایبری، کیفیت تصمیمگیری انسان بخشی از زنجیره دفاع است و هر عاملی که این کیفیت را تضعیف کند، بالقوه میتواند یک نقطه ضعف امنیتی ایجاد کند. پیتر کورونئوس، بنیانگذار سازمان غیرانتفاعی Cybermindz، در توصیف این شرایط هشدار داده است که مدافعان سایبری در سراسر جهان در خط مقدم دفاع از سیستمها در عصر هوشمصنوعی قرار گرفتهاند و پیش از آنکه هوشمصنوعی بهطورکامل انسانها را از میدان خارج کند، ممکن است خود انسانها از شدت فشار فرسوده شوند. این جمله، اگرچه در نگاه نخست ممکن است اغراقآمیز بهنظر برسد اما یک نکته مهم را آشکار میکند؛ رقابت واقعی الزاما میان انسان و ماشین نیست. در بسیاری از سازمانها، رقابت میان ظرفیت محدود انسان و سرعت نامحدود تولید رویدادهای دیجیتال است. ماشین میتواند در چند ثانیه میلیونها داده را پردازش کند اما متخصص امنیت همچنان به زمان، استراحت، تمرکز و ظرفیت ذهنی نیاز دارد.
ازسویدیگر، نگرانیها زمانی جدیتر میشود که مشخص شود برخی مدلهای هوشمصنوعی از محیطهای آزمایشی فراتر رفته و توانستهاند در شرایط واقعی برای نفوذ به اهداف موردنظر، مورداستفاده قرار گیرند. شرکتهایی مانند آنتروپیک، متا و OpenAI تایید کردهاند که برخی مدلهای آنها قابلیتهایی از خود نشان دادهاند که میتواند در سناریوهای واقعی امنیتسایبری مورداستفاده قرار گیرد. معنای این اتفاق این نیست که هوشمصنوعی بهتنهایی جای مهاجم یا متخصص امنیت را گرفته است؛ بلکه نشان میدهد مرز میان ابزار کمکی و عامل فعال در عملیات سایبری در حال تغییر است. همین تغییر، مسوولیت بیشتری بر دوش تیمهای دفاعی میگذارد. اگر مهاجم بتواند از هوشمصنوعی برای شناسایی سریعتر اهداف، تولید کد یا تسریع برخی مراحل حمله استفاده کند، مدافع نیز مجبور خواهد بود ابزارهای دفاعی خود را دائما بهروز کند. نتیجه، یک چرخه شتابان است که در آن هر پیشرفت فناورانه میتواند بهسرعت زمینهای برای شکلگیری یک تهدید جدید فراهم کند.
در این میان، مشکل فقط حجم هشدارها نیست؛ حجم کارهای انجامنشده نیز به معضل تبدیل شده است. دادههای تحلیلی پلتفرم Vanta که عملکرد ۱۶هزار کسبوکار را بررسی کرده، نشان میدهد مدیران ارشد امنیت اطلاعات تنها حدود نیمی از وظایف محوله خود را به پایان میرسانند. این آمار تصویری از محیط کاری ارائه میکند که در آن فهرست وظایف هیچگاه واقعا خالی نمیشود. یک پروژه امنیتی هنوز به پایان نرسیده که الزام جدیدی مطرح میشود، بررسی یک آسیبپذیری تمام نشده که هشدار دیگری از راه میرسد، برنامه واکنش به حادثه در حال بازبینی است که تیم باید برای تهدید تازهای آماده شود. کار در چنین محیطی پایان مشخصی ندارد و همین ویژگی میتواند یکی از مهمترین عوامل فرسودگی شغلی باشد.
نکته دیگر اینجاست که هوشمصنوعی قرار است بسیاری از کارهای ساده و تکراری را حذف کند. درظاهر، این اتفاق باید فشار را کاهش دهد اما اگر وظایف سادهتر حذف شوند و آنچه برای انسان باقی میماند عمدتا تصمیمهای پیچیده، موارد استثنایی، بحرانها و تحلیلهای سنگین باشد، فشار شناختی ممکن است حتی بیشتر شود. تونی کرتلی، مدیر جهانی تیم واکنش به حوادث در IBM X-Force، به همین مساله اشاره کرده و میگوید از انسان انتظار میرود در سطحی بالاتر و برای مدت طولانیتری عمیق فکر کند. بهگفته او، حذف کارهای سادهتر میتواند فرسودگی شغلی را تشدید کند و مدیران باید برای استراحت نیروها فرصت ایجاد کنند. این دیدگاه اهمیت یک تغییر اساسی در مدیریت تیمهای امنیتی را نشان میدهد که بهرهوری را نباید فقط با تعداد وظایف انجامشده یا سرعت پاسخگویی سنجید. گاهی اوقات، استراحت یک نیروی متخصص بخشی از فرآیند امنیت است، نه وقفهای در آن. این مساله بهویژه زمانی اهمیت پیدا میکند که بدانیم بسیاری از متخصصان امنیتسایبری در سازمانهایی فعالیت میکنند که کوچکترین اختلال در آنها میتواند مستقیما با زندگی روزمره مردم گره بخورد. بیمارستانها، بانکها، شبکههای انرژی، سامانههای حملونقل و دیگر زیرساختهای حیاتی تنها مجموعهای از سرورها و نرمافزارها نیستند. پشت هر سامانه دیجیتال، خدماتی قرار دارد که میلیونها نفر به آن وابستهاند بنابراین اگر فرسودگی شغلی باعث شود نیروهای باتجربه یکی پس از دیگری از این حوزه خارج شوند، خسارت احتمالی صرفا متوجه یک شرکت یا یک تیم فناوری نخواهد بود. جامعه ممکن است بخشی از متخصصانی را از دست بدهد که تجربه آنها طی سالها کار در شرایط بحرانی شکل گرفته است؛ تجربهای که نمیتوان آن را یکشبه با خرید یک نرمافزار یا استقرار یک مدل هوشمصنوعی جایگزین کرد.
در نهایت، شاید مهمترین هشدار عصر هوشمصنوعی در حوزه امنیت سایبری این نباشد که ماشینها روزی بتوانند از انسانها سریعتر حمله یا دفاع کنند. هشدار واقعی این است که اگر سازمانها همزمان با سرمایهگذاری روی فناوری، بر ظرفیت انسانی سرمایهگذاری نکنند، ممکن است مهمترین لایه دفاعی خود را پیش از آنکه فناوری جدید به بلوغ کامل برسد، از دست بدهند. امنیت سایبری مسابقهای میان سرعت تهدید و توان سازمان برای تصمیمگیری درست است.
هوشمصنوعی میتواند حجم عظیمی از دادهها را تحلیل، الگوهای مشکوک را پیدا و بخشی از وظایف را خودکار کند اما همچنان به انسانهایی نیاز است که بدانند کدام هشدار واقعا مهم است، چه اقدامی باید انجام شود و در یک بحران، کدام تصمیم کمخطرتر است بنابراین شاید راهحل فرسودگی متخصصان امنیت، تولید ابزارهای بیشتر نباشد بلکه طراحی هوشمندانهتر کار، کاهش هشدارهای بیارزش، اولویتبندی دقیق وظایف، توزیع مناسب بار کاری و ایجاد فرهنگ واقعی استراحت باشد. آینده امنیت دیجیتال ممکن است با هوشمصنوعی ساخته شود اما بدون انسانهای سالم، باتجربه و هوشیار قابلحفظ نیست. بزرگترین تناقض این عصر همینجاست: «در زمانی که ماشینها بیش از هر زمان دیگری قادر به کار کردن هستند، باید بیش از هر زمان دیگری مراقب انسانهایی باشیم که قرار است در کنار آنها کار کنند.»
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع