صدای دستگاههای چاپ شاید برای بسیاری تنها صدای چرخیدن چرخهای ماشینهایی باشد که کاغذ را به کتاب، روزنامه، بستهبندی و تبلیغات تبدیل میکنند اما پشت این صدا، یکی از مهمترین حلقههای زنجیره تولید کشور قرار دارد. از کتاب و مطبوعات تا دارو، مواد غذایی، محصولات بهداشتی، قطعات خودرو وکارتهای بانکی، ردپای صنعت چاپ را میتوان در بخش بزرگی از زندگی روزمره دید.
با این حال صنعت چاپ ایران در شرایطی به استقبال روز ملی صنعت چاپ رفت که فعالان آن بیش از جشن و بزرگداشت، از دشواری تامین مواد اولیه، جهش قیمتها، مشکلات ارزی، محدودیتهای وارداتی، رکود بازار و کاهش توان اقتصادی مشتریان سخن میگویند.
به گزارش اقتصاددان به نقل از جهان صنعت ، روز ملی صنعت چاپ در حالی روز گذشته برگزار شد که بسیاری از چاپخانهها و واحدهای فعال در این صنعت، روزهای پرالتهابی را پشتسر میگذارند. افزایش قیمت کاغذ، مقوا، مرکب، پلیت و دیگر مواد مصرفی، تنها بخشی از مشکلات امروز این صنعت است. فعالان حوزه چاپ میگویند در بسیاری از موارد، کالا در بازار یا انبارها وجود دارد اما اختلال در عرضه، سیاستهای ارزی، پیچیدگی فرآیندهای واردات و نااطمینانی اقتصادی، قیمت مواد اولیه را از واقعیت هزینههای تولید فاصله داده است.
مساله اما تنها افزایش قیمت نیست. آنچه امروز بیش از هرچیز فعالان این صنعت را نگران کرده، ترکیب خطرناک افزایش هزینه تولید و کاهش تقاضاست؛ وضعیتی که میتواند بسیاری از واحدهای کوچک و متوسط را به مرز کاهش ظرفیت، تعدیل نیرو یا حتی تعطیلی برساند. در چنین شرایطی پرسش اصلی این است که صنعت چاپ ایران تا چه اندازه توان ادامه مسیر در فضای فعلی را دارد و نهادهای سیاستگذار برای جلوگیری از فرسایش یکی از صنایع زیربنایی کشور چه برنامهای دارند.
التهاب در بازار کاغذ و مقوا
یکی از مهمترین چالشهای امروز صنعت چاپ، افزایش شدید قیمت کاغذ و مقواست؛ موادی که ستون اصلی فعالیت بسیاری از چاپخانهها و صنایع بستهبندی محسوب میشوند.
بابک عابدین، رییس اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان صنعت چاپ و بستهبندی ایران در گفتوگو با «جهانصنعت» میگوید: موضوع قیمتگذاری کاغذ و مقوا در ماههای گذشته به مسالهای پیچیده تبدیل شده است. به گفته او، پیگیریهای فعالان این صنعت از آذرماه۱۴۰۴ و همزمان با افزایش نرخ ارز در سامانه مبادلات ارز و طلا آغاز شد؛ دورهای که نرخ دلار از حدود ۷۰هزارتومان به محدوده ۹۵ تا ۹۶هزارتومان رسید و پس از آن بازار کاغذ و مقوا با التهاب مواجه شد.
یکی از نمونههای مورد اشاره فعالان صنعت چاپ، مقوای ایندربرد است؛ محصولی که کاربرد گستردهای در بستهبندی موادغذایی، دارویی و محصولات بهداشتی دارد. افزایش قیمت این کالا در شرایطی رخ داد که به گفته عابدین، بررسیها کاهش چشمگیری در میزان واردات نشان نمیداد و حتی میزان تقاضا در برخی دورهها نسبتبه سال قبل کمتر شده بود.
همین موضوع پرسشی مهم را پیشروی فعالان صنعت چاپ قرار داده است؛ اگر کمبود واقعی کالا وجود ندارد، علت جهش شدید قیمت چیست؟
به باور بخشی از فعالان بازار، پاسخ را باید در اختلال زنجیره عرضه، محدودیت در ورود کالا، نااطمینانی اقتصادی و رفتارهای ناشی از انتظار افزایش قیمت جستوجو کرد. در چنین فضایی، قیمت مواد اولیه میتواند مستقل از میزان واقعی موجودی و هزینه تمامشده حرکت و تولیدکننده را با هزینههایی مواجه کند که امکان برنامهریزی اقتصادی را از او میگیرد.
فاصله عجیب قیمت تمامشده تا بازار
یکی از مهمترین انتقادهای مطرحشده از سوی فعالان صنعت چاپ، فاصله میان قیمت واقعی واردات مواد اولیه و نرخ عرضه آنها در بازار است.
عابدین میگوید که براساس محاسبات انجامشده، قیمت برخی مقواهای وارداتی با درنظر گرفتن نرخ ارز، هزینه حمل، ترخیص و سود بازرگانی باید در مقطعی حدود ۶۵هزارتومان میبود اما همان کالا با قیمت حدود ۱۳۰هزارتومان در بازار عرضه شد.
به گفته او، روند افزایش قیمت ادامه پیدا کرد و در اسفندماه، همزمان با شرایط بحرانی و جنگی، قیمت برخی از این محصولات به حدود ۲۸۰هزارتومان رسید درحالیکه بررسی موجودی انبارها نشان میداد بازار با کمبود واقعی کالا روبهرو نیست.
پس از تعطیلات نوروز و کاهش نسبی تقاضا، قیمتها تا حدودی کاهش یافت اما بار دیگر با افزایش التهاب در بازار ارز، نرخها صعودی شد.
باید توجه داشت که وقتی مواد اولیه صنعت چاپ با نرخهای غیرقابل پیشبینی وارد چرخه تولید میشود، هزینه آن درنهایت به بستهبندی و کالای نهایی منتقل خواهد شد.
به این ترتیب افزایش قیمت کاغذ و مقوا میتواند از یک چاپخانه فراتر رود و بر قیمت موادغذایی، محصولات دارویی، کالاهای بهداشتی و بسیاری از محصولات مصرفی اثر بگذارد.
واردات در پیچوخم ارز و مقررات
مشکل صنعت چاپ تنها به قیمت کاغذ و مقوا محدود نمیشود. مرکب، حلالها، پوششهای تخصصی، پلیتهای چاپی و برخی مواد پلیمری نیز وابستگی قابلتوجهی به بازارهای خارجی دارند.
فعالان این حوزه میگویند فرآیند واردات مواداولیه در سالهای اخیر پیچیدهتر و پرهزینهتر شده است. ثبت سفارش، تخصیص ارز، محدودیتهای بانکی و فرآیندهای اداری، زمان ورود کالا را افزایش داده و گاهی محمولهها پس از رسیدن به مرز یا گمرک، هفتهها در انتظار تکمیل فرآیندهای اداری باقی میمانند.
برای صنعتی که بخش مهمی از فعالیت آن به استمرار تولید وابسته است، چنین توقفهایی میتواند هزینههای سنگینی بههمراه داشته باشد. خط تولید نمیتواند بهدلیل انتظار برای یک ماده اولیه حیاتی برای مدت طولانی متوقف بماند.
فعالان صنعت چاپ معتقدند در شرایط بحرانی، سیاستگذاری باید انعطاف بیشتری داشته باشد. مقرراتی که در شرایط عادی طراحی شدهاند، ممکن است در دوره بحران خود به مانعی برای تولید تبدیل شوند.
یکی از مطالبات مطرحشده، تسهیل استفاده فعالان اقتصادی از منابع ارزی حاصل از صادرات برای تامین مواد اولیه است. از نگاه فعالان این حوزه، هرچه مسیر تامین مواد اولیه کوتاهتر و شفافتر شود، امکان حفظ تولید و جلوگیری از افزایش غیرضروری قیمتها بیشتر خواهد بود همچنین پیشنهاد شده کالاهای ضروری پس از ورود به کشور کمتر در مرزها معطل بمانند و بخشی از فرآیندهای بررسی و کنترل در گمرکات داخلی انجام شود تا زنجیره تامین با وقفههای طولانی روبهرو نشود.
گلوگاههای پنهان در زنجیره تولید
صنعت چاپ و بستهبندی بیش از آنچه در نگاه عمومی تصور میشود، به تامین پایدار مواد اولیه تخصصی وابسته است.
کاغذ حرارتی مورد استفاده در دستگاههای کارتخوان و خودپردازها، مواداولیه تولید کارتهای بانکی و شناسایی، پلیتهای CTP و پلیتهای افست خشک، PVC و نوارهای مغناطیسی تنها بخشی از اقلامی هستند که اختلال در تامین آنها میتواند بخشهای مختلف اقتصادی را با مشکل مواجه کند.
مهدی عظیمی، فعال حوزه چاپ و بستهبندی معتقد است: صنعت چاپ نقشی تعیینکننده در زنجیره تامین کشور دارد. از تولید و توزیع کالا گرفته تا شبکه بانکی و اسناد امنیتی، بسیاری از فعالیتهای اقتصادی بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به این صنعت وابستهاند.
مشکل صنعت چاپ اما زمانی جدی میشود که تعداد تولیدکنندگان برخی مواد تخصصی در سطح جهانی محدود باشد. در چنین شرایطی هرگونه اختلال در تجارت خارجی، حملونقل یا روابط بانکی میتواند تامین مواد اولیه را دشوار کند.
وابستگی به واردات پلیتهای چاپی یکی از نمونههای این آسیبپذیری است. پلیتهای CTP نقشی کلیدی در فرآیند چاپ صنعتی دارند و تاخیر در تامین آنها میتواند مستقیما ظرفیت تولید چاپخانهها را کاهش دهد.
کاغذ حرارتی و مواداولیه کارتهای بانکی نیز اهمیت ویژهای دارند زیرا اختلال در تامین آنها تنها یک واحد صنعتی را متاثر نمیکند و میتواند بر شبکه پرداخت الکترونیک و خدمات بانکی اثر بگذارد.
به همین دلیل صنعت چاپ نیازمند نگاه متفاوتی در سیاستگذاری است؛ نگاهی که این صنعت را تنها مجموعهای از چاپخانهها نبینند بلکه آن را بخشی از زیرساخت تولید و خدمات کشور تلقی کند.
رکود بازار و فشار بر چاپخانهها
افزایش قیمت مواداولیه تنها یک سوی بحران صنعت چاپ است. در سوی دیگر کاهش سفارش و افت قدرت خرید مشتریان قرار دارد.
بسیاری از واحدهای چاپی در شرایطی با افزایش هزینه تولید روبهرو شدهاند که امکان انتقال کامل این هزینه به مشتری را ندارند. بازار نشر با کاهش تیراژ کتاب مواجه است، بسیاری از کسبوکارها هزینههای تبلیغات و چاپ خود را کاهش دادهاند و افزایش هزینه تولید، حاشیه سود چاپخانهها را محدود کرده است.
این وضعیت بهویژه برای واحدهای کوچک و متوسط خطرناک است. چاپخانههای بزرگ ممکن است توان بیشتری برای خرید مواد اولیه، مدیریت موجودی و عبور از دورههای رکود داشته باشند اما واحدهای کوچک معمولا سرمایه در گردش محدودی دارند و جهش ناگهانی قیمت مواد اولیه میتواند فعالیت آنها را مختل کند.
در چنین شرایطی حفظ اشتغال نیز به یکی از نگرانیهای جدی فعالان صنعت تبدیل شده است. واحدهای چاپی برای پرداخت حقوق کارکنان و هزینههای جاری ناچارند حتی در دوره کاهش سفارش نیز فعالیت خود را حفظ کنند.
در این شرایط برخی فعالان صنعت چاپ معتقدند که فشارهای مالیاتی باید متناسب با عملکرد واقعی بنگاهها باشد. در نهایت صنعت چاپ بیش از هر چیز به ثبات نیاز دارد؛ ثبات در نرخ ارز، سیاستهای تجاری، تامین مواد اولیه و مقررات مالیاتی. بدون پیشبینیپذیری حتی واحدهایی که از نظر فنی توان رقابت دارند نیز نمیتوانند برای آینده سرمایهگذاری کنند.
خطر فرسایش یک صنعت راهبردی
ادامه شرایط فعلی میتواند پیامدهایی فراتر از افزایش قیمت محصولات چاپی داشته باشد. اگر واحدهای چاپی بهدلیل افزایش هزینه، رکود بازار و دشواری تامین مواد اولیه ظرفیت خود را کاهش دهند، بخش بزرگی از زنجیره تولید کشور با افزایش هزینه و ریسک مواجه خواهد شد.
یکی از مخاطرات جدی، کاهش سرمایهگذاری در نوسازی ماشینآلات است. صنعت چاپ صنعتی وابستهبه فناوری است و ماشینآلات چاپ، بستهبندی و تجهیزات به سرعت در حال تغییرند. اگر واحدهای تولیدی بهدلیل بحرانهای روزمره تنها برای بقا تلاش کنند، سرمایهگذاری در فناوریهای جدید به حاشیه خواهد رفت.پیامد این وضعیت، افزایش فاصله فناوری ایران با کشورهای رقیب منطقه خواهد بود.
مخاطره دیگر، افزایش وابستگی به واردات محصولات نهایی است. اگر تولید داخلی در حوزه چاپ و بستهبندی تضعیف شود، بخشی از نیاز کشور ممکن است از طریق واردات تامین شود؛ اتفاقی که هم هزینه ارزی دارد و هم فرصتهای اشتغال داخلی را تهدید میکند.از سوی دیگر تضعیف صنعت چاپ میتواند ظرفیت صادرات خدمات چاپ و بستهبندی ایران را نیز کاهش دهد. ایران به دلیل نیروی انسانی متخصص، بازار منطقهای و تجربه طولانی در صنعت چاپ، ظرفیت توسعه صادرات در این حوزه را دارد اما تحقق این ظرفیت نیازمند ثبات اقتصادی و دسترسی قابلپیشبینی به مواد اولیه است.
فعالان صنعت چاپ خواستار امتیاز ویژه نیستند؛ مطالبه اصلی آنها، کوتاه شدن مسیرهای اداری، تسهیل تامین مواد اولیه، اصلاح فرآیندهای ارزی و ایجاد محیطی قابل پیشبینی برای فعالیت اقتصادی است.
راه خروج از بحران؛ از تسهیلگری تا نگاه راهبردی
صنعت چاپ ایران امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند تغییر نگاه سیاستگذار است. مشکلات این صنعت را نمیتوان تنها با برگزاری نشستهای صنفی یا وعدههای مقطعی حل کرد. مساله اصلی، ایجاد یک سیاست پایدار برای تامین مواد اولیه و کاهش نااطمینانی در محیط کسبوکار است. نخستین گام، بازنگری در فرآیند تامین ارز و واردات مواد اولیه ضروری است. کالاهای راهبردی صنعت چاپ باید براساس اولویت و نیاز واقعی بازار شناسایی شوند و مسیر ورود آنها به کشور تا حد امکان کوتاه و شفاف باشد.
گام دوم، ایجاد سازوکارهای نظارتی موثر برای جلوگیری از شکلگیری فاصله غیرمنطقی میان قیمت تمامشده و نرخ عرضه در بازار است. زمانی که کالای موجود در انبار با قیمتی چند برابر هزینه واقعی وارد چرخه بازار میشود، تولیدکننده و مصرفکننده هر دو متضرر خواهند شد.
تقویت تولید داخلی مواد اولیه نیز باید در دستور کار قرار گیرد. برخی مواد مصرفی و تجهیزات ممکن است بهدلیل فناوری پیچیده همچنان نیازمند واردات باشند اما در حوزههایی که امکان تولید داخلی وجود دارد، باید سرمایهگذاری هدفمند انجام شود.
ایجاد ذخایر راهبردی برای اقلام حساس نیز میتواند یکی از راهکارهای کاهش ریسک باشد. تجربه بحرانهای اقتصادی و جنگی نشان داده وابستگی کامل به تامین روزانه بازار جهانی، میتواند صنایع داخلی را آسیبپذیر کند.
فاصله ایران با صنعت چاپ جهان
نگاهی به کشورهای موفق در صنعت چاپ نشان میدهد که تفاوت اصلی آنها با ایران تنها در تعداد ماشینآلات یا سطح فناوری خلاصه نمیشود. کشورهایی که صنعت چاپ و بستهبندی قدرتمندی دارند، زنجیره تامین خود را بر پایه ثبات، برنامهریزی بلندمدت، دسترسی پایدار به مواداولیه و سرمایهگذاری مستمر در فناوری شکل دادهاند. در بسیاری از این کشورها، چاپ و بستهبندی بهعنوان بخشی از زیرساخت تولید و صادرات دیده میشود، نه صنعتی حاشیهای که تنها در زمان بروز مشکل مورد توجه قرار گیرد.
ایران نیز از ظرفیتهای مهمی برخوردار است؛ نیروی انسانی متخصص، سابقه طولانی در چاپ، بازار بزرگ داخلی و دسترسی بالقوه به بازارهای منطقهای. با این حال نوسان ارزی، دشواری واردات مواد اولیه، فرسودگی بخشی از تجهیزات، کاهش سرمایهگذاری و نبود ثبات در تصمیمگیری، مانع استفاده کامل از این ظرفیتها شده است.
راه خروج از شرایط فعلی بیش از هرچیز به تغییر رویکرد نیاز دارد. صنعت چاپ باید در سیاستگذاری اقتصادی کشور بهعنوان حلقهای راهبردی در زنجیره تولید شناخته شود. تسهیل واردات مواد اولیه ضروری، اصلاح فرآیند تخصیص ارز، جلوگیری از التهابهای غیرواقعی بازار، حمایت از نوسازی فناوری، ایجاد ذخایر راهبردی برای مواد حساس و توسعه تولید داخلی، میتواند مسیر خروج از بحران را هموار کند.
کشورهای موفق صنعت چاپ را به بخشی از مزیت صادراتی خود تبدیل کردهاند؛ ایران نیز میتواند با سیاستگذاری پایدار، کاهش مداخلات غیرضروری و ایجاد فضای قابل پیشبینی برای تولید، از موقعیت جغرافیایی و ظرفیت انسانی خود استفاده کند. ادامه مسیر فعلی اما خطر فرسایش تدریجی این صنعت را بههمراه دارد؛ صنعتی که خاموش شدن دستگاههایش تنها به معنای توقف چاپ نیست بلکه میتواند صدای اختلال در بخش بزرگی از زنجیره تولید کشور باشد.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع