مردم به بخور و نمیر تن نمی‌دهند

دست‌کم سه دهه است اقتصاددانان دلسوز به این مرزوبوم که فاقد قدرت هستند و جایی در دولت‌های پس از خاتمی نداشته و ندارند در هر فرصتی فریاد می‌زنند باید اقتصاد ایران در مسیر اصلاحات بنیادین بیفتد وگرنه راه اصلاحات مسدود می‌شود و به بن‌بست می‌رسیم.

در همه این سه دهه شوربختانه سیاستمداران و گردانندگان کشور با خوش‌خیالی و به امید واهی که کارها درست خواهد شد این فریادها را نشنیده گرفته و تازه اصلاح‌طلبان اقتصادی را به عنوان غربگرا و لیبرال دلسرد کرده و راه‌شان را بسته‌اند. به همین دلیل است که جاده اصلاح اقتصاد ایران هر روز و هر ساعت که با راهبرد کنونی اداره شود باریک و باریک‌تر می‌شود. بخواهیم یا نخواهیم باید احتمال مسدود شدن جاده اصلاحات را در معادلات سیاسی- اقتصادی پیش‌روی ایرانیان لحاظ کنیم و پیامدهای سهمگین بن‌بست اصلاحات بررسی شود. حقیقت این است که سیاستمداران دست‌اندرکار و حتی سیاستمداران فعلا مغضوب و دور از قدرت در دهه‌های تازه‌سپری‌شده درآمد و ثروتی قابل اعتنا جمع‌آوری کرده و دارند که به تیر غیب بدبختی و بیچارگی فقر و فرودستی نیفتند و به همین دلیل نمی‌توانند روزگار سخت میلیون‌ها کارگر ایرانی، پیشه‌وران خرده‌پا، کارمندان ساده دولت و آموزگاران را لمس کنند.
به گزارش اقتصاددان به نقل از جهان‌صنعت  ،  از سوی دیگر ادامه سیاست‌های اقتصادی پیشین و چشم بستن بر لج‌بازی‌های سیاسی شرایط را بد و بدتر خواهد کرد و بر ابعاد بیچارگی و بدبختی میلیون‌ها ایرانی اضافه خواهد شد. شاید گردانندگان جامعه تصور کنند می‌توان ایرانیان را وادار کرد به زندگی بخور و نمیر عادت کنند و به آنها وعده داد به زودی آمریکا را شکست داده و رفاه و خوشبختی از راه می‌رسد و تاب بیاورید و اعتراض نکنید و… اما واقعیت این نیست که در ذهن اداره‌کنندگان جامعه شکل گرفته است. ایرانیان هرگز راضی به زندگی بخور و نمیر نخواهند شد و تازه تامین همین زندگی نیز هر روز سخت‌تر خواهد شد. شاید باز هم گفته شود چرا ناامیدی می‌آفرینید و ایران می‌تواند با همین امکانات داخلی زندگی بهتری را برای شهروندان فراهم کند، اما چیزی که در دهه ۱۳۹۰ شاهد آن بودیم و حالا در دهه ۱۴۰۰ تکرار می‌شود خلاف این را نشان می‌دهد. دولتی که نمی‌تواند بازار خودرو را سامان دهد و بازار گوشت مرغ را تنظیم کند و در نقش آتش‌نشانی عمل می‌کند که جاهایی را که خود به آتش می‌کشد در گام بعدی خاموش می‌کند فاقد توانایی برای سامان دادن اقتصاد در سطح ملی است. حالا دیگر همه کسانی که دلسوز این سرزمین و نگران آینده شهروندان این مرز و بوم هستند، می‌گویند برای اینکه اقتصاد به بن‌بست نخورد باید با همه جهان و نه فقط با چین و روسیه تعامل کرد.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × 2 =