جعفر قادری با درج یادداشتی در اقتصاددان در مورد پایتخت انرژی و ضرورت سرمایهگذاری در «جاده زندگی»نوشت : عسلویه را میتوان یکی از مهمترین قطبهای انرژی ایران و منطقه دانست؛ منطقهای که بخش قابلتوجهی از گاز کشور در آن تولید و فرآوری میشود، دهها مجتمع پتروشیمی گاز را به محصولات باارزش تبدیل میکنند و بخش مهمی از درآمدهای ارزی کشور نیز از محل تولیدات این منطقه به دست میآید. علاوه بر این، صنایع مختلف کشور برای ادامه فعالیت خود به محصولات پتروشیمی تولیدشده در عسلویه وابستهاند. بنابراین عسلویه تنها یک منطقه صنعتی نیست، بلکه یکی از ستونهای اصلی اقتصاد و امنیت انرژی کشور است.
با این حال، در کنار این حجم عظیم از تولید ثروت، یک پرسش مهم مطرح است: سهم صنایع مستقر در عسلویه در توسعه زیرساختهایی که مستقیماً با زندگی کارکنان و خانوادههای آنان ارتباط دارد، چیست؟
یکی از مهمترین نمونهها، محور ارتباطی شیراز ـ عسلویه است. بخش قابلتوجهی از نیروهای شاغل در عسلویه از استان فارس، بوشهر و مناطق پیرامونی هستند. بسیاری از این کارکنان خانوادههای خود را در شیراز یا شهرهای اطراف مستقر کردهاند و هر هفته یا دستکم هر دو هفته یکبار، مسیر عسلویه تا محل زندگی خود را طی میکنند.
این افراد روزهای متوالی در شرایط سخت کاری و هوای آلوده عسلویه فعالیت میکنند و دوری از خانواده را تحمل میکنند تا زندگی و آینده خانواده خود را تأمین کنند. اما اگر همین مسیر بازگشت به خانه به حادثهای مرگبار منتهی شود، تمام فلسفه این تحمل و فداکاری برای خانواده از بین میرود. به همین دلیل است که محور شیراز ـ عسلویه، که در بخشهایی هنوز از استاندارد بزرگراهی برخوردار نیست، برای هزاران خانواده به یک دغدغه جدی تبدیل شده و در افکار عمومی نیز به «جاده مرگ» شهرت یافته است.
در محدوده باقیمانده این محور، بهویژه حدود ۱۱۰ کیلومتر حدفاصل دارالمیزان تا فیروزآباد، ضرورت تکمیل بزرگراه و ارتقای ایمنی بیش از هر زمان دیگری احساس میشود.
اما انتظار از صنایع عسلویه کمک بلاعوض نیست. پیشنهاد مشخص این است که واحدهای بزرگ پتروشیمی، پالایشگاهی و صنعتی مستقر در منطقه، هرکدام تنها حدود نیم تا یک درصد از سرمایه مورد نیاز پروژه را بهعنوان سرمایهگذار تأمین کنند. این منابع میتواند در قالب یک پروژه مشارکت عمومی ـ خصوصی وارد طرح شود و سرمایه صنایع نیز در آینده از محل درآمدهای پروژه، از جمله عوارض دریافتی بزرگراه، به آنان بازگردانده شود.
بنابراین، این اقدام را نباید هزینه یا کمک خیریه تلقی کرد؛ بلکه میتواند یک سرمایهگذاری اقتصادی همراه با بازده مالی باشد که در کنار آن، منافع اجتماعی و انسانی بسیار مهمی نیز ایجاد میکند.
اگر صنایع عسلویه بتوانند حدود ۲۰ درصد سرمایه مورد نیاز پروژه را تأمین کنند، بخش خصوصی نیز حدود ۳۰ درصد مشارکت داشته باشد و دولت سهم باقیمانده را تأمین کند، امکان تسریع جدی در تکمیل این محور فراهم خواهد شد.
اهمیت این مسیر در شرایط خاص حتی بیشتر است. در مقاطعی که به دلیل مسائل امنیتی یا شرایط اضطراری، پروازهای تهران ـ عسلویه یا شیراز ـ عسلویه لغو یا محدود میشوند، کارکنان، مدیران، پیمانکاران و فعالان اقتصادی عسلویه ناچارند از مسیر زمینی استفاده کنند. در چنین شرایطی، جاده شیراز ـ عسلویه صرفاً یک مسیر ارتباطی نیست؛ بلکه بخشی از زیرساخت پشتیبان فعالیت اقتصادی و استمرار تولید در یکی از مهمترین مراکز انرژی کشور است.
از این رو، لازم است مدیرعامل منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس، مدیران صنایع و پتروشیمیهای عسلویه و نمایندگان حوزههای انتخابیه عسلویه، کنگان، جم، دیر و فیروزآباد، با تشکیل یک کارگروه مشترک، صنایع را برای مشارکت در این پروژه پای کار بیاورند.
مسئولیت اجتماعی شرکتها نباید صرفاً به ساخت مدرسه، درمانگاه یا اقدامات پراکنده محدود شود. گاهی مهمترین مسئولیت اجتماعی، حفظ جان انسانهایی است که خود موتور تولید ثروت در همان منطقه هستند.
عسلویه ثروت عظیمی برای کشور تولید میکند و شایسته است بخشی از این ظرفیت برای ایجاد امنیت و رفاه کسانی هزینه شود که چرخ این اقتصاد را میچرخانند.
وقت آن رسیده است که با مشارکت صنایع، بخش خصوصی و دولت، «جاده مرگ» شیراز ـ عسلویه به «جاده زندگی» تبدیل شود؛ مسیری ایمن که هم سرمایهگذاری آن برای مشارکتکنندگان بازده اقتصادی داشته باشد و هم مهمتر از آن، جان هزاران انسان و آینده صدها خانواده را حفظ کند.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع