شرم اگر زبان داشت !

جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : حیا ؛ خجالت و شرم اگر زبان داشت ؛ امروز می‌توانست روایتگر یکی از سوررئال‌ترین کمدی‌های تراژیک در تاریخ ورزش ایران باشد. سرزمینی که در آن شکست نه تنها توشه‌ی عبرت نیست بلکه نردبانی برای صعودِ بیشتر و پاداش‌های نجومی ست. این روزها در حالی که افکار عمومی هنوز داغِ بازی‌های بی‌ رمق و نتایج مفتضحانه تیم ملی فوتبال در جام جهانی را بر سینه دارد ؛ خبر می‌رسد که قرار است با بذل و بخشش‌های میلیاردی ؛ از بازیکنان و کادر فنی همان تیمی تقدیر شود که حتی پس از بازگشت زحمتِ یک عذرخواهیِ خشک و خالی را هم به خود ندادند. آیا این تقدیر دهن‌ کجی به شعورِ ملتی نیست که در صف‌های طولانیِ معیشت ایستاده‌اند؟ آن‌ سو اما در همسایگی‌مان ؛ عربستان سعودی را ببینید‌.

 کشوری که پس از حذف تیم ملی‌اش از جام جهانی وزیر ورزش‌اش در یک اقدامِ ساختاری و کاملا منطقی ؛ رئیس فدراسیون و مدیران ارشد ورزشی را برکنار و سرمربی تیم را بلافاصله اخراج می‌کند. آنجا مسئولیت‌ پذیری یک اصل است و شکست هزینه‌ای دارد که باید پرداخت شود. اما اینجا در دایره‌ی بسته مدیریتِ رانتی ؛ ماجرا دقیقاً برعکس است. انگار در این مملکت معکوس‌کردنِ تمامِ معادلاتِ منطقی به یک سنتِ تغییر ناپذیر بدل شده است. گویی هر چه بیشتر به بیت‌المال چنگ بیندازی ؛ هر چه گندِ مدیریتی‌ات بزرگ‌تر باشد ؛ هر چه پرونده‌های رانت و اختلاس‌ات قطورتر شود ؛ ارج و قرب‌ات در نزدِ ساختارِ قدرت بیشتر می‌ شود‌. در این سیستم شکست یک تخصص است و پاداش‌ گرفتن برای آن یک الزام است تا وفاداری ات به همان سیستمِ معیوبی که به تو باج می‌دهد تا از تو سکوت بخرد قانونی و موجه جلوه داده شود‌.

 تیم ملی فوتبال ؛ امروز استعاره‌ای تمام‌ قد از وضعیت کلانِ مدیریت در این کشور است. جایی که عملکرد ؛ خروجی و پاسخگویی کم‌ اهمیت‌ترین پارامترها هستند. وقتی برای فاجعه‌ بارترین عملکردها میلیاردی پاداش کنار می‌گذارند یعنی صراحتاً به ملت اعلام می‌کنند که شما کاره‌ای نیستید. یعنی در فرهنگِ مدیریتیِ آقایان ؛ بی شرمی یک امتیاز است. امتیازی که هر چه در آن غرق‌تر باشی ؛ کیسه‌ات پرتر و صندلی‌ات محکم‌تر می‌شود. شرم اگر زبان داشت شاید در گلویش می‌ماسید از این حجمِ وقاحت. اما دریغ که در این بازارِ مکاره شرم خریدار ندارد. آنچه قیمت دارد سکوت در برابر این بی‌ کفایتیِ سازمان‌یافته است. این تقدیرهای میلیاردی در واقع حق‌السکوت ملی ست. پولی که از جیبِ همین مردم برداشته می‌شود تا بر زخمِ عمیقِ شکستِ ملی نمکِ تحقیر» بپاشند.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده − 3 =

پربازدیدترین ها