دستاوردهای پروفسور لوکاس در اقتصاد کلان

 

اقتصاددان :   رابرت لوکاس (۱۹۳۷-۲۰۲۳) نوبلیست اقتصاد و استاد دانشگاه شیکاگو بود. وی شاخه ای از مکتب کلاسیک جدید را بنیان نهاد. نوبلیست شدن وی در سال ۱۹۹۵ بدلیل ابداع فرضیه انتظارات عقلایی و تغییر در تحلیل های اقتصاد کلان است. بطوریکه وی جزو تاثیرگذارترین مباحث اقتصاد کلان در انتهای قرن بیستم شناخته می شود. از جمله بارزترین نظرات وی بشرح زیر است:

انتظارات عقلایی: لوکاس (۱۹۷۲) ایده انتظارات عقلایی را در یک مدل تعادل عمومی پویا گنجانده است. بطوریکه کارگزان اقتصادی بر اساس اطلاعات موجود، انتظاراتی را در مورد قیمت ها و مقادیر آتی تشکیل می دهند و بر اساس این انتظارات برای به حداکثر رساندن مطلوبیت طول عمر مورد انتظار خود عمل می کنند. او همچنین تئوری مناسبی را برای دیدگاه میلتون فریدمن و ادموند فلپس در مورد خنثی بودن بلندمدت پول ارائه کرد و توضیحی درباره همبستگی بین تولید و تورم ارائه کرد که با منحنی فیلیپس نشان داده شد. بر این مبنا پول در بلندمدت خنثی است و صرفا اثرات تورمی دارد، لیکن در کوتاه مدت می تواند اثرات واقعی بر تولید و اشتغال داشته باشد.

نقد لوکاس: دلالت بر این دارد که طراحی مدلهای کلان‎سنجی نیاز به تجدید نظر اساسی دارند، زیرا معادلات ماهیتاً ساختاری یا رفتاری هستند. لوکاس و سارجنت (۱۹۷۸) ادعا می‎کنند که مدلهای تعادلی مشکلات مدلهای کلان‎سنجی کینزی را ندارند. بالاخره تأثیر انتقاد لوکاس خود را در روش مدلسازی در دهه ۱۹۸۰ نشان داد که توسط کلاسیک‎های جدید برای ادوار تجاری، یعنی نظریه دور تجاری حقیقی، اتخاذ گردید. چنین مدلهایی در تلاش بودند تا روابط رفتاری را از یک چارچوب بهینه‎سازی پویا استخراج نمایند.

سایر موارد: لوکاس تئوری عرضه را توسعه داد و نشان می دهد می توان مردم را با سیاست پولی غیرسیستماتیک به اشتباه انداخت، و در اینصورت در کوتاه مدت سیاستهای پولی بدون پشتوانه تاثیری حقیقی بر تولید و عرضه دارد. مبحث دیگر انباشت سرمایه انسانی و «پارادوکس لوکاس» است که دلیل اینکه چرا سرمایه بیشتری از کشورهای توسعه یافته به کشورهای در حال توسعه سرازیر نمی شودرا تحلیل می کند. لوکاس (۱۹۸۸) سهم مهمی در ادبیات توسعه اقتصادی و رشد داشته است. لوکاس و پل رومر تولد نظریه رشد درون زا و تجدید حیات تحقیقات در مورد رشد اقتصادی را در اواخر دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ بشارت دادند. لوکاس همچنین سهمی اساسی در اقتصاد رفتاری داشت و پایه و اساس فکری را برای درک انحرافات از قانون یک قیمت بر اساس غیرعقلایی بودن سرمایه گذاران فراهم کرد.

جمع بندی: مباحث متنوع و متعدد لوکاس موجب شد تا اقتصادانان و محققان بعدی در گستره کشورهای جهان نظریات وی را مورد آزمون و پیگیری قرار دهند. نتایج این تحقیقات تاثیرات شگرفی بر سیاستگذاریها و بهینه کردن آنها داشته است.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

16 − ده =