در این مملکت ، آباد کردن خودکشی ست !

جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : در جهان سوم ما با یک پارادوکسِ خونین زندگی می‌کنیم. پارادوکسی که در آن نیکی به معنای خیانت و سازندگی‌ به معنای خود تخریبی تعبیر می‌شود. ما در ساختاری گرفتار شده‌ایم که در آن معادلاتِ بقا دقیقاً برعکسِ منطقِ اخلاق حرکت می‌کنند. در این اکوسیستمِ مسموم ما با دو تیپولوژیِ انسانی روبرو هستیم که هر دو ناخواسته یا دانسته به فرسایشِ بنیادهای میهن می‌انجامند. تیپ اول مصلحانِ خود ویرانگر هستند. کسانی که با نیتِ خالصانه و دستانِ آلوده به عرقِ کار می‌خواهند به این مملکت روحی تازه ببخشند. این‌ها همان‌هایی هستند که می‌خواهند سیستم را اصلاح کنند ؛ شفافیت ایجاد کنند و قانون را جایگزینِ زور کنند. اما در یک ساختارِ آلوده و پر فساد هر حرکت برای آباد کردنِ کشور ؛ اقدامی ست برای تخریبِ خرد. در جهان سوم هر بار که کسی بخواهد سدی در برابرِ فساد بسازد ؛ همان سد بر سرِ خانه‌ی خودش آوار می‌شود. در این دیار زخم دیده ی رنجور آبادگری نوعی خودکشیِ اجتماعی ست. چرا که سیستم برای بقای خود نیاز دارد که هر گونه الگویِ نظم‌ یافته را به عنوان یک تهدید شناسایی کرده و بلافاصله آن را ریشه‌کن کند. تیپ دوم اما منفعت‌ طلبانِ ویرانگرند. کسانی که خانه را در کالبدِ مملکت نمی‌بینند ؛ آن‌ها خانه را در کالبدِ جیبِ خود می‌بینند.

 این‌ها همان‌هایی هستند که با تکیه بر فروپاشیِ نهادها ؛ ثروتِ خود را انباشته می‌کنند. منطقِ آن‌ها ساده و بی‌ رحمانه است که برای اینکه من بتوانم خانه‌ام را با طلا فرش کنم ؛ باید ستون‌های این کشور را با چوبِ هیزم بسوزانم. این گروه از ویرانیِ ساختارهای ملی تغذیه می‌کنند. آن‌ها می‌دانند که در یک کشورِ متلاشی قانون جای خود را به رانت می‌دهد و در سایه‌ی رانت خانه‌های کوچکِ آن‌ها به قصرهای بزرگ تبدیل می‌شود. نتیجه‌ی این تقابل یک بن‌ بستِ مدینه فاضله است. ما در چرخه‌ای گیر کرده‌ایم که در آن بقا و سازندگی دو قطبِ متضادند. اگر بخواهی ملت بسازی باید خانه‌ات را از دست بدهی و اگر بخواهی خانه‌ات را بسازی باید ملت را ویران کنی. این تعریفِ دقیقِ جهنمِ جهان سوم است. جایی که خیر خواهی یعنی انتحار و خودخواهی یعنی بقا. تا زمانی که این فرمولِ معکوسِ اقتصادی اجتماعی تغییر نکند هر تلاش برای آباد کردن تنها مرحله‌ای در فرآیندِ طولانی‌ترِ خراب کردن خواهد بود. ما نه در حالِ گذار به پیشرفت هستیم بلکه در حالِ رقصیدن بر لبه‌ی پرتگاهِ یک فروپاشیِ ساختاری هستیم که در آن هر گام برای صعود گامی به سوی سقوط است.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج − سه =