دونالدترامپ بهوضوح اعلام کرده که نه از سلاح اتمی علیه ایران استفاده میکند و نه حاضر است نیروهای زمینی را به خاک این کشور گسیل دارد. این علت تصمیم فوق را به پیروزیهایی که در حال حاضر برای ایالاتمتحده وجود دارد نسبت داده و گفته است که ایالاتمتحده درواقع احتیاجی به استفاده از این سلاح یا اعزام نیروی نظامی ندارد.
با این حال رییسجمهور آمریکا احتمال داده که علیه ایران از بمب 10تنی که مادر بمبها نامیده میشود و یکبار در قندهار علیه نیروهای داعش بهکار گرفته شده، استفاده شود. ترامپ تهدید کرده که این بمب را علیه تاسیسات کوه کلنگ بهکار میگیرد و میخواهد فعالیتهای هستهای احتمالی که در این نقطه انجام میشود را نابود کند اما برخلاف بمبهای استفادهشده برای نابودی سایتهای فردو و نطنز اصفهان، بمب 10تنی مذکور توانایی یا قابلیت نفوذ به لایههای زیرین خاک را ندارد و با توجه به این نکته که گفته میشود تاسیسات هستهای کوه کلنگ در ارتفاع پایینتری از سایت فردو قرار گرفتهاند، احتمال اندکی وجود دارد که بهکارگیری مادر بمبها علیه سایت کوه کلنگ بتواند آسیب یا خسارت مهمی به این سایت وارد آورد.
به گزارش اقتصاددان به نقل از جهان صنعت ، کارشناسان نظامی توضیح میدهند که اگرچه مادر بمبها میتواند سطح وسیعی از یک سرزمین را نابود کند و شعاع عملیاتی آن حدود 2کیلومتر را دربرگیرد اما این بمب قابلیت نفوذ به لایههای زیرین خاک و در مورد کوه کلنگ، نفوذ و شکافتن صخرههای سخت را ندارد و از این بابت بهکارگیری این بمب علیه تاسیسات هستهای ایران که در زیر کوه پنهان و تاسیس شده، نمیتواند خسارتی مهم به فعالیتها، داراییها و تاسیسات ایران وارد کند.
عنصر دوم حمله زمینی است که در حال حاضر هیچیک از شناورهایی که در محدوده عملیاتی خلیجفارس و خاک کشورمان حضور دارند یا قرار است در هفتههای آینده به این محدوده عملیاتی وارد شوند و در موقعیت اجرای عملیات قرار گیرند، قابلیت پیادهسازی نیروی نظامی ندارد و به همین دلیل حتی اگر ترامپ اذعان نمیکرد که قصد حمله زمینی به ایران ندارد، بازهم از ترکیب حضور شناورهای نظامی آمریکا در محدوده عملیاتی خلیجفارس میتوان دریافت که اندیشهای برای حمله زمینی ازسوی سنتکام علیه جزایر ایرانی یا خاک کشور مادر وجود ندارد اما با این موضعگیری، کسانی که در هفتهها و ماههای گذشته آرزوهای خود را در قالب تحلیل بیان و اظهار میکردند که در جنگ نهایی، آمریکا قصد دارد بخشی از خاک ایران که شامل جزایر کشورمان در خلیجفارس است را اشغال و از آن بهعنوان وجه معامله با تهران استفاده کند، ناامید شدند و دریافتند که آنچه نبرد نهایی علیه ایران توصیف شده فقط در قالب بمباران برخی تاسیسات و بهخصوص تاسیسات هستهای خلاصه میشود هرچند که این تاسیسات هم بهطور ساختاری آسیب نبینند و از چرخه فعالیت و عملیات خارج نشوند.
گمانهزنیهایی که درمورد زمانبندی حمله یا زمان آغاز آن بیان میشود هم چندان دقیق و اعتمادبرانگیز نیست. در وهله اول این پرسش وجود دارد که آیا ایران به حمله پیشدستانه یا کنشی روی میآورد یا خیر؟ برخی تحلیلگران میگویند تاکنون ایران نسبتبه حملات انجامشده واکنش نشان میداد و با پاسخدادن به حملات ایالاتمتحده، به پایگاههای این کشور در خاورمیانه- بهجز اسرائیل- حمله میکرد. آنها میگویند ممکن است در هفتههای آینده و برای تحتتاثیر قراردادن انتخابات اسرائیل، ایران حملات پیشبینیشدهای را علیه سرزمینهای اشغالی انجام دهد اما این تحلیل اصلا وقت لازم را ندارد چراکه در حال حاضر هرگونه حمله به سرزمینهای اشغالی بهنفع بنیامین نتانیاهوست و کمپین تبلیغاتی و ادعاهای او را تقویت میکند. این تحلیلگران توجه نمیکنند که همین الان ایران بهطور مصرانه و هدفمند تلاش میکند تا سطح تنش در منطقه خلیجفارس و بهویژه در تنگههرمز را افزایش دهد. هرچند مقامهای نظامی ایران توضیح میدهند که شناورهای اقتصادی آسیبدیده در هفته اخیر بر اثر برخورد به مینهای دریایی موجود در مسیر غیرقانونی دچار حادثه شدهاند اما تصاویر منتشرشده و اظهارات کارکنان این شناورها حاکی از آن است که کشتیهایشان بر اثر برخورد پرتابهها (احتمالا پهپاد) منفجر و دچار حادثه شدهاند. در عین حال پرتابههایی که به کشتیهای عبورکننده از مسیر غیرقانونی اصابت میکرد، پیش از این موتور و پل فرماندهی کشتی را هدف میگرفت. در این صورت فقط کشتی از ادامه حرکت باز مانده و روی آب باقی میماند اما در نمونههای اخیر که این هفته رخ داد بهویژه در مورد شناورهای حاوی سوخت و نفتخام، پرتابهها به پهلوهای کشتی اصابت کرده و با انفجار شدید در نواحی شناور باعث آتشسوزی گسترده و غرقشدن کشتی شدهاند. این امر نشان میدهد اجراکنندگان حمله به کشتیهای یادشده، نابود و غرقشدن کشتی را در نظر گرفته و برای حصول آن تلاش کردهاند. این تغییر ممکن است برای افزایش تنش و تشدید هراس مالکان و راهبران کشتیها صورت گرفته باشد و اگر ایران، عامل اجرای این عملیاتها باشد، آنگاه میتوان دریافت که نظامیان ایران تشدید تنش را در تنگههرمز و خلیجفارس هدف گرفتهاند.
این در حالی است که طی هفتههای گذشته سنتکام و ایالاتمتحده با وجود تبلیغات پرحجم درمورد محدودسازی فعالیتهای تجاری ایران در خلیجفارس، نوعی سکوت را در مورد تردد شناورهای متعلق یا مرتبط با ایران انجام داده و حتی گفته شده که متعاقب کاهش تحریمهای روسیه برای افزایش فروش گازوئیل روسها در بازارهای جهانی، ایالاتمتحده کاهش عملی تحریم ناوگان سایه ایران را هم بررسی کرده است. برخی شواهد هم حاکی بوده که فروش و خروج نفت ایران با استفاده از شناورهای کشورهای همسایه از مبدا خلیجفارس افزایش یافته است. درواقع آمریکاییها میخواهند نفت و سوخت بیشتری از خلیجفارس و کشورهای حاشیه آن به بازارهای جهانی تزریق تا از رشد قیمتهای جهانی نفت، گازوئیل و بنزین جلوگیری شود. برای واشنگتن چندان مهم نیست که نفت یا سوختی که به بازار تزریق میشود و قیمت را مطرح میکند، ایرانی باشد یا عرب، مهم آن است که در شرایط کنونی قیمت مهار شود و چه بهتر که کاهش پیدا کند اما ایران میخواهد قیمتهای نفت و سوخت در اروپا و آمریکایشمالی همچنان بالا باشد و اگر این قیمتهای نگرانکننده میتواند تاثیری علیه ترامپ در انتخابات آینده آمریکا داشته باشد، این تاثیر مشاهده شود.
از دید ایران، همین که شناورهای تجاری در خلیجفارس موردهدف واقع شوند و قیمت نفت و کالاها در بازارهای جهانی و در نقطه کانونی آن، ایالاتمتحده آمریکا افزایش یابد، کافی است و اگر به قدرت ترامپ در آمریکا ضربهای وارد شود این ضربه کارکرد خود را در اسرائیل خواهد داشت و بنیامین نتانیاهو را مهار میکند.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع