واقعه ی تلخ کارخانه ی شهرک توس مشهد !

جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : او فقط ۲۲ سال داشت. و اگر مرگ با چنین قساوتی یقه اش را نمی گرفت ؛ حالا حالاها برای زندگی کردن جا داشت. واقعه‌ی کارخانه‌ی شهرک صنعتی توس گر چه میان صدها و هزاران خبر ریز و درشت گم شد و تنها در حد یک خبر ساده باقی ماند ؛ اما این حادثه ی صنعتی را به یک فاجعه‌ی هستی‌ شناختی برد. وقتی یک جوان ۲۲ ساله در اوجِ تلاش برای زندگی و در میانه‌ی نظافتِ ابزارِ معاش دستش میانِ غولِ آهنیِ میکسر گیر می‌کند و در عرض نیم ساعت وجودِ جوانی که باید پر از رویا باشد را به تکه‌هایی از گوشت و استخوان تبدیل می کند ؛ تجلیِ عریانِ بی‌رحمیِ سرنوشت را با تلخی هر چه تمام پیش رویمان به تصویر می کشد.

 ما در جهانی زندگی می‌کنیم که برای برخی ها مسیرها هموار و فرش‌ شده با گُل است ؛ اما برای برخی دیگر حتی یک قدمِ ساده برای بقا به قیمتِ خون و جان تمام می‌شود. چقدر زندگی برای این دسته از انسان‌ها ناسازگار و متضاد است. انگار که در ترازوی هستی برای این جوان وزنِ سرنوشت تنها یک تکه آهن و یک موتورِ بی‌احساس بوده است که با یک چرخش ؛ تمامِ معنای زندگی‌اش را در خود بلعید. عدد ۲۲ سال در تقویمِ زندگی ؛ یعنی آغازِ شکوفایی. اما در تقویمِ مرگ یعنی اوجِ تراژدی. او با چه سختی و رنجی راهیِ کار شده بود. با چه امیدهایی ؛ دست‌هایش را به کار گره زده بود و در نهایت چگونه سرنوشت این امید را در شکمِ یک دستگاهِ میکسر به یک پایان تلخ گره زد.

 اینجا باید پرسید: آیا این تنها تقصیرِ یک دستگاه است یا تقصیرِ مجموعه ای که در آن جانِ یک کارگر در برابر سرعتِ تولید و چرخشِ ماشین‌ آلات چیزی کم از یک قطعه‌ی یدکی ندارد. آیا بی‌رحمیِ سرنوشت زمانی رخ نمی‌دهد که سیستم‌ های حفاظتی و انسانی در برابرِ بد شانسی‌هایِ مهلک ناتوان و بی‌تفاوت می‌مانند؟ حیف از آن جوانی که چشمانش هنوز رنگِ فردا را ندیده بود اما سرنوشت با تندی و بی‌رحمی او را به جزیی از همان آشوبی تبدیل کرد که می‌خواست از آن روزی بخورد. مرگِ این جوان آن هم به شکلی بسیار دردناک فریادی ست بر گوشِ جهانی که برای برخی فرصت‌ها را می‌سازد و برای برخی دیگر مرگ را در دلِ ابزارهای کار روزمره پنهان می‌کند. ما این جا با یک سرنوشتِ سیاه و تیره روبرو هستیم. سرنوشتی که برای بعضی‌ها با یک حرکتِ ساده‌ی مکانیکی‌ تمامِ داستانِ زندگی را به یک اتفاقِ ناگوار در گزارش‌های خبری تبدیل می‌کند. خدا به خانواده اش صبر دهد.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × سه =