ایران نه برگ معامله پوتین است، نه مهره شطرنج ترامپ

اقتصاددان :  دکتر عادل شیرازی، پژوهشگر و تحلیلگر حوزه‌های علمی و راهبردی، با بررسی احتمال پیوند خوردن پرونده ایران به مذاکرات روسیه و آمریکا درباره اوکراین و تحولات بین‌المللی، تأکید می‌کند که هیچ قدرتی را نمی‌توان بدون توجه به منافع ملی خودش ارزیابی کرد. به اعتقاد او، ایران باید ضمن حفظ روابط هوشمندانه با روسیه و دیگر قدرت‌های جهانی، از تبدیل شدن به موضوع معامله‌های پشت‌پرده جلوگیری کند؛ زیرا در جهان امروز، آنچه استقلال کشورها را تضمین می‌کند، نه وعده متحدان خارجی، بلکه قدرت ملی، تاب‌آوری اقتصادی، انسجام داخلی و توان چانه‌زنی مستقل است.

معامله‌ای که در سایه جنگ اوکراین شکل گرفت آنچه در روزهای اخیر به عنوان «توافق واردات گازوئیل روسیه به آمریکا» در رسانه‌ها منتشر شده، در واقع پوششی برای یک معامله بسیار بزرگ‌تر است. دکتر عادل شیرازی با استناد به گزارش‌های منتشر شده و تحلیل‌های ژئوپلیتیکی، معتقد است که دونالد ترامپ با علم به اینکه پایان دادن به جنگ اوکراین بدون امتیازدهی به مسکو ناممکن است، مسیر دیگری را انتخاب کرده است: خرید نفت و گازوئیل از روسیه برای کاهش قیمت انرژی در آمریکا و در ازای آن، دریافت تعهد ضمنی از پوتین برای کاهش حمایت از ایران در پرونده هسته‌ای. به بیان دقیق‌تر، واشینگتن نه به دنبال صلح در اوکراین، بلکه به دنبال «مدیریت همزمان دو بحران» است تا از این رهگذر، دست ایران را در تنگه هرمز و میدان هسته‌ای کوتاه کند. این معامله، اگرچه در ظاهر اقتصادی به نظر می‌رسد، در باطن یک عملیات پیچیده اطلاعاتی-راهبردی است که هدف آن، جدا کردن تهران از مسکو و ایجاد شکاف در محور مقاومت است.‌
پیشنهاد اورانیوم؛ دام راهبردی مسکو برای تهران پیشنهاد مسکو برای دریافت اورانیوم غنی‌شده ایران و نگهداری موقت آن در خاک روسیه، به ظاهر یک راهکار برای حل بحران هسته‌ای و اعتمادسازی است، اما دکتر عادل شیرازی آن را «دام راهبردی» می‌نامد. او با تکیه بر تحلیل‌های کارشناسی، تأکید دارد که واگذاری حتی موقتی و امانتی اورانیوم غنی‌شده به روسیه، زمینه بازگشت آن به ایران را به شدت کاهش و حتی احتمالا غیر ممکن می‌کند و مسکو را به یک «قدرت هسته‌ای حاشیه‌ای» تبدیل می‌کند که می‌تواند در هر زمان، برگ برنده‌ای علیه تهران در دست داشته باشد. این پیشنهاد در حالی مطرح می‌شود که روسیه خود با آزمایش هسته‌ای ایران مخالف است و این مخالفت را نه از سر نگرانی از اشاعه تسلیحات، بلکه به دلیل ترس از دست دادن اهرم فشار بر غرب و اسرائیل اعلام می‌کند. به عبارت دیگر، مسکو نمی‌خواهد ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد، چون در آن صورت، دیگر نیازی به «حمایت» روسیه نخواهد داشت و این یعنی از دست رفتن یکی از مهم‌ترین کارت‌های بازی پوتین در معادلات جهانی.‌
بازی دوگانه کرملین؛ از شریک راهبردی تا چانه‌زن بی‌اخلاق روسیه در سال‌های اخیر خود را «شریک راهبردی» ایران معرفی کرده و معاهده جامع همکاری‌های راهبردی را با تهران به امضا رسانده است, اما دکتر شیرازی با نگاهی واقع‌گرایانه به تاریخ رفتار روسیه، این معاهده را «کاغذی بیش نمی‌داند که می‌تواند در هر لحظه به آتش کشیده شود». او یادآوری می‌کند که مسکو در طول تاریخ، همواره منافع خود را بر تعهداتش به متحدانش ترجیح داده است. از قرارداد ترکمانچای تا سکوت در برابر تحریم‌های شورای امنیت علیه ایران، نمونه‌های تاریخی نشان می‌دهد که کرملین هرگاه منافع بزرگ‌تری در پیش داشته باشد، به راحتی از شرکای کوچک‌تر خود عبور می‌کند. اکنون نیز با توجه به فشار جنگ اوکراین و نیاز مبرم به کاهش تحریم‌ها، پوتین در حال بازی دادن ایران در زمینی است که قواعد آن را واشنگتن تعیین کرده است. دکتر شیرازی تأکید دارد که ایران باید با هوشمندی، این بازی دوگانه را شناسایی کرده و به جای اعتماد به وعده‌های مسکو، بر توانمندی‌های داخلی و دیپلماسی چندجانبه خود تکیه کند.
جنگ اوکراین و فرسایش راهبردی روسیه در تحلیل دکتر عادل شیرازی، جنگ اوکراین به یک «باتلاق فرسایشی» برای روسیه تبدیل شده است که نه تنها توان نظامی و اقتصادی این کشور را مستهلک کرده، بلکه اعتبار آن را به عنوان یک قدرت جهانی به چالش کشیده است. گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد که ارتش روسیه با وجود تصرف مناطقی در دونتسک و زاپروژیا، نتوانسته است به اهداف راهبردی خود دست یابد و حتی در برخی جبهه‌ها، مانند نزدیکی زاپروژیا، عقب‌نشینی‌های تاکتیکی را تجربه کرده است. در چنین شرایطی، پوتین به دنبال راهی برای «توقف خونریزی» و یافتن یک پیروزی نمادین است تا بتواند در داخل روسیه، شکست‌ها را به عنوان «پیروزی» به مردم بقبولاند. معامله با ترامپ بر سر گازوئیل و اورانیوم ایران، دقیقاً در همین چارچوب قابل تحلیل است. مسکو می‌خواهد با نشان دادن «انعطاف» در پرونده ایران، هم تحریم‌ها را کاهش دهد و هم زمان بخرد تا ارتش خود را بازسازی کند. اما این بازی، بهای سنگینی برای تهران دارد، چرا که ایران را از یک «متحد راهبردی» به یک «ابزار چانه‌زنی» تنزل می‌دهد.
ایران، تنگه هرمز و اهرم‌های فشار راهبردی دکتر شیرازی در ادامه تحلیل خود، به نقش حیاتی تنگه هرمز اشاره می‌کند و آن را «شریان حیاتی اقتصاد جهانی» می‌نامد که در اختیار ایران است. او معتقد است که آمریکا با توافق با روسیه، نه تنها به دنبال کاهش قیمت انرژی در داخل است، بلکه می‌خواهد اهرم فشار ایران در تنگه هرمز را تضعیف کند. اگر روسیه بتواند به عنوان یک «تأمین‌کننده جایگزین» نفت و گاز در بازارهای جهانی ظاهر شود، واشنگتن می‌تواند با خیال راحت‌تری سیاست‌های فشار حداکثری علیه ایران را ادامه دهد. اما وی هشدار می‌دهد که این استراتژی، یک اشتباه محاسباتی بزرگ است. ایران با تکیه بر توانمندی‌های دفاعی خود و موقعیت ژئواستراتژیک بی‌نظیرش، می‌تواند هرگونه تلاش برای حذف خود از معادلات انرژی جهانی را ناکام بگذارد. او تأکید دارد که تهران باید با تقویت روابط با چین، هند و کشورهای آسیای مرکزی، وابستگی جهانی به انرژی خود را افزایش دهد و در مقابل، وابستگی خود به روسیه را کاهش دهد.
ضرورت بیداری راهبردی تهران در برابر مسکو نتیجه‌گیری دکتر عادل شیرازی از این معادلات، یک «بیداری راهبردی» برای تهران است. او با استناد به بیانیه گام دوم انقلاب و نامه سرگشاده خود به رهبری، تأکید می‌کند که ایران باید از «توهم اعتماد به روسیه» بیرون بیاید و به جای آن، بر «خوداتکایی راهبردی» و «دیپلماسی هوشمند» متمرکز شود. تاریخ ثابت کرده است که هیچ قدرتی، حتی روسیه، به خاطر منافع ایران حاضر به فدا کردن منافع خود نیست. بنابراین، تهران باید با تنوع بخشیدن به شرکای راهبردی خود، تقویت توان دفاعی و هسته‌ای، و ایجاد اتحادهای منطقه‌ای پایدار، به یک «قدرت غیرقابل چشم‌پوشی» در معادلات جهانی تبدیل شود. دکتر شیرازی معتقد است که اگر ایران بتواند تا پنجاه سالگی انقلاب «تاب‌آوری راهبردی» خود را حفظ کند، میانجی‌گری روسیه به طور کامل منتفی می‌شود و تهران می‌تواند بدون واسطه، منافع خود را در صحنه جهانی پیش ببرد.‌
افق پیش‌رو؛ ایران در مسیر تبدیل به قدرت تعیین‌کننده در پایان، دکتر عادل شیرازی با نگاهی خوش‌بینانه به آینده، تأکید می‌کند که ایران امروز، برخلاف گذشته، از ابزارهای متنوعی برای مقابله با فشارهای خارجی برخوردار است. از توان موشکی و پهپادی گرفته تا نفوذ عمیق در منطقه و قدرت نرم فرهنگی، همه اینها سرمایه‌هایی هستند که تهران را به یک «بازیگر کلیدی» در معادلات جهانی تبدیل می‌کنند. او معتقد است که اگر مسئولان ایرانی از «مدیریت آنالوگ» به «مدیریت دیجیتال» و از «انفعال» به «کنشگری راهبردی» حرکت کنند، ایران می‌تواند نه تنها در برابر معامله‌های پشت‌پرده روسیه و آمریکا مقاومت کند، بلکه به یک «قدرت تعیین‌کننده» در نظم نوین جهانی تبدیل شود. در این مسیر، هرگونه وابستگی به مسکو باید به حداقل برسد و تهران باید با اتکا به جوانان نخبه و توانمندی‌های داخلی، آینده‌ای مستقل و مقتدر برای خود رقم بزند.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 − 7 =

پربازدیدترین ها