چین؛ شریک راهبردی یا آینه واقعیت سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران؟
محسن وثوقی فعال اجتماعی وعضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : اگر روایت مطرحشده درباره شروط احتمالی چین برای دیدار و تعامل با مقامات ایرانی صحت داشته باشد، باید آن را نه صرفاً یک موضوع دیپلماتیک، بلکه فرصتی برای بازنگری جدی در سیاست خارجی و اقتصادی کشور دانست.
در طول ۴۷ سال گذشته، جمهوری اسلامی همواره از رابطه با چین به عنوان یک رابطه راهبردی یاد کرده است؛ کشوری که قرار بود در شرایط تحریمها، فشارهای خارجی را کاهش دهد و مسیرهای جدیدی برای همکاری اقتصادی ایجاد کند.
اما پرسش اساسی این است:
حاصل این رابطه برای مردم ایران چه بوده است؟
در سالهای گذشته، امتیازات اقتصادی قابل توجهی در روابط با چین مطرح شد؛ از فروش نفت با تخفیفهای ویژه گرفته تا قراردادهای بلندمدت، همکاریهای اقتصادی گسترده و پروژههایی که بسیاری از جزئیات آنها برای افکار عمومی شفاف نبود.
در مقابل، بخشی از جامعه و فعالان اقتصادی معتقدند که واردات گسترده کالاهای چینی، بهویژه کالاهای کمکیفیت، فشار مضاعفی بر تولیدکنندگان داخلی وارد کرده و برخی صنایع کشور را با چالشهای جدی روبهرو ساخته است.
البته مسئله، اصل رابطه با چین نیست. بسیاری از کشورهای جهان، حتی اقتصادهای بزرگ، روابط گسترده اقتصادی با چین دارند. مسئله اصلی این است که آیا ایران توانسته از این روابط برای جذب سرمایه، انتقال فناوری، توسعه تولید داخلی و ایجاد اشتغال پایدار استفاده کند یا خیر؟
تجربه سالهای اخیر نشان داده است که روابط بینالملل بر پایه منافع شکل میگیرد، نه صرفاً بر اساس شعارهای سیاسی. چین نیز مانند هر قدرت دیگری، در تصمیمات خود منافع ملیاش را در اولویت قرار میدهد و طبیعی است که همواره حاضر نباشد هزینه تصمیمات دیگر کشورها را پرداخت کند.
اگر امروز کشوری که سالها شریک اقتصادی و سیاسی ایران معرفی شده، شروط یا ملاحظاتی برای همکاری مطرح میکند، باید پرسید:
آیا مشکل از تغییر رفتار دیگران است یا نتیجه سالها سیاستگذاری نادرست، نبود توازن در روابط خارجی و وابستگی یکطرفه؟
مردم ایران حق دارند بدانند قراردادهای بزرگ، توافقهای بلندمدت و امتیازاتی که در این سالها داده شده، چه دستاورد ملموسی برای زندگی آنان داشته است.
کشوری با منابع عظیم نفت و گاز، معادن ارزشمند، نیروی انسانی توانمند و موقعیت ژئوپلیتیکی کمنظیر، نباید به جایی برسد که برای تعامل با شرق یا غرب، ناچار به پرداخت هزینههای سنگین سیاسی و اقتصادی شود.
فقر، تورم، کاهش قدرت خرید و مشکلات معیشتی مردم، نتیجه یک عامل واحد نیست؛ اما نمیتوان انکار کرد که تصمیمات اقتصادی و سیاست خارجی در دهههای گذشته، نقش مهمی در شکلگیری شرایط امروز داشتهاند.
درس مهم تاریخ این است:
هیچ کشوری دوست دائمی یا دشمن دائمی ندارد؛ کشورها منافع دائمی دارند.
بنابراین رابطه با چین، آمریکا، اروپا یا هر کشور دیگری، زمانی ارزشمند است که بر پایه منافع مردم ایران، شفافیت، احترام متقابل، انتقال دانش و تقویت استقلال اقتصادی شکل بگیرد.
ملت ایران سزاوار رابطهای عزتمندانه و متوازن با جهان است؛ نه وابستگی به شرق و نه وابستگی به غرب.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع