جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : خاورمیانه در آستانه یک آتش عظیم قرار دارد. آتشی که ترامپ با همان زبان تند و بدون عذر خواهیِ همیشگی اش پیش بینی میکند. آن چنان که گفته جهان هرگز نظیر آن را ندیده است. اما این بار ؛ بحث بر سر دیپلماسی یا توافقهای پشت پرده نیست. بحث بر سر محاصره ی مطلق است. زمانی که سیاست مداری از دیوار فولادی سخن میگوید و آن را خدمتی به بشریت جلوه میدهد در واقع در حال ترسیم نقشه یک محاصره دو گانه است. محاصره اقتصادی از طریق بازوی وزارت خزانه داری و محاصره جغرافیایی از طریق کنترل تنگه هرمز. اظهارات امشبِ ترامپ مبنی بر اینکه تنگه هرمز را به قلمرو ایالات متحده تبدیل خواهد کرد ؛ فراتر از یک تهدید نظامی ساده است. این یک اعلام جنگ به شریانهای حیاتیِ اقتصاد است. هدف هم کاملا روشن است قطع کامل خون رسانی تجاری به بنادر ایران.
همزمان اما سایه سنگین تهدیدهای وزیر خزانه داری آمریکا بر سر تهران هم نشان میدهد که هفتههای پیش رو ما شاهد انزوای اقتصادی بی سابقه در تاریخ مدرن خواهیم بود. این دیگر فقط تحریم نیست که این تلاش برای خاکستر کردن زیر ساختهای مالی یک کشور است. اما در این میان چه میگذرد؟ در حالی که واشینگتن در حال گود کردن گودالهای عمیقِ انزوای اقتصادی ست ؛ در داخل روایت دیگری از یک بحران ساختاری شنیده میشود. اظهارات رئیس جمهورِ ایران نشان دهنده یک واقعیت تلخ و در عین حال تکان دهنده است. کشوری که در میان دو آتش گرفتار شده. از یک سو ؛ بن بست در صادرات نفت و کاهش درآمدهای ارزی و از سوی دیگر فروپاشی کامل زنجیره ی تأمین کالا. وقتی پزشکیان در اوج استیصال از تغییر مسیر کشتیها و افزایش هزینههای لجستیکی می گوید در واقع دارد از خون ریزی تدریجیِ بودجه کشور خبر میدهد.
وضعیتی که در آن دولت نه تنها قادر به دریافت مالیات نیست بلکه ناچار است برای بقای کارخانههایی که در اثر آسیبهای ناشی از جنگ و تنشهای منطقهای از کار افتادهاند هم کمک مالی پرداخت کند. این یعنی دولت در یک چرخه ی بازگشتی مرگبار گرفتار شده است. درآمد کمتر ؛ هزینه بیشتر و مهمتر از همه عدم مدیریت بحران. اگر این قطعات پازل را کنار هم قرار دهیم ؛ تصویری بسیار تاریک و هشدار دهنده ترسیم میشود. تهدید به محاصره تنگه هرمز از یک سو و اعتراف به از دست رفتن مسیرهای تأمین کالا و سقوط درآمدهای نفتی از سوی دیگر همه در یک نقطه به هم میرسند. ساعت صفر ! ما در لبهی یک اتفاق بزرگ ایستادهایم. تلاقیِ دیوار فولادی ترامپ و خلاء اقتصادیِ داخلی نشان میدهد که خاورمیانه نه تنها در انتظار یک تغییر سیاسی بلکه در انتظار یک انفجار بزرگ است. انفجاری که میتواند هم از طریق برخورد نظامی در تنگه هرمز و هم از طریق فروپاشی ساختارهای اقتصادی در داخل ؛ جهان را به لرزه درآورد. منتظر اعلامیههای هفته آینده باشید ؛ چرا که شاید این تنها خبری نباشد که میشنویم بلکه آغازگری ست تازه بر دورانی که در آن آتش بزرگ یک پیش بینی نیست که یک واقعیتِ حتمی و قطعی ست.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع