سرقتِ روزانه ۳۰ هزار لیتر بنزینِ در آبیکِ قزوین !

سارقان طی هفت ماه با تانکرهای ۳۰ هزار لیتری از شریان حیاتی سوخت کشور شاه‌ لوله گرفته و بنزین مردم را در مسیر تهران به قزوین در شهرستان آبیک غارت کرده‌اند !

جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : خبرِ مهم کشف انشعاب غیر قانونی و سرقت هفت‌ ماهه‌ی سوخت از خط لوله تهران قزوین در محدوده شهرستان آبیک بیش از آنکه یک عملیات موفق پلیسی باشد یک سند رسواییِ مدیریتی ست. وقتی خبر می‌رسد که سارقان طی هفت ماه با تانکرهای ۳۰ هزار لیتری از شریان حیاتی سوخت کشور شاه‌ لوله گرفته و بنزین مردم را غارت کرده‌اند ؛ نمی‌توان به راحتی از کنار کلمه قصور گذشت و آن را با دستگیری دو متهمِ دست‌ چندم مختومه اعلام کرد. چگونه ممکن است در کشوری که ادعای نظارت‌های دقیق بر زیر ساخت‌های استراتژیک را دارد خط لوله سراسری که قلب تپنده سوخت‌ رسانی به استان‌ هاست ؛ به مدت ۲۱۰ روز مورد دست‌ اندازی و سرقت قرار بگیرد و هیچ سیستم پایش ؛ هیچ سنسور افت فشار و هیچ بازرسیِ دوره ای متوجه نشود که حجم عظیمی از بنزین به جای مقصد اصلی ؛ به مخازن قاچاقچیان سرازیر می‌شود؟

 بی گمان این سرقت حرفه‌ای نبوده که در این سرقت خودی ها هم دست داشته اند‌. سارقان حرفه‌ای نبوده اند که سیستم‌های نظارتی ما بوده اند که در خوابی عمیق فرو رفته بودند. در حالی که مردم جنوبِ کشور زیر گرمای بی‌رحم و طاقت‌ فرسای تابستان ؛ ساعت‌ها در صف‌های عریض و طویل می‌ایستند تا شاید جیره‌ی ۱۵ لیتری بنزین‌ شان را برای گذران زندگی بگیرند و با التماسِ کارت سوختِ جایگاه‌ دار مواجه می‌شوند ؛ در چند کیلومتر آن‌ طرف‌تر سود جویان با تانکرهای غول‌ آسا میراثِ ملی را به یغما می‌برند. آیا مسئولانِ امر شرم نمی‌کنند که در اوجِ بحران توزیع سوخت ؛ این‌ گونه حاتم‌ بخشیِ اجباری توسط سارقان در جریان بوده است؟ سوالانی در این بین مطرح است که اگر سیستم‌ های مانیتورینگِ خطوط لوله کارآمد بودند ؛ چطور افت فشار ناشی از برداشت ۳۰ هزار لیتر سوخت در یک نوبت هیچ آلارمی را در مرکز کنترل به صدا در نیاورده؟

 و دوم همه بنزینِ غارت‌ شده در کدام شبکه توزیع سیاه تزریق شده و سود حاصل از آن به جیب چه کسانی رفته است؟ آیا واقعاً فکر می‌کنند مردم باور می‌کنند که این حجم از قاچاق ؛ بدون پشتوانه و شبکه توزیع گسترده ممکن بوده است؟ به راستی مقصرِ این قصور بزرگ کیست؟ چه کسی در سلسله‌ مراتبِ شرکت خطوط لوله و توزیع نفت و بنزین و نهادهای امنیتی ناظر باید پاسخگوی این سهل‌انگاری باشد که امنیت انرژی منطقه را تا این حد به مسلخ برده است؟ این ماجرا البته مشتی نمونه خروار از ناکارآمدی در حفاظت از منابع عمومی ست. مردم برای هر لیتر سوخت باید از فیلترهای سخت‌ گیرانه عبور کنند اما دزدان با شاه‌ لوله به جانِ داراییِ ملی افتاده‌اند. این قصه ؛ فراتر از یک سرقتِ ساده ؛ نمایشی از فروپاشیِ نظارت در یکی از حساس‌ ترین نقاطِ لجستیکِ کشور است.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

12 − 6 =

پربازدیدترین ها