ده شهر در سیستان و بلوچستان بیمارستان ندارد !

جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : انتشار هم‌ زمان دو خبر در یک روز از یک تناقضِ آشکار و یک بی عدالتیِ نمایان ؛ بیش از آن‌ که صرفاً یک اتفاق خبری باشد ؛ تصویری عریان از اولویت‌های بودجه‌ای و اخلاق حکمرانی در ایران است. از یک سو اعلام می‌شود که هزینه درمان زائران اربعین در سال جاری حدود ۴۰۰ میلیارد تومان از بودجه عمومی کشور را به خود اختصاص داده است و از سوی دیگر خبر می‌رسد که ۱۰ شهر در استان سیستان‌ و بلوچستان حتی از داشتن بیمارستان محروم‌اند. مسئله مخالفت با زیارت یا بی‌ اعتنایی به باورهای دینی مردم نیست. مسئله این است که چگونه در کشوری که بخش بزرگی از مردم برای تأمین ابتدایی‌ ترین هزینه‌های درمان درمانده‌اند ؛ منابع عمومی با چنین گشاده‌ دستی‌ در جایی هزینه می‌شود که ضرورت آن در مقایسه با نیازهای فوری و حیاتی شهروندان محل پرسش جدی ست. آیا بیماریِ شهروندی در سیستان‌ و بلوچستان ؛ کم‌ ارزش‌تر از بیماریِ زائری ست که از مرز وارد کشور می‌شود؟ آیا جان انسانی که در یکی از محروم‌ترین مناطق ایران زندگی می‌کند ؛ نباید به اندازه یک برنامه مناسبتی و سیاسی مذهبی اهمیت داشته باشد؟

 چرا برای تأمین درمان گروهی از زائران ؛ بودجه وجود دارد اما برای ساخت یا تجهیز بیمارستان در شهرهایی که مردم شان گاه برای رسیدن به نزدیک‌ترین مرکز درمانی باید ده‌ها و حتی صدها کیلومتر سفر کنند همیشه کمبود اعتبار مطرح می‌شود؟ این تناقض ؛ فقط تضادِ میان دو ردیف بودجه ای نیست که تناقض میان ادعا و واقعیت است. سال‌هاست از عدالت ؛ محرومیت‌ زدایی و کرامت انسان سخن گفته می‌شود اما در عمل شهروندی که در مناطق محروم زندگی می‌کند همچنان از ابتدایی‌ ترین حقوق خود یعنی دسترسی به پزشک ؛ بیمارستان ؛ دارو و درمان بی‌ بهره است. در چنین شرایطی هر هزینه غیر ضروری و هر ریخت‌ و پاشی که بدون شفافیت و اولویت‌ سنجی انجام شود ؛ برای مردم نه نشانه سخاوت بلکه نماد بی‌ اعتنایی به رنج آنان است. بودجه عمومی ملک شخصی هیچ نهاد و گروهی نیست. این پول از مالیات ؛ تورم ؛ کاهش قدرت خرید و سفره کوچک‌ شده همین مردم تأمین می‌شود. مردمی که بسیاری از آنان برای پرداخت هزینه یک ویزیت یا خرید دارو ؛ ناچارند از نیازهای ضروری زندگی خود بزنند. بنابراین پرسش روشن است. چرا منابع کشور برای برخی هزینه‌ها بی‌ حساب و کتاب است ؛ اما وقتی نوبت به حق درمان شهروندان محروم می‌رسد خزانه ناگهان خالی می‌شود؟ این وضعیت تصویری نگران‌ کننده از نوعی تبعیض در تخصیص منابع عمومی را رو می کند.

 گویی بودجه برای برخی برنامه‌ها ضروری و مقدس است اما ساخت بیمارستان برای مردمی که سال‌ها در محرومیت زندگی کرده‌اند هزینه‌ای قابل تعویق و فرعی تلقی می‌شود. گویی برای عده‌ای ؛ بودجه کشور بی‌دریغ و حلال است و برای عده‌ای دیگر حتی ابتدایی‌ ترین حق شهروندی باید با هزار توجیه و منت تأمین شود. اگر قرار است از عدالت سخن گفته شود ؛ نخستین آزمون آن باید در حوزه سلامت و جان مردم باشد. هیچ مناسبت و شعاری نمی‌تواند ضرورت ساخت بیمارستان ؛ تأمین دارو و حفظ جان شهروندان را به حاشیه براند. پیش از آن‌ که مسئولان از خدمت ؛ کرامت و حمایت از مردم بگویند باید پاسخ دهند که چرا هنوز ۱۰ شهر سیستان‌ و بلوچستان بیمارستان ندارند و چرا در همان روز خبر اختصاص صدها میلیارد تومان برای درمان زائران در کنار این محرومیتِ آشکار قرار می‌گیرد؟ جامعه‌ای که برای نمایش و مناسبت منابع دارد اما برای درمان مردمش ندارد نه با کمبود پول بلکه با بحران اولویت‌ها روبه‌روست. مسئله اصلی این نیست که کشور منابع ندارد مسئله این است که منابع موجود چگونه ؛ برای چه کسانی و با چه معیاری هزینه می‌شود.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × 5 =

پربازدیدترین ها