دکتر فاطمه رحمتی عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت:نمیدانم تا به حال بویِ روغنِ سوخته و آهنِ داغ را در فضایِ کارگاههای شهرک صنعتی در ساعتِ ۲ بعدازظهر حس کردهاید یا نه؟ آنجا خبری از نمودارهای شیکِ اکسل و تحلیلهای «رشدِ درصدی» نیست. آنجا همه چیز با واقعیتِ تلخِ «چک و کارگر و مواد اولیه» سنجیده میشود.این روزها وقتی پای دردِدلِ تولیدکنندههای خُرد مینشینم، یک حرفِ مشترک دارند که از هر نالهای دردناکتر است: «ما داریم مالیاتِ سودِ نکرده را میدهیم.»داستانِ مالیاتستانیِ فعلی از تولید، شبیه به قمارخانهای است که میزبانش (دولت) هیچوقت نمیبازد. تولیدکننده، با هزار بدبختی قطعه میسازد، پولِ برقِ نجومی را میدهد، نگرانِ نوسانِ لحظهایِ بازار است، آخرِ سر هم که میخواهد نفس تازه کند، برگه مالیاتی روی میزش میافتد؛ با ارقامی که انگار در خلاء محاسبه شدهاند. نه کاری به این دارند که آیا کارگاهِ تو اصلاً در آن ماه سودی داشته یا نه، و نه مهم است که آیا آن قطعه فروش رفته یا در انبار خاک میخورد. بر اساسِ «علیرأس» میبرند و میدوزند و اگر اعتراضی کنی، میگویند: «اعتراض به هیئت حل اختلاف!»؛ همانجایی که درِ خروجیاش برای تولیدکننده معمولاً بنبست است.
من اسمِ این را «مالیاتِ تولید» نمیگذارم؛ این «مالیات بر بقاست».وقتی از یک تولیدکننده مالیاتی میگیری که هنوز از فروشِ کالایش ریالی به دست نیاورده، عملاً داری تیر خلاص را به قلبِ زنجیره تأمین میزنی. نتیجهاش هم میشود همین چیزی که امروز در بازار میبینیم: کارگاههایی که یکییکی چراغشان خاموش میشود، کارگرهایی که تعدیل میشوند و صاحبکارگاهی که خانهنشین میشود تا پاسخگویِ طلبکاران باشد.آقایانِ تصمیمگیر! تولید در ایرانِ امروز، دیگر یک شغلِ پرسود نیست؛ یک «جهادِ روزمره» است. با این مدلِ مالیاتستانیِ بیرحم، شما فقط درآمدِ دولت را بالا نمیبرید، بلکه دارید ریشه تولیدِ ملی را با تبرِ خودِ آن میزنید.در اقتصادِ واقعی، «تولید» یعنی زنده ماندنِ یک جامعه. وقتی برای گرفتنِ حقِ خودتان (مالیات)، راهِ نفسِ تولید را میبندید، یعنی فردا هیچچیز برای مالیات گرفتن ندارید. اقتصاد، با عدد و رقمهای روی کاغذ در اتاقهای کولردار پیش نمیرود؛ اقتصاد را آدمهایی میسازند که شبها با ترسِ «برگشت خوردنِ چکِ کارگر» خوابشان نمیبرد.کمی، فقط کمی، به جای فشارِ بیشتر، بگذارید این چرخِ لنگزنان، حداقل دورِ خودش بچرخد.