اگرچه جنگ ايران و امريكا با برقراري آتشبس و امضاي تفاهمنامه اوليه ميان دو طرف وارد مرحلهاي تازه شده است، اما اقتصاد جهاني هنوز نتوانسته از آثار اين رويارويي عبور كند. توافقي كه بر اساس آن قرار است تهران و واشنگتن طي يك دوره ۶۰ روزه درباره موضوعات اختلافي مذاكره كنند، اگرچه احتمال بازگشت به درگيري گسترده را كاهش داده، اما هنوز نتوانسته اطمينان لازم را به بازارهاي جهاني بازگرداند. در نتيجه، فضاي اقتصاد بينالملل همچنان با احتياط، ترديد و انتظار همراه است.
به گزارش اقتصاددان به نقل از تعادل ، در هفتههاي اخير، هر بار كه خبر مثبتي از روند مذاكرات منتشر شده، بازارهاي جهاني واكنش اميدواركنندهاي نشان دادهاند و در مقابل، انتشار اخبار مربوط به اختلافها يا درگيريهاي محدود نيز دوباره بر سطح ريسك افزوده است. اين رفتوآمد ميان اميد و نگراني باعث شده فعالان اقتصادي، سرمايهگذاران و نهادهاي بينالمللي هنوز نتوانند تصوير روشني از افق اقتصاد جهان تا پايان سال ۲۰۲۶ ترسيم كنند.
يكي از مهمترين دلايل اين وضعيت، جايگاه راهبردي منطقه خليج فارس و بهويژه تنگه هرمز در اقتصاد جهاني است. بخش مهمي از صادرات انرژي جهان از اين مسير انجام ميشود و هرگونه تغيير در وضعيت امنيتي يا نحوه مديريت اين آبراه ميتواند مستقيما بر بازار نفت، گاز، حملونقل دريايي و هزينه تجارت بينالمللي اثر بگذارد.
تجربه ماههاي گذشته نيز نشان داد كه حتي افزايش احتمال اختلال در تردد دريايي، براي ايجاد نوسان در بازارهاي جهاني كافي است. افزايش هزينه بيمه كشتيها، تغيير مسير بخشي از ناوگان تجاري، رشد هزينه حملونقل و بالا رفتن قيمت انرژي، تنها بخشي از پيامدهايي بود كه در جريان جنگ خود را نشان داد.
در اين ميان، ايران بارها اعلام كرده است كه امنيت تنگه هرمز زماني پايدار خواهد بود كه حقوق و منافع كشورهاي منطقه نيز مورد احترام قرار گيرد. همزمان، تهران از تدوين سازوكارهاي جديد براي مديريت اين مسير راهبردي خبر داده و تاكيد كرده است كه امنيت كشتيراني و حفظ منافع ملي بايد در كنار يكديگر دنبال شوند. بسياري از تحليلگران معتقدند هر اندازه فضاي سياسي باثباتتر شود، امكان بازگشت آرامش به بازارهاي انرژي نيز افزايش خواهد يافت.
روزنامه انگليسيزبان «نيو استريتس تايمز/ New Straits Times» مستقر در كوالالامپور مقاله خود را اينگونه آغاز ميكند: موج جهانيسازي حدود سه دهه دولتها و كسبوكارها را به سمتي سوق داد كه باور كنند فناوري، بازارها و زنجيرههاي تامين «توليد در بزنگاه»، بر جغرافيا غلبه كردهاند.
توليد به هر نقطهاي كه هزينهها پايينتر بود، منتقل شد؛ سرمايه با سهولتي بيسابقه جريان پيدا كرد و اينطور به نظر ميرسيد كه نقشههاي فيزيكي بيش از پيش در برابر اقتصاد ديجيتال به حاشيه رانده و به نوعي به تابع آن بدل شدهاند. با اين حال، رويدادهاي اخير نشان دادهاند كه اين تصور، يكي از بزرگترين خطاهاي راهبردي عصر ما بوده است. حدود يكپنجم نفت خام جهان از تنگه هرمز عبور ميكند و بار جابهجايي تقريبا يكسوم حملونقل جهاني كانتينرها نيز بر دوش كانال سوئر است.
در اين بين، تنگه مالاكا همچنان يكي از پرترددترين كريدورهاي دريايي جهان و مهمترين مسير اتصال شرق آسيا به اقيانوس هند، خاورميانه و اروپاست. كمتر كشوري به اندازه مالزي از اين احياي نقش جغرافيا ذينفع و به عبارت بهتر، آيندهاش به آن گره خورده است. مالزي كه در امتداد تنگه مالاكا واقع شده، رونق و شكوفايي خود را به همان اندازه كه مديون منابع طبيعياش بوده، همواره مرهون موقعيت راهبردي خود نيز بوده است.
در برههاي كه شركتهاي چندمليتي در حال بازنگري زنجيرههاي تامين خود هستند و دولتها راهبردهاي امنيت ملي خود را بازآرايي ميكنند، مالزي يكي از ارزشمندترين موقعيتهاي راهبردي را در افق نوظهور «ژئواكونوميك» در اختيار دارد. از همه مهمتر اينكه اين آبراهها ديگر صرفا شاخصههايي جغرافيايي نيستند. در واقع، آنها اكنون همچون نهادهاي اقتصادي عمل ميكنند و به همان شكل كه بازارهاي مالي، نظامهاي پرداخت و بازارهاي سرمايه بر اقتصاد جهاني اثر ميگذارند، قيمت كالاها، حق بيمه، تصميمهاي سرمايهگذاري و تابآوري زنجيرههاي تامين نيز تحتالشعاع قرار ميدهند. فعاليت بيوقفه اين مسيرها، به مثابه ستون فقرات تجارت بينالمللي عمل ميكند و آثار هرگونه اختلال در آنها، در صنايع و قارههاي مختلف بازتاب مييابد. اين يكي از دگرگونيهاي تعيينكننده اقتصاد سياسي بينالمللي معاصر است. نگارنده در ادامه با اشاره به مقالهاي ديگر از اين روزنامه مينويسد: اگر در مقاله نخست اين مجموعه اين استدلال مطرح شد كه «عدم قطعيت و ابهامات ژئوپليتيكي» به «ارز جديد قدرت» تبديل شده است، گزاره دوم بهطور طبيعي از آن متولد ميشود؛ «اين جغرافياست كه تعيين ميكند اين ارز كجا توليد، مبادله و قيمتگذاري شود.»
گلوگاههاي دريايي حالا به صرافيهايي تبديل شدهاند كه مخاطرات ژئوپليتيكي از طريق آنها به اقتصاد جهاني منتقل ميشود. گلوگاههاي دريايي اصلي جهان از جمله تنگه هرمز، بابالمندب، كانال سوئز، تنگه مالاكا و تنگه تايوان كه بهطور روزافزون بر اهميت آن افزوده ميشود، ديگر نبايد صرفا آبراههايي باريك براي اتصال اقيانوسها انگاشته شوند. آنها نهادهاي راهبردي اقتصادي هستند كه جريان انرژي، كالاهاي توليدي و صنعتي، محصولات كشاورزي، نيمهرساناها و مواد اوليه واسطهاي مورد نياز اقتصاد جهاني را حفظ ميكنند و پايدار نگه ميدارند. زماني كه فعاليت اين شريانها عادي باشد، اهميتشان اغلب ناديده گرفته ميشود. اما ارزش واقعي آنها تنها زماني آشكار ميشود كه دچار اختلال شوند.
اما آثار جنگ تنها به بازار نفت محدود نمانده است. تجارت جهاني نيز در ماههاي اخير با چالشهاي تازهاي روبهرو شده است. اختلال در برخي مسيرهاي حملونقل، افزايش هزينه لجستيك، طولانيتر شدن زمان انتقال كالا و رشد هزينه تامين مواد اوليه، فشار مضاعفي بر بسياري از اقتصادها وارد كرده است.
اين شرايط باعث شده برخي نهادهاي بينالمللي برآوردهاي خود از رشد اقتصاد جهاني، حجم تجارت و سرمايهگذاري را با احتياط بيشتري منتشر كنند. اگرچه هنوز از وقوع يك ركود فراگير سخن گفته نميشود، اما بسياري از گزارشها بر اين نكته تاكيد دارند كه ادامه نااطمينانيهاي ژئوپليتيكي ميتواند روند بهبود اقتصاد جهاني پس از سالهاي پرتنش اخير را كندتر كند.
بازارهاي مالي نيز در اين مدت رفتاري محتاطانه داشتهاند. سرمايهگذاران بيش از گذشته به سمت داراييهاي كمريسك حركت كردهاند و تصميمگيري براي سرمايهگذاريهاي بزرگ در بسياري از بخشها به آينده مذاكرات موكول شده است. شركتهاي بينالمللي نيز در ارزيابي ريسك پروژههاي جديد، تحولات خاورميانه را بيش از گذشته مورد توجه قرار ميدهند. در كنار اين تحولات، قيمت انرژي همچنان يكي از متغيرهاي تعيينكننده اقتصاد جهاني باقي مانده است. هرچند با برقراري آتشبس بخشي از نگرانيها كاهش يافته، اما وقوع درگيريهاي محدود و نامشخص بودن نتيجه مذاكرات موجب شده بازار نفت هنوز نتواند وارد دورهاي از ثبات پايدار شود. همين موضوع بر سياستهاي پولي بسياري از كشورها نيز اثر گذاشته، زيرا افزايش قيمت انرژي ميتواند دوباره فشارهاي تورمي را تقويت كند.
«آكسفورد اكونوميكس» اعلام كرد كه چشمانداز اقتصاد جهان در نيمه دوم ۲۰۲۶ به مجموعهاي از عوامل بههمپيوسته وابسته است و مهمترين عامل، سرنوشت توافق ميان ايران و امريكا خواهد بود. رايان سوئيت، اقتصاددان ارشد جهاني موسسه «آكسفورد اكونوميكس» اظهار كرد كه دوام اين توافق تعيين ميكند كه اقتصاد جهان از كاهش قيمت انرژي و كاهش تورم سود ببرد يا با شوك جديد نفتي مواجه شود؟ به گفته وي، اين توافق، مهره اصلي دومينويي است كه ميتواند ساير خطرها را تشديد يا محدود كند.
موسسه «آكسفورد اكونوميكس» پيشبيني كرد كه رشد اقتصاد جهاني در نيمه دوم سال ۲۰۲۶ بهبود يابد و به نرخ سالانه ۳.۱ درصد برسد در حالي كه اين رقم در نيمه نخست سال، حدود ۱.۶ درصد برآورد شده است. كاهش قيمت نفت و افزايش درآمد خانوارها از عوامل اصلي اين رشد اعلام شدهاند.
اين موسسه احتمال دستيابي به توافق پايدار ميان ايران و امريكا را پنجاه-پنجاه ارزيابي كرده است. اگر آتشبس ادامه يابد، قيمت نفت برنت ميتواند در محدوده پايين ۷۰ دلار در هر بشكه بماند و كاهش تورم و بهبود شرايط مالي در بازارهاي نوظهور و بخش فناوري را به همراه داشته باشد.
موسسه «آكسفورد اكونوميكس» اعلام كرد كه پيامدهاي شكست توافق فقط به بازار نفت محدود نخواهد شد. تشديد درگيريها ميتواند زنجيره تامين هوش مصنوعي در آسيا را تحت فشار قرار دهد، بانكهاي مركزي را به اتخاذ سياستهاي پولي سختگيرانهتر وادار كند، شرايط مالي را دشوارتر سازد و حتي بر انتخابات امريكا نيز تاثير بگذارد.
تنشهاي تجاري نيز يكي ديگر از خطرهاي مهم براي اقتصاد جهاني در نيمه دوم ۲۰۲۶ است. تعرفههاي بخش ۱۲۲ امريكا در ۲۴ جولاي پايان مييابد، اما واشنگتن قصد دارد تعرفههاي جديدي تحت بخش ۳۰۱ اعمال كند كه باعث افزايش ميانگين تعرفهها ميشود. اتحاديه اروپا نيز موضع سختتري در برابر چين اتخاذ كرده و تحقيقات تجاري خود عليه اين كشور را افزايش داده است.
اين تنشها با رونق هوش مصنوعي نيز ارتباط دارند، زيرا صنعت هوش مصنوعي امريكا وابستگي زيادي به تراشهها و تجهيزات سختافزاري توليدشده در شرق و جنوب شرق آسيا دارد كه در صورت اختلال در مسيرهاي تجاري از تنگه هرمز، بيشترين آسيب را خواهند ديد.
بانك تسويههاي بينالمللي (BIS) نيز هشدار داد كه رشد سريع هوش مصنوعي تا حد زيادي به روابط مالي پيچيده ميان شركتهاي تراشهساز، غولهاي رايانش ابري و آزمايشگاههاي هوش مصنوعي وابسته است و در صورت ايجاد بحران در بخش فناوري، بازارها ممكن است با اصلاح شديد مواجه شوند.
سياستهاي بانكهاي مركزي و تحولات سياسي نيز از ديگر عوامل تاثيرگذار بر اقتصاد جهان هستند. «آكسفورد اكونوميكس» پيشبيني كرد كه بانكهاي مركزي بزرگ، سياستهاي انبساطيتري نسبت به پيشبيني بازارها اتخاذ كنند، اما در صورت افزايش قيمت انرژي تحت تاثير كاهش عبور و مرور از تنگه هرمز يا تشديد فشارهاي ناشي از هوش مصنوعي، ممكن است مسير خود را تغيير دهند.
يورونيوز گزارش كرد، «آكسفورد اكونوميكس» در كنار اين تهديدها، معتقد است، افزايش بهرهوري ناشي از هوش مصنوعي و بهبود عملكرد اقتصاد اروپا ميتواند فرصتهايي براي رشد اقتصادي ايجاد كند، اما ميزان تحقق اين پيشبينيها به تحولات سياسي و اقتصادي ماههاي آينده بستگي دارد.
از سوي ديگر، نتيجه مذاكرات ايران و امريكا تنها براي دو كشور اهميت ندارد، بلكه ميتواند بر آينده بسياري از بازارهاي جهاني اثرگذار باشد. در صورت دستيابي به توافقي پايدار، احتمال افزايش ثبات در بازار انرژي، كاهش هزينه تجارت، بهبود فضاي سرمايهگذاري و رشد مبادلات بينالمللي وجود خواهد داشت. در مقابل، اگر مذاكرات با شكست مواجه شود يا تنشها دوباره تشديد شوند، بخشي از ريسكهاي كنوني ممكن است بار ديگر افزايش يابد.
در اين ميان، موضع ايران بر ادامه ديپلماسي همراه با حفظ حقوق و منافع ملي استوار بوده است. مقامهاي ايراني تاكيد كردهاند كه توافق تنها زماني پايدار خواهد بود كه بر پايه احترام متقابل و اجراي متوازن تعهدات شكل بگيرد. همين رويكرد باعث شده تهران ضمن حفظ آمادگي دفاعي، مسير گفتوگو را نيز باز نگه دارد.
در مجموع، اقتصاد جهاني امروز بيش از هر زمان ديگري به سرنوشت تحولات سياسي در خاورميانه گره خورده است. هرچند آتشبس و تفاهم اوليه ميان ايران و امريكا از شدت بحران كاسته و اميدهايي براي كاهش تنشها ايجاد كرده، اما آينده همچنان با ابهام همراه است. تا زماني كه نتيجه نهايي مذاكرات مشخص نشود، بازارهاي جهاني نيز احتمالا با احتياط حركت خواهند كرد و برآوردها درباره رشد اقتصادي، تجارت و سرمايهگذاري در سال ۲۰۲۶ همچنان با سناريوهاي مختلف و عدم قطعيت قابل توجه همراه خواهد بود.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع