زنگِ پایان توافق !

جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : یقه ی مسعود و عباس را توی خیابان گرفتند که چرا پای میز مذاکره رفتید. و حالا نشانه های این اعتراض در سخنان ترامپ عینیت یافته و به حقیقت رسیده. لحنی که بیش از آنکه یک موضع‌ گیری سیاسیِ معمول باشد ؛ یک بیانیه تحقیر تمام‌ عیار علیه هویت ملی و جایگاهِ کسانی ست که فکر می کردند روی میز مذاکره حلوا پخش می کنند. ترامپ با ادبیاتی که حتی در دایره واژگان سیاست‌ مدارانِ افراطی نیز بی‌سابقه است ؛ با آشغال ؛ بی‌ عرضه و سرطان خواندنِ ایرانیان پرده از نگاه واقعیِ جریانی برداشته که سال‌هاست پشت نقابِ مذاکره سیاستِ انقباض و فشار را دنبال می‌کرد. اما فراتر از هتاکی‌هایِ یک پوپولیستِ آمریکایی که نه منطق سرش می‌شود و نه آدابِ دیپلماسی ؛ حالا پرسشِ اصلیِ امروز متوجهِ آن خوش‌ خیالانِ وطنی ست که با بزک کردنِ چهره‌یِ دیپلماسیِ التماسی تمام سرمایه‌یِ اجتماعی و اقتصادی کشور را صرفِ پای میز نشاندنِ کسانی کردند که امروز آشکارا از مرگِ یادداشت تفاهم و ضرورت ریشه‌ کنیِ سرطان سخن می‌گویند.

 آنها که با هر تفاهم‌ نامه‌یِ پوشالی جشنِ پیروزیِ کاذب گرفتند و یقه پاره کردند تا مردم را به گشایشِ خیالی امیدوار کنند. وقتی طرفِ مقابل نه تنها توافق بلکه شأنِ وجودیِ یک ملت را با چنین ادبیاتِ وقیحانه‌ای هدف قرار می‌دهد ؛ کدام سوراخِ موشی توانسته زبانِ حق‌گویِ شما را ببلعد؟ مردم در خیابان‌ها با دستانِ خالی و سفره‌هایِ کوچک‌ شده بارها یقه شما را گرفتند و از شما توضیح خواستند. حالا مرد باشید و پاسخ بدهید. این بود هنرِ مذاکره تان؟ این بود نتیجه‌یِ آن همه عقب‌ نشینی و استدلالِ سست که طرفِ مقابل اهلِ تعامل است ؟ شما با اعتماد به کسانی که امروز بی‌پروا از حملاتِ سخت‌تر و حذفِ ریشه‌ای دم می‌زنند ؛ نه تنها فرصت‌ها را سوزاندید بلکه غرورِ ملیِ این سرزمین را نیز در پایِ میزهایِ بی‌حاصلِ دیپلماتیک قربانی کردید. در حقیقت یادداشت تفاهم نمرده که این سیاستِ خوش‌ خیالی و خیانت به منافعِ ملی بوده که از همان روزِ اولِ زایش خاکش کردید.

امروز که ترامپ ؛ ایران را بی‌عرضه می‌خواند و با هتاکی بالا و پایین سیاسیون را یکی می کند باید به این فکر کرد که عرضه‌یِ اصلی را آنانی از دست دادند که به جای اتکا به ظرفیت‌های درونی و نگاه به درون ؛ تمامِ تخم‌ مرغ‌ هایشان را در سبدِ کسانی گذاشتند که به اعترافِ خودشان، وقتِ زیادی را با ما تلف کرده‌اند. زمانِ پاسخگوییِ آن‌هایی ست که برایِ لبخندِ دشمن به بغضِ مردم خندیدند. مردم را هیچ انگاشتند و آنها را از دایره ی توجه و التفات راندند. خیانت تنها در قراردادهایِ نظامی نیست ؛ خیانت در آدرسِ غلط دادن به ملتی ست که به پایِ میزِ مذاکره‌اش کشانیدید ؛ تا امروز به دستِ همان‌ها سرطان خطاب شوید. این پایانِ یک مسیر نیست ؛ این پایانِ یک دروغِ بزرگ است. حالا که ترامپ ماسکِ دیپلماسی را از صورتِ سیاستِ خارجیِ خود برداشته آیا زمان آن نرسیده که شما نیز ماسک‌هایِ مذاکره‌چیِ خردمند را بردارید و در برابرِ مردمی که یقه هایتان را برایِ پاسخگویی گرفته‌اند ؛ بایستید؟ یا هنوز هم منتظرِ یک کُدِ دیگر از آن سویِ آب‌ها هستید تا دوباره بنشینید و برایِ مردم قصه‌یِ شاه پریان تعریف کنید؟

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده + 14 =