رازهای مدیریت انقلابی و جهادی؛ از شعار تا واقعیت

  عیسی دیرانی، خبرنگار اقتصادان هرمزگان با درج یادداشتی نوشت : «مدیریت انقلابی و جهادی» صرفاً یک عنوان یا شعار نیست، بلکه مکتبی مدیریتی است که بر پایه ایمان، تعهد، عدالت، قانون‌مداری، مسئولیت‌پذیری، شفافیت و خدمت بی‌منت به مردم شکل گرفته است. ارزش این نوع مدیریت را نمی‌توان در سخنرانی‌ها، همایش‌ها، شعارها یا گزارش‌های تبلیغاتی جست‌وجو کرد؛ بلکه باید آن را در رفتار مدیران، کیفیت خدمات، میزان رضایت مردم و کارآمدی نظام اداری مشاهده کرد.
مدیریت انقلابی زمانی معنا پیدا می‌کند که مدیر، مردم را صاحبان اصلی کشور و ولی‌نعمتان خود بداند و خدمت به آنان را یک مسئولیت الهی و قانونی تلقی کند، نه فرصتی برای کسب قدرت، شهرت یا حفظ جایگاه مدیریتی. در چنین نگاهی، پاسخ‌گویی، صداقت و عدالت نه یک انتخاب، بلکه یک تکلیف است.
با این حال، یکی از مهم‌ترین چالش‌های نظام مدیریتی، فاصله گرفتن برخی مدیران از این شاخص‌هاست؛ فاصله‌ای که سبب می‌شود شعارهای زیبا در میدان عمل رنگ ببازند و اعتماد عمومی آسیب ببیند.
نخستین نشانه این فاصله، توجیه به جای پاسخ‌گویی است. هنگامی که مشکلات انباشته می‌شود، انتظار طبیعی مردم ارائه گزارش شفاف، پذیرش مسئولیت و اعلام برنامه اصلاحی است. اما گاهی به جای پاسخ روشن، مجموعه‌ای از توجیه‌ها، آمارهای گزینشی و وعده‌های تکراری ارائه می‌شود؛ رویکردی که نه تنها مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه سرمایه اجتماعی را نیز کاهش می‌دهد.
در کنار آن، فرافکنی و انتقال مسئولیت به یک رویه نگران‌کننده تبدیل می‌شود. گاهی مدیران به جای پذیرش سهم خود در مشکلات، همه کاستی‌ها را به گذشته، سایر دستگاه‌ها، کمبود اعتبارات یا حتی مردم نسبت می‌دهند. بی‌تردید عوامل بیرونی در برخی مشکلات مؤثرند، اما مدیریت زمانی معنا پیدا می‌کند که مدیر در سخت‌ترین شرایط نیز مسئولیت تصمیم‌ها و عملکرد خود را بپذیرد.
از سوی دیگر، ضعف نظارت بستری برای شکل‌گیری بسیاری از آسیب‌های مدیریتی است. هر جا نظارت مستمر، دقیق و بی‌طرفانه کمرنگ شود، زمینه برای تخلف، رانت، تبعیض، سوءمدیریت و هدررفت منابع عمومی فراهم خواهد شد. نظارت مؤثر نه برای مچ‌گیری، بلکه برای پیشگیری از انحراف، اصلاح امور و صیانت از حقوق مردم است.
یکی دیگر از شاخص‌های مدیریت جهادی، تکریم واقعی ارباب‌رجوع است. مردم نباید برای پیگیری یک حق قانونی، بارها میان ادارات سرگردان شوند، با پاسخ‌های مبهم، بی‌تفاوتی، وعده‌های بی‌نتیجه یا برخوردهای نامناسب مواجه شوند. احترام به مردم تنها در نصب شعارهای زیبا بر دیوار ادارات خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در سرعت، دقت، شفافیت و نتیجه‌بخش بودن خدمت معنا پیدا می‌کند.
مسئولیت‌گریزی نیز از مهم‌ترین آفت‌های مدیریت است. مدیری که در زمان موفقیت‌ها خود را در صف نخست قرار می‌دهد، اما هنگام بروز مشکلات از پذیرش مسئولیت شانه خالی می‌کند، نمی‌تواند مدعی مدیریت انقلابی و جهادی باشد. شجاعت در پذیرش خطا، اصلاح مسیر و پاسخ‌گویی صادقانه، از ویژگی‌های مدیران کارآمد است.
در این میان، شایسته‌سالاری باید جایگزین رابطه‌سالاری، لابی‌گری و رانت شود. هرگاه انتصاب‌ها بر اساس تخصص، تعهد، تجربه، سلامت مالی و اخلاق حرفه‌ای انجام گیرد، امید به اصلاح ساختارها افزایش خواهد یافت. اما اگر روابط شخصی، ملاحظات جناحی یا منافع گروهی بر ضوابط قانونی غلبه کند، نتیجه‌ای جز کاهش بهره‌وری، گسترش نارضایتی و بی‌اعتمادی عمومی نخواهد داشت.
همچنین، شفافیت از ارکان جدایی‌ناپذیر مدیریت انقلابی است. مردم حق دارند بدانند بودجه‌های عمومی چگونه هزینه می‌شود، پروژه‌ها در چه مرحله‌ای قرار دارند، وعده‌های داده شده تا چه اندازه محقق شده و علت تأخیرها چیست. شفافیت، بهترین ابزار پیشگیری از فساد و مؤثرترین راه تقویت اعتماد عمومی است.
مدیریت انقلابی و جهادی، پیش از آنکه از دیگران مطالبه‌گری کند، از خود آغاز می‌شود. مدیری که قانون را برای خود نیز لازم‌الاجرا بداند، نقد منصفانه را بپذیرد، اشتباهات خود را اصلاح کند و منافع مردم را بر منافع شخصی و سازمانی مقدم بدارد، در مسیر این الگوی مدیریتی حرکت کرده است.
امروز بیش از هر زمان دیگری، جامعه به مدیرانی نیاز دارد که به جای شعار، کارنامه ارائه دهند؛ به جای فرافکنی، مسئولیت بپذیرند؛ به جای پنهان‌کاری، شفاف باشند؛ به جای روابط، شایستگی را ملاک قرار دهند و به جای حفظ میز مدیریت، حفظ اعتماد مردم را بزرگ‌ترین سرمایه خود بدانند.
بی‌تردید، مهم‌ترین سرمایه هر نظام، اعتماد مردم است؛ سرمایه‌ای که با صداقت، عدالت، قانون‌مداری، پاسخ‌گویی و خدمت خالصانه به دست می‌آید، اما با توجیه، تبعیض، بی‌تفاوتی و مسئولیت‌گریزی به آسانی از دست خواهد رفت.
[11/05/1405 09:08 ب.ظ] علی دیرانی: راز موفقیت مدیریت انقلابی و جهادی در یک جمله خلاصه می‌شود: هرجا شعار با عمل همراه باشد، امید و اعتماد در جامعه افزایش می‌یابد؛ اما هرجا میان گفتار و رفتار فاصله ایجاد شود، بزرگ‌ترین آسیب متوجه سرمایه اجتماعی و کارآمدی نظام مدیریتی خواهد بود.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه − 3 =