کشور تعطیل است اما با دو معنای متضاد !

جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : وقتی تقویم در چنگالِ بی‌تدبیری یا بحران یا مصلحت ورق می‌خورد و تعطیلی ناگهانی اعلام می‌شود شهر برای لحظه‌ای نفس می‌کشد ؛ اما این نفس کشیدن برای همه یکسان نیست. در این نقطه است که شکاف میان کارگر و کارمند و کارفرمای بخش خصوصی به گسل تبدیل می‌شود. ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که حقیقت برای دو طبقه دو چهره متفاوت دارد. برای کارمندی که در چرخ‌ دنده‌های تورم و استثمارِ مزمن خرد شده ؛ تعطیلی حکمِ یک جیره اکسیژنِ کوتاه را دارد. چند ساعتی فرار از فشارِ روانیِ محیط کار ؛ چند ساعتی بیشتر خوابیدن و شاید فقط شاید قدری کمتر نگرانِ هزینه‌ی رفت و آمد بودن. ‌اما آن‌ سوی این میز کارفرمای بخش خصوصی قرار دارد. کسی که در این اقتصادِ فلاکت‌ بار تنها سدِ میانِ تولید و فروپاشی ست. برای او هر روز تعطیلیِ غیر منتظره یعنی یک چاه عمیق‌تر در ترازنامه مالی.

 چک‌هایی که در گروِ تولید است ؛ اجاره‌ بهایی که به ریال می‌روید و به دلار کمر می‌شکند و نانی که باید سفره‌ی کارگرانش را گرم نگه دارد. او هم حق دارد که در این اقتصادِ دست‌ بسته از بی‌ پولی فریاد بزند. فاجعه آنجاست که این دو گروه به‌ جای آنکه دست‌‌ به دست هم ؛ ریشه این بی‌ثباتی را در نهادهای تصمیم‌گیر و سیاست‌ گذارِ تعطیلی‌ ساز بجویند ؛ یکدیگر را به مسلخ می‌برند. کارمند ؛ کارفرما را سرمایه‌دارِ بی‌رحم می‌بیند و کارفرما کارمند را نیروی کم‌ بازده و سربار تصور می‌کند. این همان شکافی ست که دیگر با همدلی پر نمی‌شود بلکه با کار و تلاش باید اصلاح شود. تا زمانی که کارگر و کارفرما هر دو در یک قفسِ بزرگِ اقتصادی گیر افتاده‌اند هر گونه دعوا میان آن‌ها برنده ندارد. واقعیت این است که ما همه گروگان‌هایِ سیستم تصمیم‌ گیری هستیم که نه به نفس کشیدنِ کارمند اهمیت می‌دهد و نه به بقا و گردشِ چرخ کارفرما.

 دلخوریِ کارمند از مدیر و خشمِ مدیر از کارمند ؛ درست همان چیزی ست که قدرت‌های رانت‌ جو و سیاست‌ گذارانِ بی‌کفایت می‌خواهند. آن‌ها می‌خواهند ما به‌ جای آنکه یقهِ تولید کنندگانِ بحران را بگیریم یقه یکدیگر را بفشاریم. به خانه برویم و چرخ های اقتصاد را به بهانه ی تعطیلی نگهداریم. آن را حرکت ندهیم و حتی چرخ ها را از توان و تا بیندازیم. این تعطیلی‌ها ؛ آزمونِ درکِ مشترک نیست ؛ آزمونِ شناختِ بحران هاست‌. تا وقتی از دیدگاهِ خودمان به این بحران نگاه کنیم تنها بازنده‌ی این بازی ؛ عدالت اجتماعی ست. همدلی خوب است اما کافی نیست. آنچه نیاز داریم تولید و تلاش بیشتر است تا در در این سیستم تعطیلی هم برای کارمند نوعی استیصال نباشد و هم برای کارفرما نوعی انتحار.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

16 − ده =