نفت در تله انتظارات

قیمت نفت به دلیل کاهش تقاضای چین، افزایش تولید آمریکا، استفاده از ذخایر راهبردی و سیگنال‌های سیاسی، هنوز به کانال ۱۰۰ دلار نرسیده است.

به زودی با ایران به‌توافق می‌رسیم و این جنگ پایان می‌یابد؛ این قصه سه‌ماه است که هرهفته تکرار می‌شود اما نه خبری از توافق است و نه حتی پایان تهدیدهای جنگ. تنها بازار سیگنال می‌دهد که هربارکه قیمت نفت به‌مرز ۱۰۰دلار نزدیک می‌شود دونالد ترامپ از توافق قریب‌الوقوع با ایران سخن می‌گوید. همین سیگنال‌های سیاسی درکنار کاهش تقاضای چین، افزایش تولید نفت آمریکا و استفاده از ذخایر راهبردی باعث شده بازار جهانی نفت باوجود بسته‌بودن تنگه‌هرمز افت صادرات نفت خاورمیانه و تشدید تورم سوخت در بسیاری از اقتصادهای جهان بزرگ‌ترین مانع برای ماندن قیمت نفت در کانال سه‌رقمی شده است.

به گزارش اقتصاددان به نقل از جهان صنعت   ،   بازار جهانی نفت این روزها یکی از عجیب‌ترین دوره‌های تاریخ خود را سپری می‌کند. درحالی‌که تنگه‌هرمز به‌عنوان مهم‌ترین گلوگاه انرژی جهان عملا با محدودیت‌های شدید مواجه شده صادرات نفت بخش مهمی از تولیدکنندگان خلیج‌فارس کاهش یافته، هزینه حمل‌ونقل و بیمه نفتکش‌ها افزایش پیدا کرده و بسیاری از اقتصادهای جهان با موج جدید تورم سوخت دست‌وپنجه نرم می‌کنند قیمت نفت همچنان از مرز روانی ۱۰۰دلار عبور نکرده است. این در حالی است که در نخستین‌روزهای بحران بسیاری از تحلیلگران از نفت ۱۵۰تا۲۰۰دلاری سخن می‌گفتند و حتی برخی بانک‌های سرمایه‌گذاری سناریوی شوک انرژی مشابه دهه۱۹۷۰ را محتمل می‌دانستند اما بازار مسیر دیگری را انتخاب کرد. نفت برنت که در مقاطعی به‌کانال ۹۰دلاری نزدیک شد بارها عقب نشست و حتی با هر سیگنال سیاسی از سوی واشنگتن و تهران بخشی از رشد خود را از دست داد. اکنون این پرسش مطرح است که چرا باوجود اختلال در یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های انرژی جهان قیمت نفت هنوز سه‌رقمی نشده است؟

چین؛ متهم اصلی پایین‌ماندن قیمت نفت

بسیاری از تحلیلگران معتقدند مهم‌ترین پاسخ این پرسش را باید در پکن جست‌وجو کرد. کاهش واردات نفت چین به‌مهم‌ترین عامل مهار قیمت‌های جهانی تبدیل شده است.

اقتصاد چین که سال‌ها موتور اصلی رشد تقاضای جهانی نفت بود اکنون با مشکلات ساختاری متعددی روبه‌رو است؛ از بحران بخش مسکن گرفته تا کاهش سرعت رشد صنعتی و افت مصرف داخلی. نتیجه این روند کاهش محسوس واردات نفت خام توسط بزرگ‌ترین واردکننده جهان بوده است.

برخی تحلیلگران بازار انرژی معتقدند اگر چین همچنان با همان سرعت سال‌های گذشته نفت خریداری می‌کرد بازار جهانی امروز با کمبود جدی عرضه مواجه می‌شد و قیمت‌ها به‌راحتی از ۱۲۰ دلار عبور می‌کردند. در چنین شرایطی نه‌تنها تورم جهانی به‌شدت افزایش می‌یافت بلکه بانک‌های مرکزی مجبور به‌افزایش دوباره نرخ بهره می‌شدند و بازارهای سهام نیز تحت فشار شدیدی قرار می‌گرفتند. به‌بیان دیگر افت تقاضای چین همان ضربه‌گیری بوده که مانع تبدیل بحران خاورمیانه به‌یک شوک تمام‌عیار نفتی شده است.

ازسوی‌دیگر کاهش مصرف انرژی در اروپا و کندشدن رشد اقتصادی در بسیاری از اقتصادهای توسعه‌یافته نیز فشار تقاضا را محدود کرده است. برخلاف بحران‌های نفتی دهه‌های گذشته جهان امروز با رشد اقتصادی ضعیف‌تر و مصرف انرژی کنترل‌شده‌تری روبه‌رو است؛ موضوعی که اثر اختلالات عرضه را تاحدی خنثی می‌کند.

مثلث مهار بازار

دومین‌عامل مهم در کنترل قیمت‌ها به‌سمت عرضه بازمی‌گردد. بازار نفت امروز با بازار دهه‌های گذشته تفاوت اساسی دارد. در سال‌های اخیر رشد تولید نفت شیل آمریکا، افزایش عرضه کشورهای غیرعضو اوپک و توسعه زیرساخت‌های صادراتی موجب شده انعطاف‌پذیری بازار افزایش یابد.آمریکا اکنون بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت جهان است و توانسته بخشی از کسری ناشی از کاهش صادرات خاورمیانه را جبران کند. برآوردها نشان می‌دهد افزایش عرضه آمریکا درکنار کاهش تقاضای چین بخش عمده کسری ناشی از اختلال صادرات منطقه را پوشش داده است.براساس داده‌های منتشرشده صادرات نفت عراق، کویت و قطر در ماه گذشته تقریبا به‌صفر رسیده و صادرات نفت ایران نیز به‌کمتر از ۵۰۰‌هزاربشکه در روز کاهش یافته است. مجموع صادرات نفت منطقه حدود ۱۲‌میلیون‌بشکه در روز افت کرده اما کاهش تقاضای چین و افزایش عرضه آمریکا در مجموع نزدیک به‌۱۰‌میلیون‌بشکه از این کسری را جبران کرده‌اند.عامل مهم دیگر ادامه حضور نفت ایران و روسیه در بازار جهانی است. برخلاف انتظار بسیاری از معامله‌گران معافیت‌ها و مسیرهای غیررسمی صادرات باعث شده حجم قابل‌توجهی از نفت این دو کشور همچنان وارد بازار شود. اگر نفت ایران و روسیه به‌طور کامل از بازار حذف شده بود وضعیت کاملا متفاوت بوده و احتمالا نفت مدت‌ها پیش وارد محدوده سه‌رقمی می‌شد.

درکنار این عوامل آزادسازی ذخایر راهبردی و تجاری نفت نیز نقش مهمی در آرام‌کردن بازار ایفا کرده است. بسیاری از کشورهای مصرف‌کننده بزرگ در ماه‌های اخیر بخشی از ذخایر خود را روانه بازار کردند تا از شکل‌گیری موج هیجانی جلوگیری شود.

البته این سیاست یک محدودیت جدی دارد: موجودی ذخایر جهانی با سرعتی بی‌سابقه درحال کاهش است. مدیران شرکت‌های بزرگ نفتی ازجمله اکسون‌موبیل هشدار دادند که سطح ذخایر به‌محدوده‌های کم‌سابقه‌ای نزدیک شده است. به‌همین دلیل بسیاری از کارشناسان معتقدند اثر این ابزار موقتی است و درصورت ادامه بحران توان بازار برای مقابله با شوک عرضه کاهش خواهد یافت.

بازاری که بیش‌از نفت به‌سیاست گوش می‌دهد

شاید مهم‌ترین تفاوت بحران کنونی با شوک‌های نفتی گذشته نقش پررنگ سیاست در تعیین قیمت‌ها باشد. بازار نفت این روزها بیش از آنکه به‌حجم واقعی عرضه و تقاضا واکنش نشان دهد به‌سیگنال‌های سیاسی حساس شده است.

نمونه روشن این موضوع واکنش بازار به‌اظهارات دونالد ترامپ است. درحالی‌که تنها چند ساعت قبل از اعلام لغو حملات برنامه‌ریزی‌شده علیه ایران بازار درحال قیمت‌گذاری یک سناریوی پرریسک بود عقب‌نشینی ترامپ و سپس طرح ادعای نزدیک‌بودن توافق میان تهران و واشنگتن موجب سقوط قیمت نفت شد.

در همان روز نفت برنت حدود ۴‌درصد کاهش یافت و به‌کمتر از ۹۰ دلار رسید. بازارهای سهام آمریکا نیز جهش کردند و شاخص داوجونز بیش از ۸۰۰واحد رشد کرد. این واکنش نشان داد معامله‌گران بیش از هرچیز نگران گسترش جنگ هستند و هر نشانه‌ای از کاهش تنش را به‌منزله کاهش ریسک نفتی تلقی می‌کنند.

واقعیت این است که بازار هنوز باور ندارد اختلال فعلی در عرضه نفت دائمی باشد. معامله‌گران تصور می‌کنند درنهایت یا مسیرهای جایگزین صادرات فعال خواهند شد یا توافق سیاسی جدیدی شکل خواهد گرفت. همین انتظار مانع از شکل‌گیری موج خرید گسترده در بازار نفت شده است.

بااین‌حال همه تحلیلگران چنین دیدگاه خوش‌بینانه‌ای ندارند. شرکت نروژی ریستاد انرژی هشدار داده که درصورت ازسرگیری کامل درگیری‌ها و تشدید تنش میان ایران و آمریکا قیمت نفت می‌تواند به‌۱۵۰دلار درهربشکه برسد.

به‌اعتقاد این موسسه بسته‌ماندن طولانی‌تر تنگه‌هرمز و کاهش بیشتر تولید خاورمیانه می‌تواند بازار را وارد مرحله‌ای کند که دیگر ابزارهای فعلی توان کنترل آن را نداشته باشند. به‌ویژه آنکه موجودی ذخایر نفتی درحال کاهش است و ظرفیت جبران کسری عرضه نیز محدودیت‌های مشخصی دارد.

برخی کارشناسان حتی معتقدند بازار نفت درحال‌حاضر در نوعی «تعادل شکننده» قرار گرفته؛ تعادلی که بر پایه کاهش تقاضای چین، عرضه اضافی آمریکا، برداشت از ذخایر راهبردی و امید به‌توافق سیاسی شکل گرفته است. هرگونه تغییر در یکی از این متغیرها می‌تواند تعادل فعلی را بر هم بزند.

درواقع نفت زیر ۱۰۰دلار امروز بیش از آنکه نتیجه وفور عرضه باشد حاصل مجموعه‌ای از عوامل موقتی است. اگر رشد اقتصادی چین دوباره احیا شود اگر ذخایر راهبردی به‌پایان راه برسند، تولید آمریکا به‌سقف ظرفیت نزدیک شود یا اگر جنگ منطقه‌ای وارد فاز جدیدی شود بازار می‌تواند ظرف مدت کوتاهی وارد کانال‌های قیمتی کاملا متفاوتی شود.

ازهمین‌رو بسیاری از کارشناسان معتقدند سوال اصلی دیگر این نیست که چرا نفت به‌۱۰۰دلار نرسیده بلکه این است که بازار تاچه‌زمانی می‌تواند در برابر فشارهای فزاینده ژئوپلیتیکی مقاومت کند. فعلا چین نفت شیل آمریکا، ذخایر راهبردی و امید به‌مذاکره نقش سپر دفاعی بازار را بازی می‌کنند اما هرچهارعامل ظرفیت محدودی دارند و اگر یکی از آنها از معادله حذف شود نفت سه‌رقمی دیگر یک‌سناریوی دور از دسترس نخواهد بود.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار + هشت =