خبرنگارای اونا ؛ خبرنگارای ما !

جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و عضو شورایسردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : نشست روبروی قدرتمندترین رییس جمهور دنیا. بدون کوچکترین هراس و دلهره. بدون چاپلوسی ؛ بدون محافظه کاری. آن چه می باید پرسید. گرچه جواب نشنید. اما پرسید. قاطع. قوی و بسیار مطمئن.‌ در سپهر رسانه‌ای جهان گاهی تماشای یک لحظه بیش از هزاران تحلیل دانشگاهی ماهیت یک حرفه را عریان می‌کند. وقتی کریستن ولکر خبرنگار شبکه NBC در برابر تند خویی و رفتارهای غیر منتظره دونالد ترامپ نه تنها عقب نمی‌نشیند ؛ بلکه با حفظ میمیکِ حرفه‌ای و صراحتِ کلامی که ریشه در استقلالِ رسانه‌ای دارد او را در تنگنای پاسخگویی قرار می‌دهد و در نهایت شاهدِ ترک صحنه از سوی رئیس‌جمهور سابق آمریکا می شود ما با یک استاندارد روبرو هستیم. اما این سویِ میدان در رسانه‌های ما در ایران چه می‌گذرد. جایی که پرسش جای خود را به تعارف می‌دهد. تفاوت بنیادین خبرنگارای ما و خبرنگارای اونا نه در تکنولوژی ست و نه در تریبون‌های در اختیار ؛ که تفاوت در فلسفه پرسشگری ست.

 در آن سویِ دنیا خبرنگار خود را نماینده افکار عمومی می‌داند که وظیفه‌اش استخراجِ حقیقت از دهانِ قدرت است ؛ حتی اگر این حقیقت به قیمتِ عصبانیتِ مصاحبه‌ شونده و حتی ترکِ صحنه تمام شود. اما در رسانه‌های ما گویی نوعی محافظه‌ کاریِ نهادینه بر اتاق‌های خبر سایه افکنده است. خبرنگارِ ما پیش از آنکه نگرانِ پاسخ باشد نگرانِ تأیید است. نگرانِ این است که مبادا سؤالِ صریحش به بهایِ از دست رفتنِ دسترسی‌ های بعدی یا خشمِ مسئولانِ مربوطه تمام شود. این نان به نرخ روز خوردن نه لزوماً به معنایِ فساد مالی بلکه به معنایِ تهی کردنِ حرفه از متهور بودن است. در بسیاری از برنامه‌های گفت‌وگو محورِ داخلی ؛ ما شاهدِ نمایشِ پرسشگری هستیم نه خودِ پرسشگری.

 خبرنگار با لبخندی از پیش مهیا شده ؛ سؤالاتی را می‌پرسد که نه تنها چالشی در بر ندارد بلکه بستری ست برای تکرارِ مواضعِ رسمیِ مسئولِ مربوطه. اینجاست که روزنامه‌ نگاری به روابط عمومی تقلیل می‌یابد. خبرنگارِ محافظه‌ کارِ ما بیش از آنکه چشمش به مردم باشد گوشش به تلفن‌هایِ احتمالی‌ پس از برنامه است. او ترجیح می‌دهد بماند و محترم بماند تا اینکه بپرسد و هزینه بدهد. تا زمانی که خبرنگار بودن در این جغرافیا با امنیتِ شغلی در تضاد باشد و تا زمانی که برایِ حفظِ جایگاه باید تیغِ پرسش را کُند کرد ما همچنان به تماشایِ صلابتِ خبرنگارانِ اونا خواهیم نشست و حسرتِ نبودِ چنین ترازویی در میانِ خودمان را خواهیم خورد. خبرنگاری که نترسد خبرنگار است. مابقی تنها سخنگویانِ محترمی هستند که لباسِ خبرنگاری به تن کرده‌اند. آن هم به اجبار.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شش + 20 =