کنتور با تراکتور چه شباهتی دارد؟!

گفت: آقای رئیسی زمانی رفتند قزوین و در دیدار و نشست با نخبگان و اقشار مختلف مردم ‎قزوین در آمفی‌تئاتر دانشگاه بین‌المللی قزوین گفتند:

«باید به وضعیت کارخانه ی تراکتورسازی قزوین سریعاً رسیدگی کنید و به من گزارش بدهید.»
وقتی به تهران برگشتند، صبح روز بعد در دفتر تهران داشته اند سفر و دستورهای پیگیری رییس جمهور به قزوین را بررسی می کردند، متوجه شدند که قزوین اصلا کارخانۀ تراکتورسازی ندارد!

گفتم:احتمالاً منظور ایشان کارخانۀ کنتورسازی قزوین بوده.حالا سوال تو چیست؟

گفت:سوال من این است که در همان نشست و حضور مسئولان چرا همه این را شنیدند و لب فروبستند؟ آیا همه گوش دادند سر تایید فرودآوردند؟ چرا یک نفر این اشتباه لفظی را تذکُّر نداد؟

گفتم:بله،جای شگفتی است!چرا باید روز بعد در تهران این اشتباه را تصحیح کنند؟

گفت: به نظر من علّت سکوت جمع این بوده که می پنداشته اند تذکُّر این اشتباه باعث دلخوری و ناراحتی آقای رئیسی می شود!هر یک پیش خود می گویند چرا من؟ چرا دیگری نمی گوید؟

می گویند رئیس یکی ازبخش های یک اداره کل ، طبق معمول ، یک روز صبح همکاران و کارکنان تحت مسئولیتش را جمع کرد و برای آن ها لطیفه ای تعریف کرد و طبق معمول ، همه همکاران از خنده ریسه رفتند . اما یکی از کارمندان به لطیفه رئیس نخندید . رئیس با تعجب و ناراحتی پرسید : مگر لطیفه ام خنده نداشت ؟

کارمند پاسخ داد : موضوع این نیست قربان . نامه انتقالی من امروز می آید و از فردا دیگر کارمند قسمت شما نخواهم بود!

گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × 1 =

پربازدیدترین ها