
اردیبهشت برای بانکهای بورسی ماهی بود که درظاهر با اعداد بزرگ و رشدهای سنگین همراه شد اما پشت این ترازنامههای فربه یک هشدار روشن پنهان است: بانکها پول بیشتری جذب کرده و تسهیلات بیشتری روی ترازنامه نشان دادند اما سودآوری عملیاتی آنها بهاندازه این رشد ترازنامهای جان نگرفته است. بررسی عملکرد ۱۶بانک بورسی در اردیبهشتماه نشان میدهد مانده سپردههای این بانکها بهحدود ۱۱هزارو۹۰۰همت و مانده تسهیلات آنها بهحدود ۱۲هزارو۱۲همت رسیده است. در نگاه اول این اعداد از یک صنعت بزرگ، پرگردش و اثرگذار بر اقتصاد ایران خبر میدهد اما وقتی نسبتها و ترکیب درآمدها بررسی میشود تصویر پیچیدهتر میشود. نسبت تسهیلات بهسپرده در کل بانکهای بررسیشده بهحدود ۹/۱۰۰درصد رسیده یعنی بانکهای بورسی در مجموع تقریبا بیش از کل سپردههای خود تسهیلات روی ترازنامه دارند. این نسبت بهویژه در بانک ملت بسیار برجسته است؛ بانکی که با بیش از ۴هزارو۶۲۰همت تسهیلات و حدود ۲هزارو۴۴۳همت سپرده نسبت تسهیلات بهسپردهای نزدیک به۱۸۹درصد دارد و عملا وزن اصلی ترازنامه اعتباری بانکهای بورسی را بهدوش میکشد اما مساله اصلی اردیبهشت نه فقط بزرگی ترازنامه بلکه کیفیت درآمدزایی آن است. مجموع درآمد تسهیلات اعطایی بانکهای بورسی در این ماه حدود ۲/۱۲۳همت بوده درحالیکه هزینه سود سپردهها به۴/۱۱۸همت رسیده است. بنابراین کل تراز سودی بانکها فقط حدود ۸/۴همت مثبت شده؛ رقمی بسیار محدود دربرابر حجم عظیم درآمد و هزینه. معنای این عدد روشن است: عملیات سنتی بانکداری یعنی جذب سپرده و پرداخت تسهیلات حاشیه سود مطمئنی برای کل صنعت نساخته است. در چنین فضایی کارمزدها نقش ناجی را بازی کردند. تراز کارمزدی بانکهای بورسی در اردیبهشت حدود ۸/۱۴همت مثبت بوده و نزدیک بهسهچهارم تراز عملیاتی بانکداری از محل همین کارمزدها ساخته شده است. بهزبان ساده اگر درآمدهای کارمزدی نبود تصویر سودآوری بانکهای بورسی در اردیبهشت بسیار شکنندهتر و نگرانکنندهتر دیده میشد.
ترازنامهای که بزرگ شد اما متوازن نماند
به گزارش اقتصاددان به نقل از جهان صنعت ، اولین پیام دادههای اردیبهشت این است که بانکهای بورسی با ترازنامههایی بسیار بزرگتر از گذشته وارد سال جدید شدند. مجموع مانده سپردههای ۱۶بانک بررسیشده بهحدود ۱۱هزارو۶/۹۰۰همت رسیده و درمقابل مانده تسهیلات آنها حدود ۱۲هزارو۱۲همت ثبت شده است. از نظر عددی این یعنی شبکه بانکی بورسی نهتنها یکی از بزرگترین کانالهای خلق اعتبار در اقتصاد ایران بوده بلکه نسبت میان تجهیز منابع و تخصیص منابع در آن بهنقطهای رسیده که نیازمند دقت تحلیلی جدی است. نسبت کل تسهیلات بهسپرده حدود ۹/۱۰۰درصد بوده؛ عددی که نشان میدهد در سطح تجمیعی مانده تسهیلات از مانده سپردهها عبور کرده است.
با این حال این تصویر تجمیعی بهشدت تحت تاثیر وزن چند بانک بزرگ قرار دارد. بانک ملت در صدر این جدول ایستاده است. مانده تسهیلات این بانک در اردیبهشت بهحدود ۴هزارو۴/۶۲۰همت رسیده درحالیکه مانده سپردههای آن حدود ۲هزارو۶/۴۴۲همت بوده است. بهاین ترتیب نسبت تسهیلات بهسپرده بانک ملت حدود ۲/۱۸۹درصد محاسبه میشود؛ نسبتی که آن را از بسیاری از بانکهای دیگر متمایز میکند و نشان میدهد مدل ترازنامهای این بانک بیش از آنکه صرفا بر سپردههای ثبتشده در همین فایل متکی باشد بر ظرفیت اعتباری، داراییها، منابع بینبانکی یا ساختار خاص ترازنامهای آن استوار است. همین موضوع باعث شده بانک ملت نقش تعیینکنندهای در عدد کل صنعت داشته باشد.
تمرکز ترازنامهای نیز نکته مهم دیگر اردیبهشت است. پنجبانک ملت، صادرات، تجارت، پاسارگاد و شهر حدود ۸/۶۹درصد سپردهها و حدود ۵/۷۸درصد تسهیلات بانکهای بررسیشده را در اختیار دارند. این سطح از تمرکز نشان میدهد که تحلیل عملکرد بانکهای بورسی بدون تفکیک بانکهای بزرگ و کوچک میتواند گمراهکننده باشد. وقتی چند بانک بزرگ چنین سهمی از منابع و مصارف دارند کوچکترین تغییر در ترکیب درآمدی یا هزینهای آنها میتواند تصویر کل صنعت را تغییر دهد. از این زاویه اردیبهشتماه بیش از آنکه روایت همه بانکها باشد روایت وزن سنگین چند بانک بزرگ و اثر آنها بر میانگین صنعت است. بانکهای کوچکتر اگرچه در برخی نسبتها عملکرد قابلتوجهی دارند اما در حجم کل صنعت چندان تعیینکننده نیستند.
درآمد تسهیلات بالا رفت اما هزینه پول نفس بانکها را گرفت
اگر از اندازه ترازنامه عبور کنیم مهمترین بخش گزارش اردیبهشت بهجدال میان درآمد تسهیلات و هزینه سود سپرده مربوط میشود. درمجموع بانکهای بورسی در اردیبهشت حدود ۲/۱۲۳همت درآمد از محل تسهیلات اعطایی شناسایی کردند. درظاهر این رقم عددی بزرگ و نشانهای از گردش بالای عملیات اعتباری بوده اما درسوی مقابل هزینه سود سپردهها بهحدود ۴/۱۱۸همت رسیده است. بنابراین کل تراز سودی بانکها فقط حدود ۸/۴همت مثبت بوده یعنی فاصله میان درآمد تسهیلات و هزینه پول بهشکل نگرانکنندهای محدود است.
این عدد برای تحلیل صنعت بانکداری اهمیت زیادی دارد. بانک تجاری زمانی از عملیات اصلی خود سود پایدار میسازد که بتواند میان نرخ بازده داراییهای بهرهزا و نرخ هزینه منابع فاصلهای مناسب ایجاد کند اما دادههای اردیبهشت نشان میدهد در سطح کل بانکهای بورسی این فاصله بسیار باریک است. بهبیان دیگر بانکها حجم بزرگی از تسهیلات دارند اما هزینه جذب سپرده و نگهداری منابع آنقدر بالا رفته که بخش عمده درآمد تسهیلاتی را میبلعد. این همان نقطهای است که میتوان آن را فشار هزینه پول بر شبکه بانکی نامید.
در میان بانکها بانک ملت با تراز سودی حدود ۱/۹همت در صدر قرار دارد. این بانک نهتنها بیشترین مانده تسهیلات را دارد بلکه بیشترین اثر مثبت را بر تراز سودی کل صنعت گذاشته است. پس از ملت بانک پاسارگاد با حدود ۶/۲همت و بانک اقتصاد نوین با حدود ۴/۲همت در جایگاههای بعدی قرار دارند. این سه بانک از معدود بانکهایی هستند که در اردیبهشت توانستند از محل عملیات سنتی بانکداری حاشیه مثبت قابلتوجهی بسازند.
سمت دیگر جدول اما تصویر متفاوتی دارد. بانک گردشگری با تراز سودی منفی حدود ۹/۴همت ضعیفترین وضعیت را میان بانکهای بررسیشده دارد. در این بانک درآمد تسهیلات حدود ۹/۴همت بوده اما هزینه سود سپردهها بهحدود ۸/۹همت رسیده یعنی هزینه پول تقریبا دوبرابر درآمد تسهیلاتی شده است. اعتباری ملل با تراز سودی منفی ۸/۲همت، بانک شهر با منفی ۵/۲همت و بانک دی با منفی ۷/۱همت نیز در وضعیت نامطلوبی قرار گرفتند. این مقایسه نشان میدهد که بزرگی بانک لزوما بهمعنای کیفیت سودآوری نیست و جذب سپرده بدون بازده کافی در سمت دارایی میتواند بهضد خود تبدیل شود.
کارمزدها چگونه تراز ماهانه بانکها را نجات دادند؟
یکیاز جذابترین یافتههای اردیبهشت نقش تعیینکننده کارمزدها در نجات تراز عملیاتی بانکهای بورسی است. درحالیکه تراز سودی کل بانکها فقط حدود ۸/۴همت مثبت بوده تراز کارمزدی آنها بهحدود ۸/۱۴همت رسیده است. بهاین ترتیب بخش عمده تراز عملیاتی بانکداری نه از محل اختلاف درآمد تسهیلات و هزینه سپرده بلکه از محل کارمزدها ساخته شده است. محاسبات نشان میدهد حدود ۶/۷۵درصد تراز عملیاتی بانکداری در اردیبهشت از محل تراز کارمزدی آمده است. این عدد بسیار مهم است زیرا نشان میدهد بانکها برای عبور از فشار هزینه پول بیش از گذشته بهدرآمدهای غیرمشاع و کارمزدی وابسته شدند.
درصدر درآمدهای کارمزدی بانک شهر قرار دارد. این بانک در اردیبهشت حدود ۲۴/۴همت درآمد کارمزد ثبت کرده است. پس از آن بانک تجارت با حدود ۲۳/۴همت و بانک ملت با حدود ۶۸/۳همت قرار دارند. نزدیکی عدد کارمزد بانک شهر و تجارت نکته قابلتوجهی بوده زیرا از نظر ترازنامه بانک تجارت در گروه بانکهای بزرگتر قرار میگیرد اما بانک شهر توانسته در بخش کارمزد عملکرد بسیار پررنگی داشته باشد. همین عملکرد کارمزدی باعث شده بانک شهر باوجود تراز سودی منفی در تراز عملیاتی بانکداری بهعدد مثبت برسد.
بانک شهر نمونه روشنی از اهمیت کارمزدها در گزارش اردیبهشت است. این بانک در بخش تراز سودی حدود ۵/۲همت منفی بوده اما درآمد کارمزدی بالا باعث شده تراز عملیاتی بانکداری آن بهحدود ۳۴/۱همت مثبت برسد. این یعنی اگر فقط عملیات سنتی تجهیز و تخصیص منابع را ملاک قرار دهیم بانک شهر وضعیت مطلوبی ندارد اما اگر درآمدهای کارمزدی را هم در نظر بگیریم تصویر بانک تغییر میکند. برای صفحه اقتصاد این میتواند یکی از محورهای اصلی گزارش باشد: بانکهایی که با کارمزد از فشار هزینه پول فرار کردند.
بانک تجارت نیز از همین زاویه اهمیت دارد. تراز عملیاتی بانکداری این بانک حدود ۷/۳همت مثبت بوده و بخش مهمی از این عدد از محل درآمد کارمزد ساخته شده است. بانک ملت نیز علاوه بر تراز سودی مثبت در بخش کارمزد هم عدد بزرگی ثبت کرده و همین ترکیب باعث شده جایگاه نخست تراز عملیاتی کل را بهدست آورد. بنابراین اردیبهشت را میتوان ماهی دانست که در آن کارمزدها نه یک درآمد جانبی بلکه یکی از ستونهای اصلی سودآوری بانکهای بورسی بودند. این روند اگر ادامهدار شود نشان میدهد مدل درآمدی بانکها درحال فاصلهگرفتن از بانکداری صرفا تسهیلاتمحور و حرکت بهسمت بانکداری کارمزدمحور بوده هرچند هنوز معلوم نیست کیفیت و پایداری این کارمزدها تاچهاندازه قابل اتکا باشد.
بانک ملت، تجارت و پاسارگاد؛ مثلث اصلی سودآوری اردیبهشت
در رتبهبندی تراز عملیاتی بانکداری بانک ملت با اختلاف بسیار زیاد در صدر قرار دارد. تراز عملیاتی این بانک در اردیبهشت حدود ۲/۱۲همت بوده؛ عددی که بهتنهایی حدود ۶۲درصد تراز عملیاتی کل بانکهای بررسیشده را تشکیل میدهد. این سهم بسیار بالا نشان میدهد که اگر بانک ملت را از تصویر کل صنعت حذف کنیم عملکرد تجمیعی بانکهای بورسی بهمراتب ضعیفتر دیده میشود. بانک ملت هم از محل تراز سودی و هم از محل کارمزد موتور اصلی سودآوری صنعت در اردیبهشت بوده است.
پس از ملت بانک تجارت با تراز عملیاتی حدود ۷/۳همت قرار دارد. اهمیت بانک تجارت در این است که عملکرد آن فقط بر یک پایه استوار نیست. این بانک از یکسو در گروه بانکهای بزرگ از نظر سپرده و تسهیلات قرار دارد و ازسویدیگر در بخش کارمزد نیز یکی از بالاترین ارقام را ثبت کرده است. درآمد کارمزدی حدود ۲۳/۴همتی بانک تجارت باعث شده این بانک در رتبه دوم تراز عملیاتی قرار بگیرد. درواقع بانک تجارت در اردیبهشت نمونه بانکی است که ترکیب اندازه ترازنامه و درآمد کارمزدی آن را در میان برندگان ماه قرار داده است.
بانک پاسارگاد نیز با تراز عملیاتی حدود ۳/۳همت در جایگاه بعدی قرار دارد. پاسارگاد از نظر تراز سودی پس از بانک ملت یکی از بهترین عملکردها را داشته و حدود ۶/۲همت تراز سودی مثبت ثبت کرده است. این موضوع نشان میدهد که مدل درآمدی پاسارگاد در اردیبهشت بیش از برخی رقبا بر عملیات اصلی بانکداری متکی بوده است. البته کارمزدها نیز بهبهبود جایگاه این بانک کمک کردند اما نقطه قوت اصلی پاسارگاد در اینماه فاصله مثبت میان درآمد تسهیلات و هزینه سود سپرده بوده است.
بانک اقتصاد نوین نیز با تراز عملیاتی حدود ۲/۳همت در گروه بانکهای موفق اردیبهشت قرار میگیرد. این بانک از نظر تراز سودی حدود ۴/۲همت مثبت بوده و درکنار پاسارگاد یکی از نمونههای قابل قبول از بانکهایی است که توانستند هزینه پول را کنترل و از محل تسهیلات حاشیه مثبت بسازند. مقایسه اقتصاد نوین با بانکهایی مانند گردشگری، ملل یا دی نشان میدهد که مساله اصلی فقط اندازه منابع نبوده بلکه کیفیت تخصیص داراییها و هزینه جذب سپرده است. درنهایت مثلث ملت، تجارت و پاسارگاد همراه با اقتصاد نوین ستون مثبت گزارش اردیبهشت را تشکیل میدهند؛ ستونهایی که اگر نبودند عملکرد کل بانکهای بورسی بهمراتب شکنندهتر دیده میشد.
بازندگان اردیبهشت؛ وقتی هزینه سپرده درآمد تسهیلات را بلعید
در سوی دیگر جدول چند بانک قرار دارند که عملکرد اردیبهشت آنها هشدارآمیز است. بانک گردشگری با تراز عملیاتی منفی حدود ۶/۴همت ضعیفترین وضعیت را در میان بانکهای بررسیشده دارد. مشکل اصلی این بانک روشن بوده: هزینه سود سپردهها بسیار بالاتر از درآمد تسهیلاتی ایستاده است. درآمد تسهیلات بانک گردشگری در اردیبهشت حدود ۹/۴همت بوده اما هزینه سود سپردههای آن بهحدود ۸/۹همت رسیده است. نتیجه چنین فاصلهای تراز سودی منفی حدود ۹/۴همت است. حتی درآمدهای کارمزدی نیز نتوانستند این شکاف را بهشکل معنادار پوشش دهند و بههمین دلیل بانک گردشگری در انتهای جدول تراز عملیاتی قرار گرفته است.
اعتباری ملل نیز وضعیت نگرانکنندهای دارد. تراز سودی این موسسه در اردیبهشت حدود ۸/۲همت منفی بوده و تراز عملیاتی آن نیز تقریبا در همین محدوده منفی باقی مانده است. نکته مهمتر درباره ملل روند سالانه درآمد و هزینه آن است. درآمد تسهیلات این موسسه در بازه ۱۲ماهه حدود ۲/۵۶درصد کاهش یافته درحالیکه هزینه سود سپردهها حدود ۳/۷۲درصد رشد کرده است. این ترکیب یکی از بدترین حالتهای ممکن برای یک نهاد اعتباری بوده یعنی سمت درآمدی تضعیف شده اما سمت هزینهای با سرعت بالا رشد کرده است. چنین شکافی اگر ادامه پیدا کند میتواند فشار جدی بر کیفیت سودآوری و حتی ساختار ترازنامهای ایجاد کند.
بانک دی نیز در گروه بازندگان اردیبهشت قرار دارد. این بانک باوجود رشد بسیار بالای مانده تسهیلات درمقیاس سالانه در تراز سودی حدود ۷/۱همت منفی و در تراز عملیاتی حدود ۲/۱همت منفی بوده است. رشد ۹/۱۹۶درصدی مانده تسهیلات بانک دی در نگاه اول چشمگیر است اما وقتی این رشد بهتراز عملیاتی مثبت تبدیل نمیشود باید درباره کیفیت درآمدزایی آن پرسش کرد. رشد تسهیلات زمانی ارزشمند است که بازده آن بتواند هزینه منابع را پوشش دهد. درغیراینصورت صرفا ترازنامه را بزرگتر میکند بدون آنکه سودآوری پایداری بسازد.
بانک سرمایه نیز با تراز عملیاتی منفی حدود ۲۵/۰همت در وضعیت ضعیفتری نسبت بهمیانگین صنعت قرار دارد. البته شدت زیان عملیاتی آن بهاندازه گردشگری، ملل یا دی نیست اما همچنان نشان میدهد برخی بانکها حتی در ماهی که کل صنعت تراز عملیاتی مثبت ثبت کرده نتوانستند بهنقطه تعادل برسند. جمعبندی این بخش روشن است: اردیبهشت برای همه بانکها ماه خوبی نبود. برخی بانکها زیر فشار هزینه پول، تضعیف درآمد تسهیلاتی و ناتوانی کارمزدها در جبران شکاف سودی در سمت منفی جدول باقی ماندند.
رشدهای سالانه؛ جهش سپردهها همیشه خبر خوب نیست
در نگاه سالانه بانکهای بورسی با رشدهای قابلتوجهی در مانده سپرده و تسهیلات روبهرو بودند. میانگین رشد مانده سپردهها درمیان بانکهای بررسیشده حدود ۵/۷۵درصد و میانگین رشد مانده تسهیلات حدود ۸/۷۱درصد بوده است. درظاهر این اعداد نشاندهنده گسترش فعالیت بانکی و افزایش مقیاس عملیات بوده اما در تحلیل بانکی رشد ترازنامه بهخودی خود کافی نیست. پرسش مهمتر این است که آیا رشد منابع با کیفیت مناسب و هزینه قابل کنترل همراه بوده و آیا رشد تسهیلات توانسته درآمد کافی ایجاد کند یا نه؟
در بخش سپردهها بانک شهر با رشد سالانه ۶/۱۲۲درصدی در صدر قرار دارد. پس از آن بانک خاورمیانه با رشد ۳/۱۰۸درصدی، بانک اقتصاد نوین با ۸/۱۰۲درصد و بانک سامان با ۳/۱۰۱درصد قرار گرفتند. این ارقام نشان میدهد برخی بانکها در جذب منابع بسیار فعال بودند اما تجربه بانک شهر نشان میدهد رشد سپرده همیشه بهمعنای بهبود سودآوری نیست. هزینه سود سپردههای بانک شهر طی ۱۲ماه حدود ۳/۱۵۲درصد رشد کرده درحالیکه درآمد تسهیلات آن فقط ۲/۲۵درصد افزایش یافته است. این فاصله نشان میدهد بانک شهر منابع بیشتری جذب کرده اما این منابع با هزینهای بالا وارد ترازنامه شده و در سمت دارایی بازده متناسبی ایجاد نکرده است.
در بخش تسهیلات بانک دی با رشد ۹/۱۹۶درصدی مانده تسهیلات در صدر قرار دارد. بانک پارسیان با رشد ۹/۹۱درصدی، بانک شهر با ۹/۸۶درصد و بانک ملت با ۸/۸۳درصد در رتبههای بعدی قرار دارند اما همانطورکه درباره بانک دی دیده میشود رشد تسهیلات اگر با درآمد سودی کافی همراه نباشد الزاما نشانه عملکرد بهتر نیست. بانک دی باوجود بیشترین رشد تسهیلات در تراز سودی و عملیاتی منفی بوده است. بنابراین رشد کمی بدون کیفیت درآمدی میتواند تصویری گمراهکننده بسازد.
درمقابل بانک اقتصاد نوین نمونهای متفاوت است. این بانک هم در رشد سپردهها عملکرد بالایی داشته و هم در تراز سودی و عملیاتی جایگاه مثبتی بهدست آورده است. همین تفاوت نشان میدهد باید میان رشد سالم و رشد پرهزینه تمایز گذاشت. رشد سالم زمانی رخ میدهد که بانک منابع را با هزینه قابل کنترل جذب کند، تسهیلات را با بازده مناسب تخصیص دهد و درنهایت تراز سودی مثبت بسازد اما رشد پرهزینه زمانی است که سپردهها با نرخ بالا جذب شوند و درآمد تسهیلات نتواند این هزینه را پوشش دهد. اردیبهشت دقیقا صحنه رویارویی این دو مدل بود.
تمرکز قدرت بانکی؛ ۵بانک چگونه تصویر کل صنعت را ساختند؟
یکی از ویژگیهای مهم دادههای اردیبهشت تمرکز شدید منابع و مصارف در چند بانک بزرگ است. پنجبانک ملت، صادرات، تجارت، پاسارگاد و شهر حدود ۸/۶۹درصد کل سپردههای بانکهای بررسیشده و حدود ۵/۷۸درصد کل تسهیلات را در اختیار دارند. این تمرکز بالا بهمعنای آن بوده که تصویر کل بانکهای بورسی تا حد زیادی بهعملکرد همین چند بانک وابسته است. اگر این بانکها عملکرد مثبتی داشته باشند میانگین صنعت بهتر دیده میشود و اگر تحت فشار قرار بگیرند کل صنعت بانکی بورسی با افت کیفیت مواجه میشود.
بانک ملت در این میان جایگاه ویژهای دارد. این بانک نهتنها بیشترین مانده تسهیلات را دارد بلکه بزرگترین تراز عملیاتی را نیز ثبت کرده است. سهم حدود ۶۲درصدی ملت از تراز عملیاتی کل نشان میدهد این بانک عملا ستون اصلی سودآوری اردیبهشت بوده است. چنین تمرکزی از یکسو نشاندهنده قدرت عملیاتی بانک ملت است اما ازسوی دیگر یک ریسک تحلیلی هم ایجاد میکند: اگر عملکرد یک بانک تا این اندازه بر میانگین صنعت اثر بگذارد تحلیل تجمیعی بدون تفکیک بانکها میتواند واقعیت را پنهان کند.
بانک تجارت نیز با تراز عملیاتی مثبت و درآمد کارمزدی بالا نقش مهمی در مثبت ماندن عملکرد کل صنعت داشته است. بانک پاسارگاد و اقتصاد نوین هم از زاویه تراز سودی مثبت کیفیت بهتری نسبت بهبسیاری از بانکها نشان دادند. بانک شهر اگرچه از نظر تراز سودی در وضعیت منفی قرار دارد اما بهدلیل درآمد کارمزدی بالا در جمع بانکهای اثرگذار بر تراز عملیاتی قرار میگیرد. همین تضاد در بانک شهر نشان میدهد تمرکز صرف بر اندازه سپرده یا تسهیلات کافی نیست و باید ترکیب درآمدها را نیز بررسی کرد. درمقابل بانکهایی مانند گردشگری، ملل و دی اگرچه از نظر حجم کل صنعت سهم کمتری دارند اما از نظر کیفیت عملکرد نشانههای هشداردهندهای ارائه میکنند. اگر این الگو در ماههای بعدی ادامه یابد میتواند بهمسالهای فراتر از عملکرد یکماهه تبدیل شود. گزارش اردیبهشت نشان میدهد صنعت بانکی بورسی دوچهره دارد: چهره نخست بانکهای بزرگی هستند که با حجم بالای ترازنامه، کارمزد قابلتوجه یا تراز سودی مثبت تصویر کل صنعت را حفظ کردند و چهره دوم بانکهایی هستند که زیر فشار هزینه پول و ضعف درآمد تسهیلاتی در حاشیه منفی ماندند. برای همین اردیبهشت را باید نه ماه پیروزی کامل بانکها بلکه ماه آشکارشدن شکاف میان بانکهای قوی و ضعیف دانست.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع